‏نمایش پست‌ها با برچسب سبز. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب سبز. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۸ دی ۲۷, یکشنبه

مطهری: باید کاندیداهای معترض هم به صداوسیما دعوت شوند

کلمه: نماینده‌ تهران در مجلس شورای اسلامی گفت:« معتقدم برگزاری گفت‌وگو و مناظره در فضای سیاسی جامعه باعث آرامش معترضان قانونی و به حاشیه راندن افراد فرصت‌طلب و ضداسلامی خواهد شد که در گروه معترضان قانونی نفوذ کرده و درصدد به دست‌گیری رهبری این جنبش هستند و هم‌چنین باعث افزایش آْگاهی همه مردم می‌شود.»

به گزارش ایسنا علی مطهری با بیان این مطلب اظهار کرد:« به نظر من این کار صداوسیما در جهت حل بحران موجود و به نوعی عمل به راهکارهای طرح وحدت و آشتی ملی است که هم من و هم برخی شخصیت‌های سیاسی بر آن تاکید داشتند، این اقدام همچنین باعث آگاهی بیشتر مردم خصوصا قشر متدین و ولایت‌مدار از حقایق می‌شود.»

وی با بیان اینکه توفیق این مناظره‌ها به رعایت شرایط درست مناظره بستگی دارد، افزود:« افراد در این گفت‌وگوها باید به دنبال برهان و استدلال باشند، از هیجان بپرهیزند، به دنبال تصفیه‌حساب‌های شخصی نباشند و به یکدیگر توهین نکنند تا ان‌شاءالله این گفت‌وگوها بتواند نتیجه مثبتی داشته باشد.»

عضو کمیسیون فرهنگی مجلس ادامه داد:« من معتقدم حتی اگر امکان آن باشد، باید کاندیداهای معترض هم به صداوسیما دعوت شوند و حرف‌هایشان را بزنند تا در نهایت به وحدت و آشتی ملی در جامعه دست یابیم و ان‌شاءالله در ۲۲ بهمن شاهد باشیم که همه شخصیت‌ها و گروه‌ها در راهپیمایی شرکت می‌کنند و به این بحران خاتمه داده می‌شود.»

مطهری تصریح کرد: « حتما جامعه به وسیله طرح این بحث‌ها آرامش پیدا می‌کند، اما اینکه به همه نقطه‌نظرات عمل و بحران سریعا حل شود، اینطور نیست و نباید انتظار داشته باشیم با این مناظره‌ها بحران، یک روزه حل شود، اما به هر حال طرح این مباحث اثر خود را بر جامعه می‌گذارد، چرا که فشار افکار عمومی واقعیتی است که در حل معضلات اجتماعی تاثیر منحصر به فردی دارد.»

نماینده مردم تهران در خانه ملت، اضافه کرد:« مسلما هرچه آگاهی مردم بالاتر باشد و آنها واقعیات را بیشتر بدانند قطعا با مشکل نیز بهتر مواجه می‌شوند. ما نباید فکر کنیم که با ایجاد شرایط مصنوعی بهتر می‌توانیم این بحران را مدیریت کنیم.»

این عضو کمیسیون فرهنگی مجلس خاطرنشان کرد:« به اعتقاد من برگزاری مناظره‌ها در صداوسیما در مجموع خوب و مثبت است، مجری نیز اگر چه شخصا منتسب به یک بینش سیاسی است، اما سعی می‌کند عدالت را رعایت کند، اما اینکه چه افرادی برای مناظره دعوت شوند، بهتر است کسانی باشند که حرفی برای گفتن داشته باشند و دنبال عوام‌فریبی، استفاده از عواطف مذهبی مردم و ایجاد هیجان کاذب نباشند بلکه از برهان و استدلال استفاده کنند و تعصب گروهی نداشته باشند.»

۱۳۸۸ دی ۲۰, یکشنبه

تصاوير غلطي که جنبش سبز را تحريف مي کنند، از انتشار اين تصاوير جدا خودداري نماييد! - حرکت جدید کودتا چیان

اين روزها يک عده مفت خور عوضي به جهت تخريب مبارزات ملت سبز ايران، تصاوير جعلي را به نام مردم ايران روانه سايت هاي اينترنتي مي کنند و سپس تلويزيون دولت کودتا نيز خوراک پيدا کند و از اين تصاوير براي اينکه نشان بدهد آهاي مردم جنبش سبز تصاوير کشته ها و شهيدانش همه الکي است بهره برداري مي کند. بر همگان واجب است از انتشار اين تصاوير جعلي جدا خودداري نمايند. و در صورت مشاهده اين تصاوير با صاحب سايتي که اين تصاوير را به نام مردم ايران آپلود کرده تماس بگيريد تا اين تصاوير جعلي را پاک کند. چند تا از اين تصاوير جعلي را در اينجا مشاهده مي کنيد: 1- اين عکس متعلق به "ندا آقا سلطان" نمي باشد و معلوم نيست با چه نيتي در روزهاي آغازين شهادت ندا به جاي تصوير واقعي او، در اينترنت دست به دست مي گشت. لطفا به هيچ وجه اين تصوير را تکثير نکنيد و آنرا هر جا ديديد به صاحب وب سايت اطلاع دهيد تا آن را پاک کند.

رمزگشایی از رویکرد جدید حکومت

رمزگشایی از رویکرد جدید حکومت

سهرابستان :

سرانجام خامنه ای تحت فشار اعتدالیون حکومت ناچار به انتخاب گزینه سیاه و چشم پوشی از گزینه قرمز شد. رفتار متناقض رهبری را تنها در شرایطی می توان درک نمود که بتوانیم خودمان را بجای وی گذاشته و حوادث و جریانات را از نگاه وی مشاهده نمائیم. واقعیت مشترکی وجود دارد که هم افراطیون و هم اعتدالیون حکومت، نزد رهبر به آن اعتراف نموده اند. این واقعیت که حکومت بازوی سرکوب متعارف خود را از دست داده است. نحوه پاسخ مردم به خشونت در روز عاشورا، نه تنها همه جهانیان را در بهت و حیرت فرو برد، بلکه خود حکومت را نیز با شرایطی کاملاً جدید مواجه ساخت، ابزار کلاسیک سرکوب که تا قبل از عاشورا موفق عمل کرده و جواب داده بود، در روز عاشورا بطرز عجیبی از کار افتاد و بی خاصیت شد. گارد ضد شورش، مرکب از نیروی انتظامی، لباس شخصی، بسیجی و سپاهی، با بهره گیری از باطوم و گاز اشک آور، در مقابل مردم تارومار شده و شکست خوردند. در شرایطی که مردم دارای هیچگونه فرماندهی مشترکی نبوده اند، نحوه درگیر شدن با گارد حکومتی در تمام صحنه ها یکسان و دارای نتیجه ای واحد بوده است.
از دیدگاه «پلیسی – ضدشورشی»، از این مرحله به بعد، فرستادن گارد ضد شورش برای مقابله با مردم، فرجام مشخصی دارد و این نیروها در همان گام اول، در برابر مردم دچار انهدام شده و فاقد هر گونه تأثیری خواهند بود. از لحاظ علم سرکوب اغتشاشات نیز این مشکل با افزایش نیرو یا چند برابر کردن آن حل نمی شود، زیرا «خط تماس و درگیری» نیروی ضد شورش با مردم، باندازه عرض خیابان است و چه یکصد نفر گارد ضد شورش در صحنه باشد چه یکهزار نفر، خط تماس و درگیری با مردم، منحصر به صفوف اول گارد بوده و نیروهای تقویتی پشت سر، عملاً کارایی و خاصیت نخواهند داشت. در عین حال که حکومت نیز توان بسیج نیروی سرکوبگر بیشتری را ندارد.
موج سبز نیز که سر باز ایستادن ندارد و دارد خود را برای 22 بهمن آماده می کند. اگر شما بجای سرکوبگران باشید تدبیرتان برای 22 بهمن چه خواهد بود؟ وقتی امکان سرکوب با گارد ضد شورش وجود ندارد چه باید کرد؟ راهکار بسیار روشن، و دقیقاً همان چیزی است که هر دو جناح درون حاکمیت به آن اقرار دارند: «بکارگیری ادوات زرهی و مسلسل»، که معنای آن آتش گشودن بسوی مردم و کشتار است. این واقعیت آشکار، در حقیقت خط جدائی دو جناح حاکمیت است، جناح تندرو تشنه خونریزی است و آنرا برای حفظ حکومت واجب می داند ولی جناح مقابل، آنرا بمنزله خودکشی و سقوط حکومت می داند.
ولی دلیل اینهمه اصرار برخی سران سپاه و تندروهای حکومتی برای خونریزی چیست؟ آیا جز این است که آنها فقط در شرایط بحران و در پروسه خشونت برای حکومت ارزش و کارائی خواهند داشت؟ اگر رهبر بخواهد به کاربرد تدبیر بجای خشونت در مقابل جنبش سبز روی آورد، اساساً جایگاهی برای شکنجه گران و قاتلین و قمه کشها نخواهد بود، مجتبی و یارانش از خاصیت می افتند.
شکافهای داخلی حاکمیت از عصر روز چهارشنبه 9 دی به نقطه حساس خود رسید، علیرغم بکارگیری همه امکانات، حکومت نتوانست حتی چند صدهزار نفر را به خیابانها بکشاند و این عملاً پایان زودرس تاکتیک شعبان بی مخی مجتبی بود و سلسله اقدامات بعدی طراحی شده، نظیر بازداشت رهبران جنبش سبز و سخنرانی آتشین رهبری در روز جمعه، متوقف گردیدند. دولت کودتا و سرداران خشونت طلب بشدت از این چرخش نظر رهبر ناخشنود و عصبانی شده و رابط بین سپاه و دولت و مجلس، سردار کوثری، فرمانده سابق لشگر 27 سپاه که اکنون روی لباسهای نظامی اش کت و شلوار نمایندگی می پوشد، جزئیات رویکرد جدید رهبری را باطلاع فراکسیون 45 نفره انقلاب اسلامی در مجلس رسانید (همان افرادی که «طرح سلاخی جنبش سبز» و «اعدام در سه سوت» را در مجلس طرح کرده بودند) که پی آمد آن استعفای حسینیان بود.
استعفانامه حسینیان را باید بعنوان بیانیه عموم تندروهای حکومت دانست که با لحنی بسیار بی ادبانه خطاب به خامنه ای نوشته شده بود و بسیاری آنرا به «سناریوی عبور افراطیون از رهبری» تعبیر نمودند. در این بیانیه، تندروها عباراتی کم نظیر را بکار برده بودند، نظیر اینکه پس از 12 سال مبارزه با اصلاح طلبان، امروز بیش از هر زمانی احساس دلشكستگی و سرخوردگی کرده و خود را ناتوان‌تر از همیشه یافته و هر روز مطرودتر و بی‌خاصیت‌تر شده و خود را موجودی شكست خورده و سرخورده می‌بینند. گلایه شدید از اینکه «چرا بسیج و نیروهای انتظامی كه در جریانات اخیر در خط مقدم علیه "مزدوران آمریكایی" می‌جنگیدند تا از امنیت مردم دفاع كنند به بهانه‌ تخلف چند نفر، با تمام وجود مورد تحقیر و ظلم دادگاه‌های نظامی قرار می‌گیرند و تمام بدنه تحت تعقیب قرار می‌گیرند، فرماندهان مورد اذیت و توهین قرار می‌گیرند، ولی هیچ كس دفاعی نمی ‌كند و هیچكس نمی ‌پرسد نیرویی كه می‌ خواهد از امنیت مردم و اركان نظام دفاع كند با این روحیه زخم خورده چگونه و چرا؟»
انتهای بیانیه جناح خشونت طلب نیز ضمن بار کردن چند متلک پیاپی به رهبر، به این ختم می شود که «خداوند تنها یك راه را به ایشان نشان داده و آن نیز گوشه‌گیری و عزلت است.» البته آخرین جمله این بیانیه، بکارگیری ناشیانه آیه ای از سوره طلاق است که رهبر را تهدید می کند که «از این کار (طلاق!) پشیمان خواهی شد و دوباره بسوی ما باز خواهی گشت.»
این تغییر تاکتیک رهبری نباید با ساده اندیشی تحلیل شده و از آن برداشت به عقب نشینی یا تصمیم به پذیرش خواست مردم نمود، رهبر و حکومت همچنان بر ادامه مسیر خود در نادیده گرفتن حقوق ملت و سرکوب هر گونه اعتراضی مصمم هستند، فقط روش سرکوب تغییر خواهد کرد.
فرمایشات روز شنبه 19 دی خامنه ای نیز مؤید همین تغییر تاکتیک حکومت است. وی ضمن اینکه تلاش داشت جلال و جبروت لطمه خورده اش را همچنان حفظ نموده و باصطلاح، زیاد از خودش ضعف بروز ندهد، نشان داد که بخشی یا تمام جام زهر را نوشیده است. خامنه ای برای اولین بار بعد از کودتای انتخاباتی، طرفدارانش را به صبر و خودداری از اقدامات خودسرانه دعوت نمود و گفت: «در شرایط فتنه، کار دشوارتر و تشخیص سخت تر است، جوانان در مقابل برخی مسائل صبر پیشه می کنند که باید هم چنین باشد ولی هرگاه که زمان حضور در صحنه باشد، در میدان حاضر هستند. همه باید مراقب باشیم که با کارهای بی رویه، به فتنه انگیزی دشمن کمک نکنیم. جوانها مراقب باشند هر كار خودسرانه كمك به دشمن است. ورود افرادی كه شأن و وظیفه قانونی ندارند، قضایا را خراب می‌كند. در این شرایط غبارآلود باید خیلی با احتیاط و تدبیر و البته در وقت خود با قاطعیت عمل کرد.»
همچنین وی یکباره بیاد قانون افتاده و دستگاههای مسئول را به اِعمال کامل و قاطع روند قانون در برخورد با حوادث اخیر موظف کرده و می گوید: «افرادی که مسئولیت و وظیفه قانونی ندارند نباید در این قضایا دخالت کنند. اگر در این قضایا بدون دقت و درک کافی عمل شود ممکن است بیگناهانی که از این خباثت ها بیزارند لطمه جدی ببینند بنابراین همه باید از حرکت خودسرانه پرهیز کنند و همه چیز بر روال قانون انجام شود.»
رهبر در شرایطی ناچار به این تغییر تاکتیک می شود که معترضین داخلی حکومتی بتدریج صدای خود را بلندتر نموده و در روزنامه جمهوری اسلامی که با بودجه رهبری اداره می شود، سرمقاله تندی به قلم مسیح مهاجری، سردبیر این روزنامه، اقدامات اخیر حکومت که بنا به اشاره خامنه ای انجام شده است را هدف قرار داده و می نویسد: «می دانید حاصل كار آقایان چیست افزایش مقلدان آقای صانعی. كما اینكه حاصل یكطرفه رفتن های رسانه ملی نیز بالا رفتن سرسام آور مشتریان تلویزیون های ماهواره ای و رادیوهای بیگانه بوده است و زهی تاسف از اینهمه بی تدبیری.» و همه می دانند که چه کسی دستور دهنده «اینهمه بی تدبیری» است.
تصور اینکه خامنه ای بتواند منش و شخصیت خود را یک شبه عوض نماید، تصوری سخت نادرست و غیرقابل قبول است. خامنه ای با مردم ایران بیگانه است و فقط آنهایی که دست او را می بوسند یا برایش فریاد زنده باد می کشند را بعنوان مردم دیده و مابقی را دشمنان خود و عامل دست اجانب می داند. وی هرگز احتمال خطا و اشتباه برای خودش را نمی پذیرد و برای همین هر چه بگوید و هر فکری که داشته باشد، عین صواب و برای همه لازم الاجرا بوده و تحمل کوچکترین انتقاد و عدم تبعیتی را ندارد، او خود را معادل حق می داند و هر کسی در هر مقامی، چنانچه با وی مخالفت کند با حق مخالفت کرده است. چنین فردی بیشتر از مشاور و همفکر به روانشناس و کمکهای پزشکی برای معالجه نیاز دارد.
خامنه ای با اتخاذ تاکتیک جدید، فقط در اندیشه وقت خریدن برای خود و حکومتش است تا نیروهای نظامی اش بتوانند تدبیر لازم را اندیشیده و ابزار مورد نیاز را خریداری و وارد نمایند، آنگاه با آمادگی کامل و مشتی برفراشته بار دیگر به تاکتیک قدیمی خود بازخواهد گشت. در حالی که حکومت می خواهد به مردم وانمود نماید که تغییر رفتار داده است، جانشین فرمانده نیروی زمینی سپاه می گوید: «زبده‌ ترین و آموزش دیده‌ ترین نیروهای بسیج كه دارای روحیه نظامی هستند، شناسایی و در گردان ‌های امام حسین سازماندهی و آموزش دیده و در در مباحث امنیتی بكارگیری خواهند شد.» لابد این گردانها منتظر رسیدن زره پوشهای چینی و مربیان ضد شورش چینی هستند تا آموزش دیده و سازماندهی شوند و در "مباحث امنیتی" بکارگیری شوند.

تاکتیک متقابل جنبش سبز
حکومت در روزهای آینده تلاشهای گسترده ای را برای اختلاف افکنی در صفوف جنبش سبز و سلب انگیزه مبارزه از مردم، آغاز خواهد نمود. حتی امکان دارد بمناسبت دهه فجر، با وساطت عده ای از بزرگان، رهبر منت فرموده و با عفو زندانیان سیاسی موافقت نموده و بدنبال آن برخی از رهبران جنبش سبز وادار به صدور بیانیه خطاب به رهبر و تشکر از این اقدامات شوند، در مواردی حتی شاید برخی از ایشان را به ملاقات رهبر برده و فریاد آشتی ملی سر دهند.
زمزمه هایی نیز از برسمیت شناختن ظاهری جنبش سبز بعنوان اپوزیسیون و در اختیار گذاشتن تریبون و حتی موافقت با برخی تجمعات بشرط عدم وجود شعارهای ساختارشکنانه (مرگ بر خامنه ای، مرگ بر دیکتاتور، مرگ بر اصل ولایت فقیه، مرگ بر جمهوری اسلامی) بگوش می رسد.
همه این تلاشها برای این است که در فرصت اندک باقیمانده، مردم را از مشارکت وسیع در راهپیمائی 22 بهمن منصرف نموده یا حداقل آنرا بسیار محدود نمایند. در حقیقت حکومت به تنها راه موجود پناه برده و در شرایطی نمی باشد که گزینه دیگری را برگزیند.
جنبش سبز در مقابل دو راه بیشتر ندارد، یا اینکه به ساز حکومت رقصیده و سرنوشت کار را به آنها واگذار نماید، و یا اینکه با قدرت هر چه تمامتر به راه خود ادامه دهد. قاطعیت و عزم جدی جنبش سبز حکومت را وادار خواهد نمود که عقب نشینی بیشتری نموده و نهایتاً با برگزاری رفراندوم عمومی 22 بهمن، با آرامش و بدون خشونت، البته بشرط آنکه حکومت مجدداً حماقت روز عاشورا را مرتکب نشود، خواست ملت ایران برای دستیابی به حقوق اولیه خود را با صدای بلند اعلام نماید. تا 22 بهمن با تمام توان در افشای جنایات عاشورا نزد هم میهنانمان و دعوت ایشان برای مشارکت در رفراندوم سرنوشت خواهیم کوشید.
اینکه حکومت با تغییر تاکتیک از سر ناچاری خود، در داخل خود دست به تغییرات بزند و فقط با تعویض ماسک رژیم، توقع داشته باشد که جنبش سبز هم متقابلاً کوتاه آمده و برای حکومت کف بزند، توهین به شعور تک تک ملت ایران است. جنبش سبز امروز از چنان پایگاهی در میان مردم و نزد افکار جهانیان برخوردار است که هرگونه تصمیم گیری پشت درهای بسته بیت رهبری را فقط جنگ قدرت داخل خود حکومت دانسته و آنرا بی اعتبار و بی ارزش می داند. مردم با حضور میلیونی خود در 22 بهمن حکومت را وادار خواهند نمود که سر تسلیم در برابر ملت ایران فرود آورد.
حکومت اگر فکر می کند می تواند راهی برای انحراف و یا متوقف نمودن جنبش آزادیخواهی مردم ایران پیدا کند در توهم مطلق است. این رهبر و این حکومت، دستشان بخون آلوده است و نزد ملت ایران هیچگونه ارزش و اعتباری ندارند.

۱۳۸۸ دی ۱۹, شنبه

۱۳۸۸ دی ۱۶, چهارشنبه

مستند گاف باران در گم کردن رد قاتل ندا

نفرین 2 عالم بر شما دروغ گویان بی صفت . از وقتی که کردان مرد با اینکه کارنامه اش پیش همه سیاه بود دیگر هیچ نگفتیم چون دستش از دنیا کوتاه بود . اما شما بی صفتان چی . بترسید از پل صراط

مستند گاف باران در گم کردن رد قاتل ندا


کلمه: انتشار کلیپی با هدف آشکار کردن واقعیت قتل ندا آقاسلطان توسط گروه ناشناس که در تلویزیون پخش شده، واکنش های مختلفی از سوی اهالی فن و متخصصان این حوزه داشته است.

به گزارش خبرنگار «آینده»، یکی از کارگردانان مستندساز صداوسیما در این باره نظرات جالبی دارد. وی که پس از دیدن فیلم ناقص و شبهه برانگیز توانسته بود منبع غیرمتخصص و ناشناس آن را پیدا کرده و فیلم اصلی را مشاهده کند، به نتیجه عجیبی رسیده است.

دست خونی ندا که توهم بطری به کلیپ ساز موبایلی داد

این مستندساز باسابقه صداوسیما می گوید: “در ابتدا فکر می کردم، جوانی در اتاقش نشسته و در مقابل میکروفون هدست خود روی تصاویر صحبت کرده، ولی وقتی بیشتر دقت کردم، هرچه تصاویر جلوتر می رفت، بی شرمی رسانه ای در شاخص یک به اصطلاح مستند و در واقع پرونده تصویری برای توهین و تحقیر به مردم کامل تر می شد”.

این مستندساز در ادامه افزود: “مستندسازی اصول مشخصی دارد، شما یا باید روایت کنید یا به تصویر بکشید! مستند محض با مستند گزارشی تفاوت زیادی دارد و هر بیننده عادی تلویزیونی متوجه جنس آن می شود.

جنس مستند محض طوری است که شاید تا سالها نتوان در مورد کیفیت آن اظهارنظر کرد و کسی که به مطلق گویی در این زمینه می پردازد به دلیل سطح سواد اندک در این حوزه است.

چنین اتفاقی در کشور ما رخ داده، تصویری که توسط یکی از همکاران در زمان جنگ از رزمنده ای که روز خاکریز در حال شلیک آرپی جی گرفته شده، پس از ۲۴ سال مشخص می شود که منتهی به شهادت رزمنده ایرانی نشده و می توان به تحقیق در مورد آن پرداخت، چون هدف تصویری مستند زنده است.

محل نشستن غیر ارادی ندا و ریخته شدن ناگهانی مقدار زیادی خون پس از اصابت گلوله از جلو

اما این اتفاق کارخانه تولیدی ندارد که بتوان با توهمات ذهنی و تفکر برگرفته از فیلم های اکشن آن را خلق کرد، همچنین در مورد اتفاقی که از چشم غیرمتخصص کلیپ ساز موبایلی این اثر دور مانده، جبر موضوعی و شرایط خاص زمان انتخابات و درگیری های شدید روز ۳۰ خرداد در حوالی میدان انقلاب است.

از سوی دیگر یکی از نکات مهمی که در یک مستند مورد توجه می گیرد، هماهنگی بین کلام نریتور و تصاویر می باشد، بر این اساس سعی می شود نگارش متن مستند گزارشی پس از ضبط روی میز قرار گرفته و برای آن انتخاب تصویر شود، اما در این اثر ابتدا تصاویر یا بهتر بگوییم تصورات و توهمات تصویری کنار هم قرار گرفته و بعد نریشن خوانده شده و دست آخر مجبور شده اند زمان های مکث نریشن را به خاطر کمبود زمان حذف کنند، برای همین جملات در میانه این مستند به دنبال هم و چسبیده به گوش می رسد.

از طرف دیگر، یک مستندساز هیچگاه خودش را در مقام قاضی ظاهر نمی کند، تمام حسن و هنر مستند این است که شما با تصاویر و بدون کلام مستقیم بتوانید مخاطبان را به خواسته و هدف رسانه ای خود برسانید، ولی گویی دوستان بی تجربه ولی با اعتماد به نفس در این کلیپ موبایلی فقط کم مانده سر مخاطب خود داد و بیداد کنند”!

این مستندساز در ادامه گفت: “گذشته از نکاتی که جزو بدیهی ترین مبانی مستندسازی در سراسر جهان است، متاسفانه روحیه داغ جوانی و چشم پرهراس ماجراجو نمی تواند منطقی به ماجرا نگاه کند و از چشم خام خود که شاید تصویر آینه را هم درست تشخیص ندهد، ناگهان فتوا صادر می کند”!

در فیلم های کشته شدن مرحومه ندا آقاسلطان که به گفته گوینده پرحرارت و احساساتی که خیلی تلاش می کرد صدای یکی از دوبلورهای مشهور مستند کشورمان را تقلید کند، دو اصل واضح وجود دارد که در تمامی فیلم های منتشر شده چه از سطح خیابان خسروی و چه تصویری که از بالای تقاطع برشمرده بعدها منتشر شد، نشان می دهد ندا آقاسلطان مورد اصابت گلوله جنگی قرار گرفته که قدرت فوق العاده ای داشته است.

به حجم خون روی زمین مقابل ندا دقت کنید

به این دلیل می گویم، گلوله جنگی سلاح قوی که اگر در فیلم سومی که از فراز یکی از بام های منازل محل حادثه ضبط شده، افرادی در سر خیابان خسروی و خیابان کارگر شمالی و حضور دارند و پس از صدای شلیک، زوزه معروف گلوله جنگی تصویربرداری که در تلاش برای به تصویر کشیدن ماموران ابتدای خیابان است، را مجبور به دزدیدن سر و دوربین خود را از سمت روبروی خود می کند.

این واکنش طبیعی نشان می دهد تصویربردار از صدایی که از روبرو شنیده واکنش نشان داده است، همچنین خروج ناگهانی مقدار زیادی از خون مرحومه در زمان اصابت نیز دلیل دیگری بر قدرت فوق العاده گلوله برشمرده می باشد.

در مورد لحظه به زمین نشستن غیر ارادی ندا آقاسلطان نیز سالها حضور در جبهه ها و دیدن تصاویر رزمندگانی که مورد اصابت گلوله قرار می گرفتند، فضایی تکراری را دست کم برای من پدید می آورد.

اگر به فیلم ها دقت کنید، ندا پس از اصابت گلوله از روبرو دست چپ خود را به صورت غیرارادی روی قلب و محل اصابت برده است، این لحظه ای است که کف دست و مچ وی کاملا با خون فواره زده از قلبش دورنگ می شود، تا کلیپ ساز ماجراجو از رنگ تیره خون ریخته شده روی دست، تصور بطری برای پاشیدن خون به روی صورت را القا کند.

اما جالب است که کلیپ ساز موبایلی به این نکته توجه نکرده که وقتی ندا به صورت غیرارادی و با کمک استاد موسیقی خود از پشت رها می شود، مقدار زیادی خون روی زمین در مقابل پای او و روی هر دو ساق شلوار ریخته و در فیلم دیگری مقدار زیادی خون از زیر مانتو و از پشت وی قابل مشاهده است.

خون ریخته شده مقابل و روی ساق شلوار ندا که به چشم کلیپ ساز موبایلی نیامده

اگر ندا با بطری برشمرده که کلیپ ساز موبایلی با حرارت لحظه ریختن آن را روی صورت به تصویر می کشد و معتقد است حالا وظیفه دست ندا تمام شده، چرا خون فراوان ریخته شده روی زمین و روی پاهای وی قبل از دراز کشیدن کف خیابان را ندیده است؟!

اگر حرکت شست مرحومه را در تصاویر بدون کیفیت ۳gp موبایل تشخیص داده، چطور لرزش غیرارادی پای راست وی در لحظه جان دادن را نمی بیند و از سوی دیگر متوجه رها شدن اندام پس از آمبولی ریه مرحومه ندا که در اثر پارگی قلب و ریه و انباشت خون در ریه صورت می پذیرد قابل تامل نیست.

دوستانی که امروز داعیه دار خیلی از ارزشها شده اند، روزگاری را که فوران خون از دهان و بینی رزمندگان یا اصابت گلوله جنگی از روبرو را تجربه کردیم، به یاد نمی آورند، بی شک در آن روزها یا در کوچه ها تفنگ بازی می کردند یا در مدرسه فوتبال گل کوچک بازی می کردند.

اما مستندسازی و بیان توهمات جزو حوزه هایی نیست که بتوان آن را به بهانه جوانگرایی و تزریق روح جوانی نابود کرد، مستند سازی اصولی دارد که با این بهانه تراشی های خنده دار و بچه بازی های سطح پایین سنخیتی ندارد.

فردی که سعی در تنفس دهان به دهان دارد و دستش رد خون روی پیشانی را پاک می کند

فرض محال که این اتفاق افتاده آیا سناریو خنده داری که نریتور کلیپ ساز با نزدیک کردن دهان خود به میکرفون قصد ترسناک کردن آن را دارد محلی از اعراب دارد، آیا امکان دارد وقتی یک دختر به اصطلاح تیر خورده، روی پای دو نفر در عقب یک خودرو دراز کشیده از پشت به وی گلوله ای زد که از کتف به سمت پهلو برود!

واقعا از شاهکار برخی دوستان و تصورات راکی رمبویی تاثیر گرفته از روحیه حادثه خیز جوانی و متاثر از سینمای هالیوود بیش از این توقعی نمی رود، ولی اهل فن به خوبی می دانند فردی که به پشت دراز کشیده، چگونه تیم قتل به تعبیر کلیپ ساز موبایلی از بالا گلوله ای را به سمت پهلو شلیک کردند و بعد ندا را در ماشین به قتل رساندند”.

وی همچنین در ادامه گفت: “بسیار جای تعجب و تاسف دارد که حاضریم وقت صرف کنیم برای توهماتی که فقط در ذهن انسان بیماری رشد کرده و ذهن بیماری که توانسته از تصاویر رقت آور و دردناک کشته شدن و جان دادن یک انسان به زیبایی دختر خانم پی برده و البته تشخیص دهد وی دانشجو هم بوده است؟

تصاویر دردناکی که خواب و خوراک را از بسیاری از مردم جهان گرفت و ناله دل هزاران انسان از چشم های پرسشگری که ثانیه های پایانی زندگی خودش را از دیگران جستجو می کرد، دنیایی را به لرزه درآورد”.

این مستندساز در ادامه گفت: “روزگاری شاگردی یکی از چهره های مستندساز دفاع مقدس را می کردم و ایشان بارها تاکید می کرد، هرگز حاضر نشو برای سلیقه خودت با واقعیت بازی کنی! خوشحالم امروز کسانی داعیه دار ارزشها شده اند و به ملت توهین و تحقیر می کنند که حاضرند برای منافع شخصی و سلیقه فردی خودشان هر واقعیتی را کتمان کنند”.

آیا چیزی در دست ندا هست که با چنین دقتی خون را به صورت وی بریزد؟

وی در پایان گفت: “این دوستان دست کم به گفته های مستندساز سیاسی صداوسیما آقای طالب زاده دقت کنند که حداقل به خاطر روح مستند سازی حاضر نشد در برنامه زنده تلویزیونی رو به فردا حقیقت را کتمان کند و به همین دلیل میکروفن او را قطع کردند! مستندسازی هر عیبی داشته باشد، تنها حسن آن این است که دروغگویی در آن جایی ندارد”!

هر چند تهمت ها و نسبت هایی ناروایی در این کلیپ موبایلی به افراد زنده و درگذشته وارد شده، اما در روزگاری که هدف وسیله را برای رسیدن به کامروایی سیاسی توجیه می کند، عجیب نیست !

۱۳۸۸ دی ۱۳, یکشنبه

شروعی دوباره

سلامی به سبزی ایران

در این بلاگ سعی می کنم حقایقی را آشکار سازم که به شناسایی هرچه بیشتر حقایق در ایران امروز کمک کند . این بلاگ ابتدا در بلاگفا بود و به علت اینکه بلاگفا معمولا" سایتهای ضد دیکتاتوررا پاک میکند به این مکان منتقل شد

باشد که خداوند حامی طرفداران صلح و دوستی باشد