‏نمایش پست‌ها با برچسب 22 بهمن. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب 22 بهمن. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۸ بهمن ۲۶, دوشنبه

داستان‌ما، این رنج بی‌حساب

داستان‌ما، این رنج بی‌حساب

22بهمن88 آمد و رفت. با همه آرزوهایی که بدان بود. بسیاری براین باور

بودند که چون مناسبتهای دیگر طی این چند ماه اخیر به درگیریهایی بینجامد.
برخی براین بودند که ازشمار راهپیمایان همیشگی کاسته می‌شود. و گروهی نیز
باور داشتند که چون همه خواهند آمد و این روز را وجه‌المصالحه درگیریها و
دعواهای سیاسی خود نخواهند کرد، پس این حضور همه‌جانبه می‌تواند مسیری
برای آرامش و کاهش دامنه اختلافات باشد. و گروهی نیز باهمه شواهد و قرائن
درپی بروز حتی اندکی نا آرامی بودند تا بازهم ازین نمد برای خود کلاهی
بسازند.


مسلم است که حکومت ، هرکه در مقام حکومت باشد ؛ چه حق باشد چه باطل ؛ چه
مسلمان باشد چه کافر .... همواره درپی آرامش درتمام شئون کشور خود است و
طرفهای مقابلش را هرچند هم که باخود دشمن بدارد ، نمی‌خواهد آنان را
همیشه در سنگر مقابل خود ببیند و با چشمی ناآرام و نامطمئن ، سربر بالین
بگذارد.


در آستانه 22 بهمن ، همه در اطلاعیه‌ها و بیانیه‌هایی به حضور همیشگی
مردم دراین مراسم تاکید کردند. چه رسمی و چه غیررسمی. چه حکومتی و چه
مخالفان دولت.بویژه سران حکومت براین نکته بارها تاکید کردند که این روز
متعلق به هیچ جناحی نیست و هیچ کس حق مصادره آن را به نفع خود ندارد.
روز موعود فرا رسید. همه هم آمدند.اما اولین بهره‌برداری جانبدارانه را حکومت کرد.
در روز راهپیمایی ، باید همانگونه که برای جلوگیری از خودنمایی مخالفان ،
صفوفی از نیروهای ویژه در گلوگاهها با تجهیزات کامل ، آماده
نگهداشته‌بودند و همانگونه که از ساعتها پیش از شروع مراسم ، میدان آزادی
را از نیروهای مشخص پرکردند، تا از تشنج احتمالی به هنگام پخش مستقیم
مراسم جلوگیری کنند ؛ به نیروهایشان نیز متذکر می‌شدند تا از توزیع اقلام
تفرقه افکنانه بپرهیزند. اما چنین نکردند و تراکتهایی درحجم زیاد و
درمذمت منتقدین پخش کردند.


در میانه راهپیمایی ، تابوتهایی به نشانه تشییع جنازه سران منتقد با
نشانها و علایم مشمئز کننده به میان جمعیت فرستادند.
حتی حضور سران مخالف را در راهپیمایی برنتافتند و گروههای ویژه و
مامورشان ، برآنان تاختند و به ضرب و شتم و اهانت بدانها پرداختند. و راه
را بر خیل عظیمی از مردم بستند.


در قطعنامه پایانی مراسم نیز همان حرفهای چند ماه پیش حکومت در مذمت
مخالفان تکرار شد.


اطلاعیه رهبری و موضع‌گیری‌اش علیه مخالفان دولت ، نشان داد که همه
تبلیغاتشان درفراخوانی مردم به وحدت ، چشم‌داشتن به مقصود خود است نه
منافع عمومی. جاداشت که در اطلاعیه مزبور، به جای "معاندان و فريب
خوردگان داخلي"، تنها به مخالفان خارجی اشاره می‌شد؛ چه در آن صورت ،
ایرانیان را عضو خانواده‌ای بزرگ می‌خواندند و مخالفان را از بهره‌برداری
از اختلافات داخلی ناامید می‌ساختند. اما چنین نشد.


پس‌از پایان مراسم نیز در خلاء اطلاع‌رسانی غیردولتی به علت تعطیلی چند
روزه کشور ، بابمباران تبلیغاتی و روی‌آوردن به برنامه‌سازیهای یکطرفه ،
جهت‌دار و مسموم تلویزیونی ، حتی از برنامه کودک نیز برای نیل به مقصود
خود چشم نپوشیدند ، و همان رویه چند ماه گذشته را ادامه دادند.
پیامهای تبریک برای یکدیگر صادر کردند که برمخالفانمان غلبه یافته‌ایم و
در منابر سخن می‌گویند که مخالفان همچنان یا باید توبه کنند یا سرکوب
خواهند شد.


یکروز پس‌از آن ، خطبای جمعه را برآن داشتند تا درنمازجمعه به تکرار
مواضع سابقشان بپردازند.


همانگونه که این رخدادها نشان می‌دهد ؛ اراده‌ای درمیان بدنه حاکمیت برای
رسیدن به نقطه آرامش و عقلانیت وجود ندارد. و همچون همیشه و بویژه در دو
دهه اخیر ، نگاهشان به مردم ، نگاهی از جنس کالایی تزیینی است تا چون
"
هميشه در لحظه‌ نياز " به بازی بگیرندشان و آنگاه که ازمسیری سنگلاخ
عبور کردند ، باز بر آنان بتازند.


22
بهمن 88 نشان داد که حکومت تا چه پایه ضعیف و شکننده است و حتی از
استفاده از دروغ و فریب و نیرنگ هم برای بقا در قدرت ابایی ندارد.
اکنون آیا چنین حکومتی پیروز است؟


آیا وعده‌هایش در آینده خریدارانی خواهد یافت؟
آیا با چنین سخافتی روی‌آرامش خواهد دید؟
آیا می‌توان به آینده‌ای روشن برای آن امید داشت؟

ما را رها کنید در این رنج بی‌حساب
با قلب پاره پاره و با سینه ای کباب
از درس و بحث و مدرسه ام حاصلی نشد
کی میتوان رسید به دریا ازین سراب
هرچه فرا گرفتم و هرچه ورق زدم
چیزی نبود غیر حجابی پس حجاب
ما عیب و نقص خویش و جمال و کمال غیر
پنهان نموده ایم چو پیری پی خضاب
این جاهلان که دعوی ارشاد می‌کنند
در حلقه شان بغیر «منم» تحفه ای میاب


"
امام خمینی

۱۳۸۸ بهمن ۱۴, چهارشنبه

گفت و گوی‌ کلمه با میرحسین موسوی پیرامون مسایل مهم کشور

امروز مقاومت مردم میراث گرانبهای انقلاب اسلامی است و عدم سازگاری مردم با دروغ، تقلب و فساد که ما این روزها شاهد آن هستیم به خوبی حضور این میراث را نشان می دهد/در سالهای اول انقلاب اسلامی اکثریت مردم قانع شده بودند که انقلاب همه ساختارهایی را که می توانست منجر به استبداد و دیکتاتوری شود از بین برده است ولی الان چنین اعتقادی نداریم/ امروز هم عوامل و ریشه هایی را که منجر به دیکتاتوری می شود می توان شناسایی کرد/امروز زندانها را پاکترین فرزندان ملت پر کرده اند در حالی که منحرفان واقعی و غارتگران بیت المال در بیرون از زندان ها مشغول جولان هستند/شبی نیست که بنده به امام و شهید بهشتی و دیگر شهیدان عزیز فکر نکنم و با آنها نجوا نکنم که شما چه می خواستید و امروز ما به کجا رسیده ایم/ از همه مشاوران پاک و فداکار و فرهیخته خود که همگی دستگیر شده اند و در محبس عدالت آقایان گرفتارند دفاع نمایم و شرمندگی خود را از اینکه کنار آنها نیستم ابراز کنم/ببینید باسهام عدالت و حقوق بازنشستگان و شیوه غلط اجرای اصل 44 چه بلایی به سر مملکت آورده اند/اقشار مستضعف جامعه که دل در ارزش های اسلامی دارند بالقوه خواستار تحقق اهدافی هستند که جنبش سبز نیز بدنبال آن است/همه ما برای اصلاح به میدان آمده ایم، نه برای انتقام گیری و یا کسب قدرت و یا ویران گری/تلاش برای سوق دادن مردم بسوی شعارهای محدود و از پیش تعیین شده ،اهانت به مردم است/حرکت سبز در هیچ مرحله ای دست از روش های مسالمت آمیز و اخلاقی خود در مبارزه برای احقاق حق ملت دست برنخواهد داشت/این حرکت از انتخاب رنگ سبز رنگ اهل بیت پیامبر به عنوان اسلام رحمانی و دوستی و محبت و وحدت همیشه استفاده کرده است.

کلمه: مهندس میرحسین موسوی در گفت و گویی تفصیلی به ۱۰ سوال کلمه در مورد، اهداف اصیل انقلاب اسلامی، اقدامات قوه قضائیه، عملکرد سوء اقتصادی، بسته شدن فضای رسانه ای کشور، برپایی راه پیمایی و تجمع و برنامه های جنبش سبز پاسخ گفته است.

به گزارش خبرنگار «کلمه»، مهندس موسوی در این گفت و گو که در آستانه ۲۲ بهمن ماه مصادف با سی و یکمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی انجام شد از دست دادن مشروعیت را عامل اصلی فروپاشی حکومت مستبد و منفور شاهنشاهی دانسته است و تأکید کرد که امروز مقاومت مردم میراث گرانبهای انقلاب اسلامی است و عدم سازگاری مردم با دروغ، تقلب و فساد که ما این روزها شاهد آن هستیم به خوبی حضور این میراث را نشان می دهد.

مشروح این گفت و گو را در زیر می خوانید:

در آستانه سی و یکمین سال انقلاب اسلامی هستیم. آیا می توانیم از یادآوری و بزرگداشت روزهای پیروزی انقلاب استفاده ای برای امروز خودمان ببریم؟

در مقدمه لازم میدانم سی و یکمین سال پیروزی انقلاب اسلامی را به همه ملت و به همه خانواده های شهیدان و جانبازان و رزمندگان و ایثارگران تبریک بگویم. تحلیل انقلاب اسلامی هنوز پایان نیافته. هزاران کتاب و مقاله نوشته شده و هنوز هم نوشته می شود. آنچه امروز جالب است که انتخابات اخیر و حوادث بعد از آن دوباره انقلاب اسلامی را در معرض نقد های جدیدی قرار داده است.

بعضی از این نقد ها بیشتر به مشابه سازی گرایش دارند، بعضی از آن ها روی تفاوت ها و مشابهت ها تاکید می کنند و بعضی دنباله ریشه های نهضت سبز در انقلاب اسلامی هستند.به هر حال این نقد ها فوق العاده مفید اند به ویِژه برای نسل جوان که شور اصلی حرکت سبز از آنهاست. عوامل گوناگونی دست به دست هم داد تا با شرکت یکپارچه ملت ما به ویِژه تهیدستان جامعه و رهبری درخشان حضرت امام خمینی(ره) انقلاب اسلامی به پیروزی رسید. مطالب بسیاری در این زمینه می توان گفت ولی آنچه بسیار مفید است همان اول این گفتگو به آن اشاره کنم آن است که در سال ۵۷ همه مردم یکپارچه در صحنه انقلاب بودند.این وحدت در صفوف آنقدر عمیق بود که حتی پادگان های نظامی را در بر گرفت. عکس ادای احترام همافران و افسران نیروی هوایی در۱۹ بهمن ۱۳۵۷ به حضرت امام به عنوان یک سند تاریخی از این نظر اهمیت فوق العاده ای دارد. در روز های منتهی به پیروزی انقلاب ما دو گروه اقلیت و اکثریت در خیابان ها نداشتیم، بلکه به دلیل آنکه حکومت مستبد و منفور شاهنشاهی ریشه های مشروعیت بخش خود را به طور کامل در آن سال ها از دست داده بود حتی در پادگان ها هم زیر پایش خالی شده بود، در آن برهه حتی گروه های شناسنامه دار سیاسی تمایزات خود را از دست داده بودند و از روی رضایت یا عدم رضایت با حرکت توده های میلیونی و شعار استقلال آزادی جمهوری اسلامی همراه شدند.

می توان گفت فروپاشی رژیم شاهنشاهی اجتناب ناپذیر بود؟

رژیم مشروعیت خود را به طور کامل از دست داده بود. البته کشتارهای خیابانی در تسریع این روند نقش عظیم داشت؛ مخصوصا کشتار هفده شهریور تعیین کننده بود. اگر کمی دورتر برویم می توان به قطع و یقین گفت که اگر پهلوی ها به میراث مشروطیت خیانت نمی کردند رژیم شاهنشاهی با اصالت رای مردم و نقشی که قانون اساسی مشروطه بر عهده شاه گذارده بود، می توانست مثل بعضی از کشورها ادامه پید اکند. در این زمینه از همان اول به حکومت پهلوی ها تذکرات جدی داده شد و حتی کسانی مثل شهید مدرس تا پای جان در این زمینه مقاومت کردند. ولی همه این مقاومت ها و تذکرات بی فایده بود و به فاصله کمی از انقلاب مشروطیت نظام استبدادی این بار در شکل شبه تجدد گرایانه باز تولید شد. استمرار نسبتا طولانی پهلوی ها در حکومت نشان می دهد که در انقلاب مشروطیت ریشه های استبداد خود کامگی بطور کامل از بین نرفت و این ریشه ها در قالب های فرهنگی،‌اجتماعی و ساختهای اجتماعی به حیات خود ادامه دادند. بنده یادم هست که رژیم شاه در آن سالها از یک عکس برای تبلیغات بسیار استفاده می کرد و آن عکس یک رعیتی بود که به زمین افتاده بود و کفشهای شاه را می بوسید. این عکس از نظر آنها نشان پیوند شاه و ملت بود و عاقلان البته در این عکس چیزهای دیگری می دیدند.

عواملی که باعث بازتولید رژیم های استبدادی در ایران می شد آیا با انقلاب اسلامی از بین رفته است؟

در سالهای اول انقلاب اسلامی اکثریت مردم قانع شده بودند که انقلاب همه ساختارهایی را که می توانست منجر به استبداد و دیکتاتوری شود از بین برده است و من هم یک نفر از این جمع بودم. ولی الان چنین اعتقادی ندارم. امروز هم عوامل و ریشه هایی را که منجر به دیکتاتوری می شود می توان شناسایی کرد و هم مقاومت در مقابل بازگشت به این دیکتاتوری را که باید گفت مقاومت مردم میراث گرانبهای انقلاب اسلامی است. عدم سازگاری مردم با دروغ و تقلب و فساد که ما این روزها شاهد آن هستیم به خوبی حضور این میراث را نشان می دهد. همان طور که بسته شدن فضای مطبوعاتی و رسانه ای و پر شدن زندانها و کشتن بیرحمانه مردم در خیاباها که به صورت مسالمت آمیز احقاق حقوق خود را خواستارند نشان دهنده حضور ریشه های استبداد و دیکتاتوری باقیمانده از نظام شاهنشاهی است. مردم دنبال آزادی و عدالت هستند و متوجه اند که دستگیری ها و اعدام ها با اغراض سیاسی و در تعارض با قانون اساسی و قوانین رایج صورت می گیرد. آنها از رژیم شاهنشاهی نفرت دارند و در عین حال متوجه اند که با داد و ستدهای بی اهمیت و بدون رعایت مراتب قانونی ممکن است عده ای به کام مرگ فرستاده شوند. تا امام جمعه بی رحمی که همواره از تبعیض و خشونت و تقلب دفاع کرده به قوه قضاییه دستمریزاد بگوید. برای او مهم نیست که شایعات گسترده ای برا ی اعتراف گیری های غیر قانونی وجود دارد و برای او مهم نیست که این افراد ربطی به جریانات انتخابات ندارند . مهم برای او اعدام برای زهر چشم گرفتن است. او از قدرت تکوینی اثربخشی خون بیگناهان غافل است و نمی داند سیل خون شهیدان، رژیم شاه را از بین برد. مردم اعتقاد به استقلال و آزادی و جمهور اسلامی را از انقلاب دارند. همان طور که مقاومت دلیرانه ملت و رزمندگان در هشت سال دفاع مقدس ناشی از همین تغییرات بنیادینی بود که انقلاب اسلامی در روحیه مردم پدید آورده بود. بیاد داشته باشیم که از جنگهای روس با ایران تا آخر دوران شاه در مراحل مختلف بخشهایی از خاک کشورمان در جنگها و بحران ها و بازی های سیاسی توسط همین شاهان از دست رفته بود و دفاع جانانه هشت ساله دفاع مقدس این مدار خطرناک و خار کننده را در هم شکست. اکنون هم در صفوف سبز مردم و مرعوب نشدن آنها و پایداریشان بر سر حقوق خودشان ادامه همان مقاومت دفاع مقدس و همان روحیه آزاد منشانه قوام آمده در سال ۵۷ را می بینیم. از سوی دیگر امروز وقتی دیده می شود که دروغ از سوی دولت و صدا و سیما و روزنامه های وابسته، سکه رایج است؛ وقتی ملت ما می بیند که عملا این نیروهای امنیتی و نظامی هستند که بر پرونده های قوه قضاییه حکم می رانند و در حقیقت این قوه قضاییه است که ضابط نیروهای امنیتی شده است، به این نتیجه می رسیم که ما در اول انقلاب زیاد خوش بین شده بودیم.

بنده امروز به شهادت رسیدن مردانی چون بهشتی و مطهری و دیگر شهدای انقلاب اسلامی را ناشی از ادامه ریشه ها ی استبداد شاهی می دانم که هنوز بطور کامل از کشور ما ریشه کن نشده بود. به همین دلیل بنده اعتقاد ندارم که انقلاب به اهداف خود رسیده است. بزرگداشت دهه فجر که هر ساله برگزار می شود در حقیقت برای هشیاری وبرای تمدید قوا جهت برخورد با باقیمانده ریشه های استبداد است. امروز مردم برای نیل به عدالت و آزادی و حاکمیت مردم بر سرنوشت خود در صحنه حضور دارند و باید بدانیم که ملت ما در این راه صدها هزار شهید داده است.

انقلاب اسلامی حاصل تلاش و از خود گذشتگی عظیم ملت ماست و کمی غفلت و عقب گرد ما را به استبدادی تاریکتر از قبل از انقلاب می برد چرا که استبداد به نام دین، بدترین نوع استبداد است و به عکس آگاهی و ایستادگی بر سر میراث اصلی و آرمانهای انقلاب اسلامی مطالبه جدی آزادی و عدالت ما را از گذشته ای سیاه به آینده ای روشن عبور می دهد و باقیمانده تفاله های خود کامگی را از بین می برد و زمینه را برای زیستن در فضای آزاد توأم با احترام به تنوع و تکثر و آزادی اندیشه ها و کرامت ذاتی انسان فراهم می سازد. بنده اعتقاد دارم، آن قرائت از اسلام که مردم را خس و خاشاک و بزغاله و گوساله می نامد و مردم را قسمت قسمت می کند تا عده ای بجان عده ای دیگر بیفتند، متاثر از فرهنگ شاهنشاهی است. سزاوار بود که قوه قضاییه بجای اعدام چند جوان و نوجوان، که شایعات جدی در مورد نحوه اعتراف گیری از آنها وجود دارد، به این ریشه ها توجه می کرد.

گر چه همانطور که اشاره کردم ما کاملا از قوه قضاییه قطع امید کرده ایم و قوه قضاییه ای که فرزند فرهیخته،‌ آزادیخواه و مومن شهید بهشتی و آزایخواهان دیگر امثال او را زیر عکس پدرش در راهروهای دادسراها می نشاند،‌ خیلی از اهداف تعریف شده انقلاب دور شده است.

امروز زندانها را پاکترین فرزندان ملت پر کرده اند؛ از دانشجویان و اساتید و دیگر اقشار. مطابق فرمول های مندرس شده ای به دنبال پرونده سازی برای آنها هستند با پرونده هایی مالی یا جنسی یا جاسوسی. در حالی که منحرفان واقعی و غارتگران بیت المال در بیرون از زندان ها مشغول جولان هستند. آنها به جای آنکه دنبال جاسوسان واقعی باشند انسان های شریف و مؤمن را به جاسوسی متهم می کنند. جا دارد در اینجا بنده از همه مشاوران پاک و فداکار و فرهیخته خود که همگی دستگیر شده اند و در محبس عدالت آقایان گرفتارند دفاع نمایم و شرمندگی خود را از اینکه کنار آنها نیستم ابراز کنم. این روز ها شبی نیست که بنده به امام و شهید بهشتی و دیگر شهیدان عزیز فکر نکنم و با آنها نجوا نکنم که شما چه می خواستید و امروز ما به کجا رسیده ایم. از مشاوران خود نام نبردم تا احترام خود را به همه زندانیان سیاسی ابراز کرده باشم. ایران نام و فداکاری همه این عزیزان را حفظ خواهد کرد.

آیا از ظهور و بروز روحیه استبدادی در رفتار مسؤلان می توانید مثال بیاورید؟

نفوذ این روحیه و باقی مانده آثار رژیم مستبد تاریخی را در همه جا در کنار روحیه برآمده از آگاهی و آزادگی می توان دید. ولی شاید برترین نمونه را در به هم خوردن روابط منطقی و قانونی ارکان نظام مشاهده می کنیم. الان به طور واضحی دیده می شود که زور مجلس در مواردی که جزء وظایف آن است به دولت نمی رسد. این فقط گفته مخالفان دولت نیست. اصول گرایان منصف و آگاه از این مسئله می نالند. عدم پاسخ گویی در موارد اعلام شده دیوان محاسبات عمومی، روشن نبودن نحوه فروش نفت و شیوه های هزینه کردن آن، بی اعتنایی به برنامه چهارم و ویران کردن دستگاه برنامه ریزی برای فرار از حساب و کتاب و الخ موارد بسیار روشنی از برگشت ما حتی به ماقبل پهلوی ها است. جای دوری نرویم. چند روز پیش بعضی از رسانه ها نقل کردند که وزیری در اعتراض به سوال خبرنگاران در مورد حقوق معلمان گفته است به کسی ربط ندارد که معلمان چقدر حقوق می گیرند و چرا کم می گیرند. شما شبیه این گفته ها را از مسئولان دیگر و همچنین از نیروهای امنیتی می توانید بشنوید.

همچنین در حالی که در مجلس به دلیل جنایات بی سابقه در کهریزک گزارش داده شده است. یکی از مسئولین می گوید مسئله کهریزک بی خود بزرگ شده است. نمونه بارز دیگر این روزها نحوه ارتباط قوه قضاییه با باصطلاح ضابطین خودش است. باید دید قاضی ها فرمان می دهند و تصمیمی می گیرند یا نیروهای انتظامی و امنیتی؟ قوه قضاییه ای که در قانون اساسی به صورتی قوی بر استقلال آن تأکید شده است امروز باید دید که اختیاراتش تا چه حد است؟ تا چه مقدار شأن و منزلت آن مراعات می شود؟ به نظر من یکی از مظاهر بارز ادامه روحیه استبدادی را در مظلوم واقع شدن قوه قضاییه و مجلس می توان مشاهده کرد. آیا امروز قوه قضاییه و قوه مقننه می توانند از همه اختیاراتی که قانون اساسی برای آنها تعیین کرده است، استفاده کنند. مشابهتی که انتخابات ها هم با انتخابات آن دوره پیدا می کند یکی دیگر از این نشانه ها است. شما شیوه رای گیری مجالس اول انقلاب را با الان مقایسه کنید تا ببینید ما به جلو حرکت کرده ایم یا به گذشته؟

از مطالبات همیشگی جامعه که در شعارهای تشکل های سیاسی بازتاب داشته است عدالت اجتماعی، بویژه عدالت اقتصادی بوده است. گاهی دیده شده است که آزادی و عدالت در مقابل هم قرار داده شده اند. میتوان گرایش خاصی را در جنبش سبز تشخیص داد….

مردم در مشروطیت عدالت می خواستند و از دل عدالت، خواست آزادی هم متولد شد تا آنجا که تاریخ اندیشه بشری نشان می دهد خواست عدالت همیشه مطرح بوده است حتی بعضی از حکما و اندیشمندان عدالت را جمع همه فضیلت ها و یا مادر همه فضیلت های دیگر دانسته اند. من گمان نمی کنم که ما مجبور باشیم میان عدالت و آزادی یکی از آنها را انتخاب کنیم. بطور عینی و ملموس شما توجه کنید که خط فقر هشتصد و پنجاه هزار تومانی و وجود توأمان تورم و بیکاری، دارند درخواست آزادی را محدود می کنند.

درست در همین نقطه است که طمع سیطره و مهار خواستهای آزادی خواهانه مردم بروز و ظهور پیدا می کند. در کوچکتر شدن سفره مردم است که توزیع سیب زمینی و اقتصاد صدقه ای برای جلب آرا و خواسته های مردم مورد توجه قرار می گیرد. بررسی وضعیت موجود کشور نشان می دهد که امروز گره خوردن خواست برای عدالت بویژه عدالت اقتصادی با خواست برای آزادی سیاسی یک ضرورت است.

در سالهای قبل از انقلاب، دفاع نیروهای انقلابی و جامعه دانشگاهی از اقشار ضعیف یک اصل بود و متصف بودن به همنشینی باکارگران و حقوق بگیران و اقشار مستضعف یک افتخار بحساب می آمد. به نظر بنده از نکاتی که همه ما باید به ان توجه کنیم حمایت از منافع اقشار زحمت کش است، البته نه برای آنکه از این اقشار به صورت ابزاری استفاده شود بلکه با این قصد که سرنوشت جنبش با سرنوشت همه آحاد ملت بویژه دو قشری که تولید اقتصادی و تولید علمی دارند یعنی کارگران و معلمان ودانشگاهیان گره بخورد. بنده به دلیل آنکه مشکلات حاد سیاسی باعث شده است مشکلات اقشار پایین دست جامعه و حقوق آنان کمتر مورد توجه قرار گیرد، ناراحت هستم. وقتی معیشت مردم سامان پیدا می کند، هم ریشه های آزادی در جامعه عمیق تر می شود و هم وحدت و رشد و شکوفایی مردم بیشتر می شود.

امروز کسانی که مسئول شور بختی مردم و عقب ماندگی ملی ما هستند و کسانی که مسئول تورم و بیکاری و ویرانی اقتصاد کشور هستند، مسئول تعطیلی پروژه های بزرگ و عقب ماندگی ما از رقیبان در منطقه هستند، با تزریق مسکّن ها و سیاست های بی سر و ته ولی عوام فریبانه سعی می کننداز این وضعیت استفاده کنند. کافی است ببینید باسهام عدالت و حقوق بازنشستگان و شیوه غلط اجرای اصل ۴۴ چه بلایی به سر مملکت آورده اند. سرنوشت برنامه چهارم و بودجه سال آینده مایه نگرانی جدی است.

مخصوصا با ندانم کاری هایی که منجر به افزایش خطر تحریم ها شده است. به هر حال باید گفت که اقشار مستضعف جامعه که دل در ارزش های اسلامی دارند بالقوه خواستار تحقق اهدافی هستند که جنبش سبز نیز بدنبال آن است. کسانی که خواستار اجماع ملی برای تغییراند باید بیشتر با اقشار تهی دست گره بخورند و از منافع آنها دفاع بکنند گذشته از آن، امروز به دلیل سرنوشت ساز بودن تصمیمات و سیاست های اقتصادی همه باید به اخبار و تحلیل های اقتصادی حساسیت نشان بدهند. این روزها حجم اخبار اقتصادی و اجتماعی درمقایسه با اخبار سیاسی بسیار اندک است و در این زمینه اطلاع رسانی کمی صورت می گیرد.

عده ای عبور از قانون اساسی را حلال مشکلات کشور می بینند. آیا به نظر شما این راه حل واقعی مسائل ماست؟

انشاالله همه ما برای اصلاح به میدان آمده ایم، نه برای انتقام گیری و یا کسب قدرت و یا ویران گری. راه حل های گذر از قانون اساسی دارای اشکالات فراوان و جدی است. اولین آنها عدم توانایی صاحبان چنین خواسته ای برای جلب نظر اکثریت ملت ماست. بدون جلب نظر این اکثریت و حتی باید بگویم، بدون ایجاد یک اجماع نباید منتظر یک تحول اساسی و معنا دار باشیم. برای همین بعضی از شعارهای معطوف به عبور از قانون اساسی موردسوء ظن مردم متدین ونهادهای سنتی است و متاسفانه باید گفت، گاهی شعارهای افراطی در این زمینه بیشتر از افراط کاری های اقتدارگرایان به جنبش آسیب می رسانند. اینکه شما مخالف خرافه گرایی و تحجر هستید یک خواست خوب و اساسی است.

ولی اینکه وسط معرکه بحث هایی به میان کشیده شود که با اعتقادات و دین و ایمان مردم ناسازگاری دارد، مشکوک است. دلیل بعدی برای ابتر بودن عبور از قانون اساسی آن است که با این راه حل، ما به پرتاب در تاریکی دعوت می شویم. اگر ما این ریسمان اتصال را که حاصل زحمات و تلاش های نسلهای گذشته ماست از دست بدهیم به قطعات ریز ریز بی خاصیت تبدیل خواهیم شد. طبیعی است که دنبال آن رویگردانی عامه مردم از این آشفتگی و حرکت در تاریکی را شاهد باشیم. کسانی که اهداف مبتنی برعبور از قانون اساسی را دنبال می کنند ممکن است امروز بلندگوهای بزرگی را در اختیار داشته باشند ولی در بطن جامعه اهداف آنها با سوء‌ظن جدی روبرو است. مخصوصا که در کنار منادیان عبور از قانون اساسی خواسته و نخواسته آنها بعضی از چهره های منفور شاهی حضور دارند که به صورت فرصت طلبانه ای کینه خود را به مردم و انقلاب به نمایش می گذارند. کسانی که تئوریسین های شاهی را در برنامه های خود علم می کنند ظاهرا یادشان رفته است که مردم حافظه بسیار خوبی دارند. بهرحال هر کس به اندازه وزن اجتماعی خود میتواند انتظار مقبولیت را داشته باشد و نه بیشتر.

شعارهایی امروز مفید است که یا بصورت مشخص به تبیین اهداف جنبش کمک کند و یا همدلی عامه مردم را در کنار نخبگان و طبقات میانه جلب کند.همه باید بدانند که ۲۲ بهمن و انقلاب اسلامی را اکثریت قاطع مردم ما متعلق به صدها هزار شهید می دانند و تاریخ و منش ملت ما با زنجیره ای از این شهدا در شهر و روستا به دیروز انقلاب متصل اند.

هفت ماه برنامه کانال های کشورهای دیگر که متأسفانه به دلیل بستن فضای رسانه ای کشور و انحراف صدا و سیما اهمیت پیدا کرده اند، اثراتی داشته اند. ولی این اثرات ضعیف تر از آن هستند که مردم از منافع ملی خود و خواسته های دینی و تاریخی شان دست بردارن، همچنانکه نباید همچون حربه ای برای اتهام و سرکوب واقعیت های جامعه مورد بهره برداری قرار گیرند. به نظر من تلاش برای سوق دادن مردم بسوی شعارهای محدود و از پیش تعیین شده ،اهانت به مردم است و باید شعارها از بطن حرکت های مردمی و بصورت خود جوش و غیر آمرانه بجوشد. همانطور که در سال ۵۷ شعار استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی به صورت طبیعی از دل مردم جوشید.

آیا صرف تکیه بر قانون اساسی راه را برای آینده نمی بندد؟

بنده جایی گفته ام که قانون اساسی وحی منزل نیست و همانطور که سال ۶۸ یکبار تغییر پیدا کرد می توان با توجه به نیازهای فکری مردم و مطالبات مردم و تجربیات ملی گام های مهمی در جهت کارآمدسازی بیشتر آن برداشت. منتهی باید بداینم که صرف داشتن یک قانون خوب مسئله را حل نمی کند. ما باید به طرف سازو کارهایی حرکت کنیم که امکان نقض و تخطی از قانون هزینه های گزافی برای نقض کنندگان آن در هر سطح و مرتبتی داشته باشد.

به نظر بنده جمهوری اسلامی منهای قانون اساسی بی معنا است، و ما علاوه بر مراقبت جهت عدم نقض قانون اساسی،‌اجرا نشدن و یا کمتر توجه کردن به بخشهایی از قانون اساسی را هم باید نوعی نقض قانون اساسی بحساب بیاوریم. برای همین، خواست اجرای بدون تنازل قانون اساسی یک خواست راهبردی است از طرف دیگر هم به همین دلیل باید به کسانی که علاقه مند به بقای جمهوری اسلامی هستند بگوییم اگر بخشهای قابل ملاحظه ای از قانون اساسی بویژه فصل سوم آن مورد بی اعتنایی قرار گیرد بطور قهری بدیل های دیگری برای نظام ظهور خواهد کرد. همه باید بدانیم، عدم رعایت حقوق اساسی مردم که در قانون اساسی آمده است و هم چنین به رسمیت نشناختن حاکمیت مردم بر سرنوشت خود به ابطال این میثاق ارزشمند ملی خواهد انجامید. به طور مثال آن کسانی که جاسوسی و تجسس را در جامعه تبدیل به یک رویه عادی کرده اند، خواسته و ناخواسته تیشه به ریشه نظام می زنند. آن کسانی که رسانه ها را محدود کرده اند و صدا و سیما را در انحصار خواسته های خود قرار داده اند، به سستی پایه های جمهوری اسلامی کمک می کنند.

در بیانیه شماره ۱۷ اشاره به نهرهایی داشتم که اگر وارد رودخانه گل آلود و طغیانی بشوند می توانند جریان آنرا بتدریج آرام و روشن گردانند. یکی از آن نهرهای روشن می تواند این باشد که رسما اعلام شود که قرار است همه به قانون اساسی برگردیم.

به عنوان سوال آخر در مورد راهپیمایی ها و تجمعات نظرتان را بیان بفرمایید

راهپیمایی و تجمعات مسالمت آمیز، حق مردم است، زنان و مردان و جوانان و میانسالان و سالخوردگان به نظر من مردم در اصل هیچ کینه ای نسبت به نیروهای انتظامی و بسیج ندارند چرا که آنها را نیز از خود می دانند. درگیری موقعی پیش می آید که این نیروها در مقابل حرکت آرام مردم قرار می گیرند از هزاران عکس و فیلم های کوتاه مردمی که درعاشورا و یا روزها ی دیگر گرفته شده می توان فیلم مستندی ساخت تا معلوم شود که درگیری ها و فضای تند دنبال آن چگونه ایجاد شده است. به هر حال انچه توصیه بنده به نیروهای انتظامی و بسیج است، مهربانی و ملاطفت با مردم است و توصیه من به طرفداران جنبش سبز آن است که تمایز خود را با بقیه مردم، چه کم و چه زیاد ،کم کنند. این نهضت از میان مردم برآمده و متعلق به مردم است. همه به شدت باید مراقب اعتقادات، مقدسات و عرف و هنجارهای جامعه باشند. اما هدف نهایی خودمان را درهیچ مرحله ای نباید از یاد ببریم و آن ساختن ایرانی پیشرفته و مستقل و آزاد و متحد است. این هدف تنها با همکاری همه زنان و مردان و همه اقشار ملت و همه اندیشه ها و سلیقه ها امکان پذیر است. جا دارد بگویم، وقتی می گوییم ایران باید همه ایرانیان داخل و خارج علاقمند به اعتلای این سرزمین و فرهنگ دیرینه و باورهای دینی، آسمانی و رحمانی آن را در نظر بیاوریم و انشاالله حرکت سبز در هیچ مرحله ای دست از روش های مسالمت آمیز و اخلاقی خود در مبارزه برای احقاق حق ملت دست برنخواهد داشت. این حرکت از انتخاب رنگ سبز رنگ اهل بیت پیامبر به عنوان اسلام رحمانی و دوستی و محبت و وحدت همیشه استفاده کرده است. جنبش سبز به کرامت ذاتی انسانی و حق تنوع عقاید و اندیشه و آزادی بیان احترام می گذارد و از همه جنبش هایی که اهداف آنها بهروزی و رشد ملت و تضمین حقوق شهروندی و آزادی های اساسی ملت ما و نیز عدالت اجتماعی است استقبال می کند و آنها را از خود جدا نمی داند.

آیا شما نماینده و سخن گویی در خارج دارید؟

در جنبش سبز هر شهروند یک رسانه است و راه سبز هیچ نماینده و سخن گویی در خارج ندارد. یکی از زیبایی های فضای سبز آن است که همه حرفهای خود را می زنند و این حرکت در یک فضای تعامل گسترش می یابد. بنده هم به عنوان یک همراه نظرات و پیشنهادات خودم را در این فضا مطرح می کنم.

گاهی در سایتها و فیس بوک و نظایر آن از شما نقل قولهایی می شود. تا چه اندازه این مطالب مورد تأیید شماست؟

مطالب بنده با امضاء و در سایتهای محدودی منعکس می شود و من وبلاگ شخصی و امثال آن ندارم. نقل قولهایی که اشاره کردید از جمله عوارض اجتناب ناپذیر فضای مجازی است و ارتباطی با من ندارد.

۱۳۸۸ دی ۲۷, یکشنبه

مطهری: باید کاندیداهای معترض هم به صداوسیما دعوت شوند

کلمه: نماینده‌ تهران در مجلس شورای اسلامی گفت:« معتقدم برگزاری گفت‌وگو و مناظره در فضای سیاسی جامعه باعث آرامش معترضان قانونی و به حاشیه راندن افراد فرصت‌طلب و ضداسلامی خواهد شد که در گروه معترضان قانونی نفوذ کرده و درصدد به دست‌گیری رهبری این جنبش هستند و هم‌چنین باعث افزایش آْگاهی همه مردم می‌شود.»

به گزارش ایسنا علی مطهری با بیان این مطلب اظهار کرد:« به نظر من این کار صداوسیما در جهت حل بحران موجود و به نوعی عمل به راهکارهای طرح وحدت و آشتی ملی است که هم من و هم برخی شخصیت‌های سیاسی بر آن تاکید داشتند، این اقدام همچنین باعث آگاهی بیشتر مردم خصوصا قشر متدین و ولایت‌مدار از حقایق می‌شود.»

وی با بیان اینکه توفیق این مناظره‌ها به رعایت شرایط درست مناظره بستگی دارد، افزود:« افراد در این گفت‌وگوها باید به دنبال برهان و استدلال باشند، از هیجان بپرهیزند، به دنبال تصفیه‌حساب‌های شخصی نباشند و به یکدیگر توهین نکنند تا ان‌شاءالله این گفت‌وگوها بتواند نتیجه مثبتی داشته باشد.»

عضو کمیسیون فرهنگی مجلس ادامه داد:« من معتقدم حتی اگر امکان آن باشد، باید کاندیداهای معترض هم به صداوسیما دعوت شوند و حرف‌هایشان را بزنند تا در نهایت به وحدت و آشتی ملی در جامعه دست یابیم و ان‌شاءالله در ۲۲ بهمن شاهد باشیم که همه شخصیت‌ها و گروه‌ها در راهپیمایی شرکت می‌کنند و به این بحران خاتمه داده می‌شود.»

مطهری تصریح کرد: « حتما جامعه به وسیله طرح این بحث‌ها آرامش پیدا می‌کند، اما اینکه به همه نقطه‌نظرات عمل و بحران سریعا حل شود، اینطور نیست و نباید انتظار داشته باشیم با این مناظره‌ها بحران، یک روزه حل شود، اما به هر حال طرح این مباحث اثر خود را بر جامعه می‌گذارد، چرا که فشار افکار عمومی واقعیتی است که در حل معضلات اجتماعی تاثیر منحصر به فردی دارد.»

نماینده مردم تهران در خانه ملت، اضافه کرد:« مسلما هرچه آگاهی مردم بالاتر باشد و آنها واقعیات را بیشتر بدانند قطعا با مشکل نیز بهتر مواجه می‌شوند. ما نباید فکر کنیم که با ایجاد شرایط مصنوعی بهتر می‌توانیم این بحران را مدیریت کنیم.»

این عضو کمیسیون فرهنگی مجلس خاطرنشان کرد:« به اعتقاد من برگزاری مناظره‌ها در صداوسیما در مجموع خوب و مثبت است، مجری نیز اگر چه شخصا منتسب به یک بینش سیاسی است، اما سعی می‌کند عدالت را رعایت کند، اما اینکه چه افرادی برای مناظره دعوت شوند، بهتر است کسانی باشند که حرفی برای گفتن داشته باشند و دنبال عوام‌فریبی، استفاده از عواطف مذهبی مردم و ایجاد هیجان کاذب نباشند بلکه از برهان و استدلال استفاده کنند و تعصب گروهی نداشته باشند.»

۱۳۸۸ دی ۲۰, یکشنبه

رمزگشایی از رویکرد جدید حکومت

رمزگشایی از رویکرد جدید حکومت

سهرابستان :

سرانجام خامنه ای تحت فشار اعتدالیون حکومت ناچار به انتخاب گزینه سیاه و چشم پوشی از گزینه قرمز شد. رفتار متناقض رهبری را تنها در شرایطی می توان درک نمود که بتوانیم خودمان را بجای وی گذاشته و حوادث و جریانات را از نگاه وی مشاهده نمائیم. واقعیت مشترکی وجود دارد که هم افراطیون و هم اعتدالیون حکومت، نزد رهبر به آن اعتراف نموده اند. این واقعیت که حکومت بازوی سرکوب متعارف خود را از دست داده است. نحوه پاسخ مردم به خشونت در روز عاشورا، نه تنها همه جهانیان را در بهت و حیرت فرو برد، بلکه خود حکومت را نیز با شرایطی کاملاً جدید مواجه ساخت، ابزار کلاسیک سرکوب که تا قبل از عاشورا موفق عمل کرده و جواب داده بود، در روز عاشورا بطرز عجیبی از کار افتاد و بی خاصیت شد. گارد ضد شورش، مرکب از نیروی انتظامی، لباس شخصی، بسیجی و سپاهی، با بهره گیری از باطوم و گاز اشک آور، در مقابل مردم تارومار شده و شکست خوردند. در شرایطی که مردم دارای هیچگونه فرماندهی مشترکی نبوده اند، نحوه درگیر شدن با گارد حکومتی در تمام صحنه ها یکسان و دارای نتیجه ای واحد بوده است.
از دیدگاه «پلیسی – ضدشورشی»، از این مرحله به بعد، فرستادن گارد ضد شورش برای مقابله با مردم، فرجام مشخصی دارد و این نیروها در همان گام اول، در برابر مردم دچار انهدام شده و فاقد هر گونه تأثیری خواهند بود. از لحاظ علم سرکوب اغتشاشات نیز این مشکل با افزایش نیرو یا چند برابر کردن آن حل نمی شود، زیرا «خط تماس و درگیری» نیروی ضد شورش با مردم، باندازه عرض خیابان است و چه یکصد نفر گارد ضد شورش در صحنه باشد چه یکهزار نفر، خط تماس و درگیری با مردم، منحصر به صفوف اول گارد بوده و نیروهای تقویتی پشت سر، عملاً کارایی و خاصیت نخواهند داشت. در عین حال که حکومت نیز توان بسیج نیروی سرکوبگر بیشتری را ندارد.
موج سبز نیز که سر باز ایستادن ندارد و دارد خود را برای 22 بهمن آماده می کند. اگر شما بجای سرکوبگران باشید تدبیرتان برای 22 بهمن چه خواهد بود؟ وقتی امکان سرکوب با گارد ضد شورش وجود ندارد چه باید کرد؟ راهکار بسیار روشن، و دقیقاً همان چیزی است که هر دو جناح درون حاکمیت به آن اقرار دارند: «بکارگیری ادوات زرهی و مسلسل»، که معنای آن آتش گشودن بسوی مردم و کشتار است. این واقعیت آشکار، در حقیقت خط جدائی دو جناح حاکمیت است، جناح تندرو تشنه خونریزی است و آنرا برای حفظ حکومت واجب می داند ولی جناح مقابل، آنرا بمنزله خودکشی و سقوط حکومت می داند.
ولی دلیل اینهمه اصرار برخی سران سپاه و تندروهای حکومتی برای خونریزی چیست؟ آیا جز این است که آنها فقط در شرایط بحران و در پروسه خشونت برای حکومت ارزش و کارائی خواهند داشت؟ اگر رهبر بخواهد به کاربرد تدبیر بجای خشونت در مقابل جنبش سبز روی آورد، اساساً جایگاهی برای شکنجه گران و قاتلین و قمه کشها نخواهد بود، مجتبی و یارانش از خاصیت می افتند.
شکافهای داخلی حاکمیت از عصر روز چهارشنبه 9 دی به نقطه حساس خود رسید، علیرغم بکارگیری همه امکانات، حکومت نتوانست حتی چند صدهزار نفر را به خیابانها بکشاند و این عملاً پایان زودرس تاکتیک شعبان بی مخی مجتبی بود و سلسله اقدامات بعدی طراحی شده، نظیر بازداشت رهبران جنبش سبز و سخنرانی آتشین رهبری در روز جمعه، متوقف گردیدند. دولت کودتا و سرداران خشونت طلب بشدت از این چرخش نظر رهبر ناخشنود و عصبانی شده و رابط بین سپاه و دولت و مجلس، سردار کوثری، فرمانده سابق لشگر 27 سپاه که اکنون روی لباسهای نظامی اش کت و شلوار نمایندگی می پوشد، جزئیات رویکرد جدید رهبری را باطلاع فراکسیون 45 نفره انقلاب اسلامی در مجلس رسانید (همان افرادی که «طرح سلاخی جنبش سبز» و «اعدام در سه سوت» را در مجلس طرح کرده بودند) که پی آمد آن استعفای حسینیان بود.
استعفانامه حسینیان را باید بعنوان بیانیه عموم تندروهای حکومت دانست که با لحنی بسیار بی ادبانه خطاب به خامنه ای نوشته شده بود و بسیاری آنرا به «سناریوی عبور افراطیون از رهبری» تعبیر نمودند. در این بیانیه، تندروها عباراتی کم نظیر را بکار برده بودند، نظیر اینکه پس از 12 سال مبارزه با اصلاح طلبان، امروز بیش از هر زمانی احساس دلشكستگی و سرخوردگی کرده و خود را ناتوان‌تر از همیشه یافته و هر روز مطرودتر و بی‌خاصیت‌تر شده و خود را موجودی شكست خورده و سرخورده می‌بینند. گلایه شدید از اینکه «چرا بسیج و نیروهای انتظامی كه در جریانات اخیر در خط مقدم علیه "مزدوران آمریكایی" می‌جنگیدند تا از امنیت مردم دفاع كنند به بهانه‌ تخلف چند نفر، با تمام وجود مورد تحقیر و ظلم دادگاه‌های نظامی قرار می‌گیرند و تمام بدنه تحت تعقیب قرار می‌گیرند، فرماندهان مورد اذیت و توهین قرار می‌گیرند، ولی هیچ كس دفاعی نمی ‌كند و هیچكس نمی ‌پرسد نیرویی كه می‌ خواهد از امنیت مردم و اركان نظام دفاع كند با این روحیه زخم خورده چگونه و چرا؟»
انتهای بیانیه جناح خشونت طلب نیز ضمن بار کردن چند متلک پیاپی به رهبر، به این ختم می شود که «خداوند تنها یك راه را به ایشان نشان داده و آن نیز گوشه‌گیری و عزلت است.» البته آخرین جمله این بیانیه، بکارگیری ناشیانه آیه ای از سوره طلاق است که رهبر را تهدید می کند که «از این کار (طلاق!) پشیمان خواهی شد و دوباره بسوی ما باز خواهی گشت.»
این تغییر تاکتیک رهبری نباید با ساده اندیشی تحلیل شده و از آن برداشت به عقب نشینی یا تصمیم به پذیرش خواست مردم نمود، رهبر و حکومت همچنان بر ادامه مسیر خود در نادیده گرفتن حقوق ملت و سرکوب هر گونه اعتراضی مصمم هستند، فقط روش سرکوب تغییر خواهد کرد.
فرمایشات روز شنبه 19 دی خامنه ای نیز مؤید همین تغییر تاکتیک حکومت است. وی ضمن اینکه تلاش داشت جلال و جبروت لطمه خورده اش را همچنان حفظ نموده و باصطلاح، زیاد از خودش ضعف بروز ندهد، نشان داد که بخشی یا تمام جام زهر را نوشیده است. خامنه ای برای اولین بار بعد از کودتای انتخاباتی، طرفدارانش را به صبر و خودداری از اقدامات خودسرانه دعوت نمود و گفت: «در شرایط فتنه، کار دشوارتر و تشخیص سخت تر است، جوانان در مقابل برخی مسائل صبر پیشه می کنند که باید هم چنین باشد ولی هرگاه که زمان حضور در صحنه باشد، در میدان حاضر هستند. همه باید مراقب باشیم که با کارهای بی رویه، به فتنه انگیزی دشمن کمک نکنیم. جوانها مراقب باشند هر كار خودسرانه كمك به دشمن است. ورود افرادی كه شأن و وظیفه قانونی ندارند، قضایا را خراب می‌كند. در این شرایط غبارآلود باید خیلی با احتیاط و تدبیر و البته در وقت خود با قاطعیت عمل کرد.»
همچنین وی یکباره بیاد قانون افتاده و دستگاههای مسئول را به اِعمال کامل و قاطع روند قانون در برخورد با حوادث اخیر موظف کرده و می گوید: «افرادی که مسئولیت و وظیفه قانونی ندارند نباید در این قضایا دخالت کنند. اگر در این قضایا بدون دقت و درک کافی عمل شود ممکن است بیگناهانی که از این خباثت ها بیزارند لطمه جدی ببینند بنابراین همه باید از حرکت خودسرانه پرهیز کنند و همه چیز بر روال قانون انجام شود.»
رهبر در شرایطی ناچار به این تغییر تاکتیک می شود که معترضین داخلی حکومتی بتدریج صدای خود را بلندتر نموده و در روزنامه جمهوری اسلامی که با بودجه رهبری اداره می شود، سرمقاله تندی به قلم مسیح مهاجری، سردبیر این روزنامه، اقدامات اخیر حکومت که بنا به اشاره خامنه ای انجام شده است را هدف قرار داده و می نویسد: «می دانید حاصل كار آقایان چیست افزایش مقلدان آقای صانعی. كما اینكه حاصل یكطرفه رفتن های رسانه ملی نیز بالا رفتن سرسام آور مشتریان تلویزیون های ماهواره ای و رادیوهای بیگانه بوده است و زهی تاسف از اینهمه بی تدبیری.» و همه می دانند که چه کسی دستور دهنده «اینهمه بی تدبیری» است.
تصور اینکه خامنه ای بتواند منش و شخصیت خود را یک شبه عوض نماید، تصوری سخت نادرست و غیرقابل قبول است. خامنه ای با مردم ایران بیگانه است و فقط آنهایی که دست او را می بوسند یا برایش فریاد زنده باد می کشند را بعنوان مردم دیده و مابقی را دشمنان خود و عامل دست اجانب می داند. وی هرگز احتمال خطا و اشتباه برای خودش را نمی پذیرد و برای همین هر چه بگوید و هر فکری که داشته باشد، عین صواب و برای همه لازم الاجرا بوده و تحمل کوچکترین انتقاد و عدم تبعیتی را ندارد، او خود را معادل حق می داند و هر کسی در هر مقامی، چنانچه با وی مخالفت کند با حق مخالفت کرده است. چنین فردی بیشتر از مشاور و همفکر به روانشناس و کمکهای پزشکی برای معالجه نیاز دارد.
خامنه ای با اتخاذ تاکتیک جدید، فقط در اندیشه وقت خریدن برای خود و حکومتش است تا نیروهای نظامی اش بتوانند تدبیر لازم را اندیشیده و ابزار مورد نیاز را خریداری و وارد نمایند، آنگاه با آمادگی کامل و مشتی برفراشته بار دیگر به تاکتیک قدیمی خود بازخواهد گشت. در حالی که حکومت می خواهد به مردم وانمود نماید که تغییر رفتار داده است، جانشین فرمانده نیروی زمینی سپاه می گوید: «زبده‌ ترین و آموزش دیده‌ ترین نیروهای بسیج كه دارای روحیه نظامی هستند، شناسایی و در گردان ‌های امام حسین سازماندهی و آموزش دیده و در در مباحث امنیتی بكارگیری خواهند شد.» لابد این گردانها منتظر رسیدن زره پوشهای چینی و مربیان ضد شورش چینی هستند تا آموزش دیده و سازماندهی شوند و در "مباحث امنیتی" بکارگیری شوند.

تاکتیک متقابل جنبش سبز
حکومت در روزهای آینده تلاشهای گسترده ای را برای اختلاف افکنی در صفوف جنبش سبز و سلب انگیزه مبارزه از مردم، آغاز خواهد نمود. حتی امکان دارد بمناسبت دهه فجر، با وساطت عده ای از بزرگان، رهبر منت فرموده و با عفو زندانیان سیاسی موافقت نموده و بدنبال آن برخی از رهبران جنبش سبز وادار به صدور بیانیه خطاب به رهبر و تشکر از این اقدامات شوند، در مواردی حتی شاید برخی از ایشان را به ملاقات رهبر برده و فریاد آشتی ملی سر دهند.
زمزمه هایی نیز از برسمیت شناختن ظاهری جنبش سبز بعنوان اپوزیسیون و در اختیار گذاشتن تریبون و حتی موافقت با برخی تجمعات بشرط عدم وجود شعارهای ساختارشکنانه (مرگ بر خامنه ای، مرگ بر دیکتاتور، مرگ بر اصل ولایت فقیه، مرگ بر جمهوری اسلامی) بگوش می رسد.
همه این تلاشها برای این است که در فرصت اندک باقیمانده، مردم را از مشارکت وسیع در راهپیمائی 22 بهمن منصرف نموده یا حداقل آنرا بسیار محدود نمایند. در حقیقت حکومت به تنها راه موجود پناه برده و در شرایطی نمی باشد که گزینه دیگری را برگزیند.
جنبش سبز در مقابل دو راه بیشتر ندارد، یا اینکه به ساز حکومت رقصیده و سرنوشت کار را به آنها واگذار نماید، و یا اینکه با قدرت هر چه تمامتر به راه خود ادامه دهد. قاطعیت و عزم جدی جنبش سبز حکومت را وادار خواهد نمود که عقب نشینی بیشتری نموده و نهایتاً با برگزاری رفراندوم عمومی 22 بهمن، با آرامش و بدون خشونت، البته بشرط آنکه حکومت مجدداً حماقت روز عاشورا را مرتکب نشود، خواست ملت ایران برای دستیابی به حقوق اولیه خود را با صدای بلند اعلام نماید. تا 22 بهمن با تمام توان در افشای جنایات عاشورا نزد هم میهنانمان و دعوت ایشان برای مشارکت در رفراندوم سرنوشت خواهیم کوشید.
اینکه حکومت با تغییر تاکتیک از سر ناچاری خود، در داخل خود دست به تغییرات بزند و فقط با تعویض ماسک رژیم، توقع داشته باشد که جنبش سبز هم متقابلاً کوتاه آمده و برای حکومت کف بزند، توهین به شعور تک تک ملت ایران است. جنبش سبز امروز از چنان پایگاهی در میان مردم و نزد افکار جهانیان برخوردار است که هرگونه تصمیم گیری پشت درهای بسته بیت رهبری را فقط جنگ قدرت داخل خود حکومت دانسته و آنرا بی اعتبار و بی ارزش می داند. مردم با حضور میلیونی خود در 22 بهمن حکومت را وادار خواهند نمود که سر تسلیم در برابر ملت ایران فرود آورد.
حکومت اگر فکر می کند می تواند راهی برای انحراف و یا متوقف نمودن جنبش آزادیخواهی مردم ایران پیدا کند در توهم مطلق است. این رهبر و این حکومت، دستشان بخون آلوده است و نزد ملت ایران هیچگونه ارزش و اعتباری ندارند.