‏نمایش پست‌ها با برچسب خامنه ای. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب خامنه ای. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۸ بهمن ۱۸, یکشنبه

سردار جوانی:کاري نکنيم که خداي نکرده رهبری از خداوند مرگ خود را بخواهند تا خيانت دوستان را نبيند!

سردار سرتيپ دوم پاسدار يدالله جواني رييس اداره سياسي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در مراسم اربعين حسيني در مسجد حبيب بن مظاهر اصفهان گفت: دشمن به قدري بر روي ايجاد ترديد بر روي اصل ولايت فقيه کار مي کند که عده اي در روز عاشورا شعار "مرگ بر اصل ولايت فقيه" سر دهند که اين يعني مرگ بر اصل اسلام که هدف دشمن است. وي به موضوع آيت الله منتظري در زمان امام خميني اشاره کرد و افزود: اکنون پس از گذشت حدود بيست سال از اين موضوع هنوز معدود افرادي هستند که ترديد دارند حق با چه کسي بود زيرا منتظري فردي با سابقه مبارزاتي و مرجع تقليد بود، در انتخابات هم افرادي ترديد مي کنند حق با موسوي است يا احمدي نژاد زيرا موسوي فردي با سابقه قابل توجه و نخست وزيري در زمان امام است و اين از مشخصات زمان فتنه است که تشخيص حق از باطل در اين زمان مشکل مي شود. وي با بيان اينکه عاشورا محصول فتنه هاست تاکيد کرد:در زمان فتنه تشخيص حق از باطل دشوار مي شود و در هر حرکت اصلاحي، ريزش هايي وجود داشته که طلحه و زبيرهايي سر برآورند. اکنون نيز مي بينيم افرادي که سال ها با امام بودند، اکنون در برابر مقام معظم رهبري قرار گرفته اند و اينجاست که بايد طلحه و زبيرهاي زمان را بشناسيم که متاسفانه در بين آنان دانه درشت هايي ديده مي شود و افرادي را مي بينيم که سابقه 8 سال رياست جمهوري، نخست وزيري و رياست مجلس را دارند. جواني خاطر نشان کرد: در دو مستند تلويزيوني ميرحسين موسوي اين مساله مشخص است که در مستند اول به ديدار مراجع مي رود و همسر شهيد باکري نشان داده مي شود که مي گويد وقتي موسوي را مي بينم شهيد باکري را حس مي کنم و در مستند دوم مي بينيم براي مخاطب ديگري ساخته مي شود و در آن خانم زهرا رهنورد، معصومه ابتکار و فاطمه معتمد آريا حضور پيدا مي کنند. وي افزود: خانم معتمدآريا نماد يک فمينيست است و حضور زهرا رهنورد در کنار موسوي اين تصور را ايجاد مي کند که پس از پيروزي موسوي، او معاون اول او خواهد شد. رييس اداره سياسي سپاه تصريح کرد: انتخابات باشکوهي برگزار شد ولي حرکت غيرقانوني برخي افراد کام مردم را تلخ کرد چون موسوي وقتي راي نياورد به جاي پيگيري قانوني به کف خيابان رفت و مي بينيم يکي از وزيران دولت اصلاحات به صراحت مطرح مي کند اگر دو الي سه روز جمعيت را کف خيابان نگه داريم رهبري مجبور مي شود دست هاي خود را بالا ببرد و اين يعني اينکه به راي مردم خيانت کند و اين گونه عدالت رهبر زير علامت سوال برود و شايد اين هدف اصلي آنان از اين قضيه بود. جواني در پايان تاکيد کرد: بايد شکر وجود رهبري چنين آگاه را که بيست سال است امام وار ايستاده است به جا آوريم و کاري نکنيم که خداي نکرده آن دعاي امام خميني که در نامه به منتظري از خداوند خواستند مرگ خود را برساند تا خيانت دوستان را نبيند، بر دل ايشان نيز جاري شود زيرا اگر ديروز امام از سوي يک منتظري خون دل مي خورد امروز مقام معظم رهبري از منتظري ها خون دل مي خورد.

۱۳۸۸ دی ۲۹, سه‌شنبه

یک دلیل ساده برای اثبات عدم صلاحیت رهبر

خامنه ای در چهارم شهریورماه در سخنرانی عمومی خود اظهار داشت که: «در حوادث پس از انتخابات تخلفات و جنایاتی صورت گرفته است كه بطور قطع با آنها برخورد خواهد شد. در حادثه كوی دانشگاه تخلفات بزرگی انجام شده كه پرونده ویژه ای برای آن تشكیل شده تا مجرمان بدون توجه به وابستگی سازمانی، به مجازات برسند.»
گرچه رهبری پس از گذشت 3 ماه از تهاجم وحشیانه و خونین به کوی دانشگاه تازه متوجه شد که این عمل یک «جنایت» بوده و وعده برخورد قاطع با مسببین آنرا داد و حتی در حرکتی نمایشی اعلام نمود که شخصاً "دبیر شورای عالی امنیت ملی" را مأمور پیگیری پرونده جنایت کوی دانشگاه تهران کرده است، اینک پس از گذشت 4 ماه از دستورات قاطعانه وی برای برخورد با عاملین این فاجعه، هیچ اتفاقی نیفتاده است و در نتیجه دو سئوال زیر پیش می آید:
- آیا رهبر واقعاً و صادقانه قصد مجازات جنایتکاران فاجعه کوی دانشگاه را داشته، ولی نتوانسته است در این مورد اقدام مؤثری نماید؟ در این صورت چنین رهبر «ناتوانی» لیاقت و شایستگی تصدی را از دست داده است.
- یا اینکه اظهار محکومیت فاجعه کوی دانشگاه و وعده رسیدگی به پرونده آن، نمایشی و برای فریب افکار عمومی بوده است؟ اگر چنین باشد که رهبری خودبخود بدلیل «عوام فریبی» و «دروغگوئی» از مقامش ساقط است.

بنا به اظهارات آذرماه حجت الاسلام کلانتری ، نماینده رهبری در دانشگاه تهران، مستندات تهاجم شبانه به کوی دانشگاه تهران در دو جلد به همراه آرشیوی از عکس ها و صدمات وارده و اظهارات شهود تهیه شده که در اختیار دفتر مقام معظم قرار داده شده است.
جنایت کوی دانشگاه بدستور مستقیم خود خامنه ای و توسط نیروهای سپاه و نیروی انتظامی صورت گرفته و همانند پرونده کهریزک هم نیست که رهبر بتواند بسادگی پای خود را از ماجرا بیرون کشیده و مهره بی ارزشی چون مرتضوی را قربانی کند بلکه ناچار است یکی از سرداران سپاه یا نیروی انتظامی را قربانی کند که با توجه به همبستگی سرداران مربوطه، چنین اقدامی با واکنش تند سرداران مواجه خواهد شد. رهبری بهتر است در قضیه کوی دانشگاه از راه حل احمدی نژاد پیروی نماید. احمدی نژاد با همه بی عقلی اش، بلافاصله پس از اظهارات نسنجیده رهبری در فاجعه خواندن جنایت کوی دانشگاه و اینکه مرتکبین آن باید بسختی تنبیه شوند، سراسیمه به نماز جمعه رفته و تلاش نمود تا دسته گل به آب داده رهبری را بنحوی ماستمالی نماید. وی مدعی شد که نه نیروهای سپاه و بسیج و نیروی انتظامی و نه پرسنل وزارت اطلاعات هیچکدام کوچکترین نقشی در حمله به کوی دانشگاه نداشته اند و این جنایت توسط نیروهای نفوذی دشمن صورت گرفته است.
گرچه اینگونه توجیهات بیش از حد «احمقانه» بنظر می رسد، ولی به هر حال شاید بتواند مقام رهبری را از این بن بستی که گرفتار شده نجات دهد و ایشان نیز همچون رئیس جمهور منتصب، تقصیر را بر گردن نیروهای غیبی دشمن بیاندازند.

۱۳۸۸ دی ۲۸, دوشنبه

نشریه توقیف شده «همت» منتشر و مسوولان را دو دسته کرد

کلمه:تنها به فاصله کمتر از یک هفته از توقیف شماره جدید هفته نامه« همت»، یک نشریه دیگر با همان شکل و شمایل و محتوا امروز( دوشنبه) روی کیوسک های مطبوعاتی آمده است.

نشریه جدید که به نظر می رسد با دور زدن قانون، و با عنوان ویژه نامه موج اندیشه منتشر شده است، در روی جلد خود تصویر رهبر انقلاب را چاپ کرده به همراه تصویر چهره های برخی از مسئولان کشوری و لشکری و چهره های سیاسی و همچنین تصویری از راهپیمایی مردم در روز ۹ دی.

به گزارش فردا این ویژه نامه که بدون کوچکترین تغییر نسبت به هفته نامه همت منتشر شده،« امت امام خامنه ای» را به عنوان تیتر روی جلد خود نیز انتخاب کرده و بدین ترتیب رسما مسئولان و چهره های سیاسی و مذهبی کشور را به دو دسته تفکیک کرده که در یک سوی آن، رهبر انقلاب در صدر قرار دارد و در سوی دیگر هاشمی رفسنجانی.

از نکات جالب توجه این نشریه« همت ۲» اینکه برخی شخصیت ها که هفته گذشته در لیست یاران هاشمی بودند، حالا به سوی دیگر ماجرا آمده اند. آیت الله جوادی آملی و واعظ طبسی هستند.

همچنین برادران لاریجانی نیز به دو دسته تقسیم شده. علی رئیس مجلس در صف یاران هاشمی است و محمد جواد و صادق در صف دوم.

از نکات در خور توجه دیگر اینکه عمدتا چهره های منتقد دولت اعم از اصول گرا یا اصلاح طلب بر اساس این تقسیم بندی در حلقه یاران هاشمی قرار گرفته اند. با این حال چهره های نزدیک به رئیس جمهور همچون رحیم مشایی، سعید مرتضوی، محمد رضا رحیمی و مرحوم کردان نه در لیست اول قرار دارند و نه در لیست دوم.

از میان فرماندهان سپاه هم محسن رضایی متعلق به لیست هاشمی است و سردار جعفری در لیست دوم قرار گرفته و نکته جالب توجه اینکه سردار رحیم صفوی نیز در هیچ کدام از لیست ها دیده نمی شود.

از میان ورزشکاران هم حسین رضازاده، حمید سوریان و محمد مایلی کهن نامشان در لیست دوم آمده است.

موج اندیشه که همت ۲ را به عنوان ویژه نامه خود و به یاد شهید همت منتشر کرده، مجله هفتگی است که به صاحب امتیازی موسسه حفظ و بسط ارزش ها دور جدید انتشار خود را از آذر ماه شروع کرده و پوشش دهنده مواضع دولت است. موسسه مذکور همان موسسه ای است که نشریه توقیف شده همت هم به صاحب امتیازی آن منتشر شده بود.

از آنجا که به نظر می رسد تیم همت ۲ با هفته نامه همت یکی است و بخصوص رسما دو دستگی میان مسئولان ارشد نظام که همان ادعای رسانه ها و محافل ضد انقلاب است، را القا می کند، برخورد هر چه سریعتر مسئولان مربوطه با این تیم ضروری به نظر می رسد.

گفتنی است سایت خبری جهان اعلام کرده بود رهبر معظم انقلاب ضمن ابراز رضایت از توقیف نشریه همت که به عده ای از مسئولان کشور اهانت کرده بود خواستار جلوگیری از تکرار چنین اتفاقاتی شده بودند.

به گزارش «کلمه» در حالی نشریه جدید امروز بر روی دکه روزنامه فروشی ها قرار گرفت که چاپ دوم نشریه توقیف! شده همت نیز شنبه منتشر شده بود.و علی رغم توقیف بر روی دکه های روزنامه فروشی توزیع گردیده و جمع آوری نشد.

نشریه توقیف شده همت

نشریه جدید همت

۱۳۸۸ دی ۲۶, شنبه

دیکتاتور غیر استاندارد

دیکتاتور غیر استاندارد

خامنه ای نیز همانند تمام دیگر ارکان این نظام، استثنایی و بی قاعده است. انقلابی که ناقص و بیاری سزارین پا به عرصه گذاشت، هرگز و در هیچ زمینه ای نتوانسته است بر عقب ماندگی خود غلبه نموده و بحالت طبیعی برسد. سردمداران نظام در حوادثی پرسرعت و بدون اینکه آمادگی داشته باشند، بر صندلی قدرت نشستند و ناچاراً دنیا را بر اساس دانسته های محدود و متحجرانه خود دیده و تفسیر نمودند. دلیل اینکه این حکومت هنوز پس از سی سال، هنوز هم نتوانسته است در هیچ پست مدیریتی، حتی یک مدیر متخصص و با تجربه داشته باشد و دائماً در حال اداره کشور با روش تجربه و خطا است، از خمیرمایه اولیه این نظام نشأت می گیرد.
حتی دیکتاتور ما هم یک دیکتاتور استاندارد نیست. دیکتاتورهای دنیا بشدت از امور اجرائی گریزانند و شأن خود را فقط در حد تصمیمات کلیدی و بزرگ می بینند. دیکتاتورها فرمان صادر می کنند و زیردستان وظیفه دارند تا به هر طریق ممکن خواسته ارباب را برآورده نمایند. دیکتاتورها در روز وقت اضافه زیاد دارند و آنرا صرف تفریح و خوش گذرانی، شکار، ورزش و سرگرمی و از همه مهمتر سفر می کنند.
دیکتاتور غیر استاندارد ما برعکس، هر روز تلاش دارد تا امور اجرائی بیشتری را در دست خود بگیرد و بر همه چیز نظارت کند، رهبری از هدایت تیم تولید سلولهای بنیادین گرفته تا شبیه سازی گوساله، و از ارائه رهنمودهای فنی به دانشمندان هسته ای گرفته تا ترکیب هیأت اعزامی به سازمان ملل را بر عهده دارد. اداره روحانیت، خط دهی به ائمه جمعه، امور امنیتی و اطلاعاتی، در دست داشتن افسار نظامیان، سیاست خارجی، انتصاب استانداران، هدایت نمایندگان مجلس، تنظیم مجلس خبرگان، تقسیم عواید فروش نفت، واگذاری پروژه های بزرگ، برنامه سازی صداوسیما، و صدها کار اجرائی دیگر همه و همه بر عهده رهبر است. هشت ماهی هم هست که طراحی کودتای انتخاباتی و نحوه سرکوب مردم و کهریزک و اعترافات و دستگیریها هم به سایر امور اضافه شده است.
در کشورهای پیشرفته، مدت تصدی عالیترین مقامها، محدود و چندساله بوده و پس از اینکه شخص مسئول، بخش اعظم سلولهای حاکستری مغزش را در اداره کشورش مصرف نمود، وی را با احترام کنار گذاشته و فرد جدیدی را بر مسئولیت می گمارند. ولی در کشور ما تازه بعد از اینکه سلولهای خاکستری فرد باتمام رسید، لیاقت و شایستگی رهبری پیدا می کند.
در همه دنیا این اطرافیان هستند که واقعیتها را تحریف شده در اختیار دیکتاتور قرار می دهند، ولی در این مملکت، رهبر است که وظیفه دارد تحریفات را مشخص نموده و آنرا برای تکرار طوطی وار به زیردستان ابلاغ نماید. جمعیت کمتر از یکصد هزار نفری راهپیمائی ساندیسی را پاچه خواران رهبری به 2.5 و سپس 3.5 و سرانجام 4 میلیون نفر جعل می کنند و رهبر ناگهان در 19 دی آنرا به دهها میلیون نفر ارتقاء داده و بلافاصله همه رده ها، همان را نشخوار می کنند.
این رهبر است که سناریونویسی برای عاشورا می کند و دستور می دهد که تعدادی "بهائی" و "منافق" را با نوازش کابل برای اعترافات تلویزیونی آماده کنند تا القاء نمایند که همه معترضین عاشورا یا از "مرکز بهائیت" دستور داشته اند یا از سوی "منافقین". و باز هم این رهبر است که دستور می دهد بازداشتیها را به کهریزک برده و درسی فراموش نشدنی به آنها بدهند، ولی پس از افشای آن، رهبر می فرماید که داستان را به این شکل تغییر دهند که مقام رئوف رهبری بمحض شنیدن اسم کهریزک، دستور تعطیلی آنرا داده ولی موجودی بنام مرتضوی، تمرد از دستور کرده و بازداشتیها را همچنان در جهنم کهریزک نگاه داشته است.
رهبر دستور می دهد که با حمله به کوی دانشگاه، از دانشجویان زهرچشم بگیرند ولی پس از آن ناگهان خونخواه دانشجویان مظلوم شده و در سخنرانی عمومی خود اعلام می کند که با عاملین فاجعه کهریزک بدون ملاحظه برخورد خواهد کرد، که البته بدلیل مشغله ایشان در ماههای اخیر، هنوز فرصت سرودن داستان مربوطه را پیدا نکرده اند و تصمیم نگرفته اند که عاملین حمله به کوی دانشگاه چه کسانی و تحت فرماندهی چه ارگان و نهادی بوده اند.
و باز هم این شخص رهبر هستند که با مشاوره چینی ها، فرستادگان ویژه خود را، شاید دکتر ولایتی را، به یکی از پایتختهای اروپایی می فرستد تا بگوید مسئله هسته ای در مقابل جنبش سبز! شما تهدید به حمله نظامی بکنید و توجه افکار عمومی را از موضوع اعتراضات در ایران دور کنید تا ما هم همه خواسته های شما در پرونده هسته ای را بپذیریم.
رهبر این روزها پرکارترین فرد کشور است. ولی آیا اجازه طرح یک سئوال خصوصی هست؟ رهبر همه کاره و همه فن حریف چه طرحی برای 22 بهمن دارند؟ اگر قرار بود نقشه ها و طرحهای ایشان شنونده ای هم داشته باشد که اعتراضات مردم باید همان 30 خرداد محو و نابود می شد. این مردم متأسفانه بر خلاف حکومتیان، کمترین اعتباری برای ایده های بکر و هوشمندانه ایشان قائل نیستند. ضمن اینکه جنبش سبز با تمام توان در تلاش افشای هر چه بیشتر چهره واقعی یزیدی حکومت و جنایات حیرت برانگیز روز عاشورا هستند. لحظه ای نیست که تصاویر این جنایات، سوار بر امواج بلوتوث و اینترنت و سی دی، از این خانه به آن خانه و از این سینه به آن سینه منتقل نگردد. تنفر از وحشیگری حاکمان هر روز نهادینه تر می شود.
بدانید که موج بی نظیری از مردم در 22 بهمن به خیابانها خواهند آمد و مرگ بر دیکتاتور را فریاد خواهند زد. وقتتان را خیلی برای معامله با غربیها بر سر جنبش سبز تلف نکنید، آنها نیستند که قدرت توقف مردم ایران را داشته باشند. مردم ایران نگاهشان فقط به جوانانشان است و بس. همت مردم بر این است که شما را از اینهمه مشغله مختلف نجات داده و مرخص نمایند.