۱۳۸۸ بهمن ۱۱, یکشنبه

مهدی خزعلی : آقاي لاريجاني؛ دين را از آمريكاييها بياموزيد!

جناب آقاي لاريجاني؛ نمي دانم از مرحوم ابوى چه آموخته ايد، هر چه هست ربطي به آموزه هاى اسلام ندارد، پيامبر عظيم الشان اسلام در عصر جاهليت و برده داري كه سياهان را از چهارپايان كم بهاتر مي دانستند، منزلت انسان را تا بدانجا برد كه ديگر در قيد رنگ و نژاد و قوم نباشد، ملاكها را عوض و ارزشها را دگرگون كرد. برده اى سياه بر بام كعبه مي فرستد تا اذان بگويد،باشد كه اين برده سياه، همگان را به بندگي خدا دعوت كند، عرب جاهلي كه دامن از سياه بر مي گرفت و عجم را به ديده حقارت مي نگريست، در مكتب اسلام خود را با سياه برابر و برادر و سلمان فارسي عجم را از خود برتريافت. امروز آمريكا كه دوران تلخ برده داري را سپري كرده است و تا همين چندي پيش سياهان را » كا كا سياه » خطاب مي كرد و آنان را به رستوران و مدرسه سپيد راه نمي داد، با عبور از مرزهاي نژاد و رنگ و قوميت، يك سياه آفريقايي مسلمان تبار را به رياست جمهوري برمي گزيند، يعني التزام عملي به دستور پيامبر اسلام! جاي بسي تاسف و تاثر دارد كه فرزند عالمي شيعي رئيس جمهور آمريكا را » كا كا سياه » بخواند! آقاي لاريجاني؛ اين خطاب شما موجب شرمساري شيعه است، هر چه مي خواهيد بگوييد، اما بر رنگ و ناد و قوميت تفاخر نكنيد كه خلاف راي اسلام و سيره ائمه هدي است. بگذاريد من نيزدم فرو بندم و از تبار شناسي مسئولان سخن نگويم

۱۳۸۸ بهمن ۱۰, شنبه

تاثیرپذیری همسر احمدی‌نژاد از زهرا رهنورد؟

خبر آنلاین در گزارشی نوشت، حضور اعظم السادات فرحی همسر محمود احمدی نژاد در زمینه های مختلف در حال گسترش است و آن را بی ارتباط با عملكرد زهرا رهنورد در انتخابات ندانست. انتخابات ریاست جمهوری دهم به اذعان بسیاری نقطه عطفی در تاریخ كشورمان بود. آنچنان كه حتی تاثیر خود را بر خانواده رییس جمهور گذاشت. محمود احمدی نژاد در جلسه مناظره با مهدی كروبی با اعتراض به وی این چنین بیان كرد كه ارگان حزب اعتماد ملی با چاپ تصویر همسرش به وی توهین كرده است، اما در دولت دهم خانم فرحی در سفرها بیشتر همراه همسرش است. اگرچه حضور زنان رییس جمهور در عرصه های مختلف نكته جدیدی در خصوص روسای جمهور ایران نیست ولی در خصوص همسر احمدی نژاد تازگی دارد. چرا كه پیش از دولت دهم به جز همراهی همسر رییس جمهور در سفر به تركیه و كومور كه جزو كشورهای اسلامی بودند كمتر شاهد بودیم كه وی همراه احمدی نژاد و یا شخصا در مراسم ها و سفرها حضور پیدا كند. علی رغم همراهی همسر رییس جمهور در دو سفر برون مرزی تركیه و كومور، اولین تصویر منتشر شده از وی مربوط به سال گذشته و حضور وی در مراسم نكوه داشت مقام زن در كنار محمود احمدی نژاد بود.

سند ایران را به نام یک گروه خاص ننوشته‏اند! همه ایرانی هستیم

زیبایی ایران به همین تنوع فرهنگی، قومی و مذهبی آن است. نعمت و گنج بزرگی که باید ارزش و قدر آن را بدانیم و همه سعی و تلاش کنیم که ایران رنگارنگ باقی بماند. زیبایی زندگی در همین است. لازم نیست همه مثل هم باشیم. لازم نیست همه یک جور فکر کنند. لازم نیست برای وحدت و همدلی همه یکسان و یک شکل شویم. آن چیزی که ما را سال‏ها در کنار هم نگه داشته است. پیوندهای انسانی، فرهنگی و تاریخی ما بوده است. جامعه‏ای زنده می‏ماند، رشد می‏کند و نیرومند می‏شود که پلورالیسم/تنوع/تکثر در آن وجود داشته باشد. این تنوع شامل گروههای قومی، اجتماعی، فرهنگی، مذهبی، سیاسی و ... می‏شود. جامعه‏ای که در آن همه فرهنگ‏ها، عقاید و اندیشه‏ها حق حیات و زندگی داشته باشند. جامعه‏ای که دارای یک قانون انسانی و فراگیر باشد به طوری که همه در سایه آن احساس آرامش کنند و تبعیضی در کار نباشد. حقوق همه گروهها یکسان باشد. به گروههایی تحت نام اقلیت، ظلم و ستم نشود و همه فرهنگ‏ها دارای حقوق مساوی باشند. این کشور متعلق به همه است. سند آن هم به نام هیچ فرد یا گروه خاصی نیست.شهروند درجه 1 و 2 و ... نداریم . همه ایرانی هستیم و باید کشورمان را با کمک هم بسازیم

وزارت کشور پاسخ۱۲سئوال درباره تقلب را بلد نبود؟

کلمه:سایت احمد توکلی ،الف در گزارشی نوشت:وزارت کشور از پاسخگویی به ۱۲ سوال درباره انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ طفره رفت.

در پی انتشار شایعات و ابهامات متعدد درباره سلامت انتخابات طی هفت ماه گذشته و به ویژه هفته‌های بعد از انتخابات، پایگاه اطلاع رسانی الف تابستان گذشته با جمع‌آوری ۲۵ سوال اصلی معترضان به نتیجه انتخابات، از وزارت کشور خواست پاسخ به این سوالات را ارایه و یکی از مسوولان برگزاری انتخابات را برای پاسخگویی به بینندگان اینترنت به عنوان «مهمان ویژه الف» معرفی کند.

روابط عمومی و مسوولان وزارت کشور، با مصلحت نداستن حضور در برنامه مهمان ویژه الف، پس از سه ماه پیگیری مکرر، پاسخ ۲۵ سوال طرح شده را تهیه و تاکید کردند الف اجازه ندارد این پاسخها را به عنوان «پاسخ وزارت کشور» منتشر کند.

در ۱۴ دی ماه ۸۸ و پس از درخواست‌های مکرر بینندگان، الف ابا انتشار فراخوانی از همه بینندگان اینترنت خواست پرسش‌ها و ابهامات خود درباره انتخابات ۸۸ را طرح کنند.

طی ۳سه هفته با کمک بینندگان، کارشناسان حقوقی و سخنگوی محترم شورای نگهبان پاسخ اکثر سوالات رسیده ارایه شد.

الف مدعی شده هدف از این فراخوان،‌ رفع شبهات و پاسخگویی به سوالات واقعی هموطنان منصف و منطقی بود، تلاش شد در انعکاس سوال‌ها، ملاحظات سیاسی ـ جناحی رعایت نشود و هر سوال منطقی و مستدلی که فاقد تهمت بی‌‌سند یا توهین باشد، منعکس شود.

از میان ۷۰ سوال منعکس شده، ۱۲ سوال زیر به مسوولان وزارت کشور مربوط می‌شد. به همین دلیل از ۲۰ دی‌ماه این سوالات برای دریافت پاسخهایشان برای وزارت کشور ارسال شد و پس از پیگیری‌های مکرر، بخش تحلیلی الف به این نتیجه رسید که وزارت کشور قصد ندارد به این سوال‌ها پاسخ دهد:

۱- لطفاً توضیح بدهید که چطور ممکن است در چند استان (مثلاً لرستان) در تعداد بسیار زیادی از صندوق ها (مثلاً بیش از ده درصد از کل صندوق های این استان) تعداد کل آرا مضرب صد بشود (۱۰۰، ۲۰۰، ۳۰۰ و غیره).

۲- چرا تعدادی از فعالین سیاسی (بخصوص مسئولان ستاد انتخاباتی موسوی) در همان ساعات و روزهای اولیه پس از انتخابات دستگیر شدند؟ با وجود اینکه اعتراضها هنوز تازه آغاز شده بود

۳- در طی ۱۲ مرحله اعلام آرا تنها در دو مرحله آخر شاهد اعلام آری باطله بودیم در حالی که طبق فیلم موجود و نیز مستنداتی که در همین سایت و دیگر سایت ها اشاره شد، در ۱۰ مرحله قبلی ارای مأخوذه اعلام شده بود و نمی توان گفت که اینها آرای صحیح بوده و چون آرای باطله کم بود پس بدان شاره نشده است.

لطفاً صریحاً بگویید چرا آرای باطله از همان اول اعلام نشد؟

۴- در مورد نرم افزار تجمیع آرا چطور؛ که گفته میشود در بیرون از وزارت کشور برنامه آن نوشته شده است در حالی که وزارت کشور توان نوشتن چنین برنامه ایی را داشت.

۵- در برخی مساجد که پایگاه بسیج هم هست ازافرادخواسته می شود که به فلانی رای بدهید و فلانی ضدولایت فقیه ومنافق است آیا این طریق تبلیغات خلاف وصییت امام خمینی (ره)نیست چراکه ایشان به (نیروهای نظامی) گفتند وارد احزاب نشوید آیا این یک کارحزبی نیست؟

۶- در آمار تفکیکی که بعدها منتشر شد، شبهات و اشکالات زیادی وجود داشت. فرضا منفی بودن تعداد آرای باطله در یکی از صندوق های استان لرستان. این موضوع را چگونه می توان توجیه کرد؟

۷- چرا وزارت کشور در صبح روز رای گیری اعلام کرد که نیازی به وارد کردن کد ملی رای دهندگان در سیستم نیست ؟ آیا امکان پاک کردن مهر شناسنامه ها وجود ندارد؟

۸- چرا وزارت کشور اصل ۴۰هزار فرم ۲۲ (صورتجلسه شمارش آرا صندوقها) را که مدعی است به امضای نمایندگان و ناظران موسوی رسیده، منتشر نمی کند و نمی گذارد روی سایت خودش تا خیال معترضین واقعی راحت شود و صف معترضین و آشوبگران جدا گردد؟

۹- شماره ردیف کاندیداها در حوزه های رای گیری بترتیب حروف الفباء بصورت:۱- احمدی نژاد ۲- رضائی ۳- کروبی ۴- موسوی بوداما کدهای اختصاصی برای آنها بصورت: ۴۴ – احمدی نژاد ۵۵ – رضائی ۶۶ – کروبی ۷۷ – موسوی بود که بر خلاف ردیفها که منطقی و درست است کدها با هیج منطقی سازگار نیست.اگر استفاده از اعداد دو رقمی مورد نظر بود منطقی ترین و صحیح ترین روش اختصاص کدها بصورت زیر است که باعث هیج اشتباه و سردرگمی نمی شود: ۱۱ – احمدی نژاد ۲۲- رضائی ۳۳ – کروبی ۴۴ – موسوی. منتظر جواب منطقی هستم

۱۰- آیا برای تجمع هواداران آقای احمدی نژاد در میدان ولیعصر در ۲۴خرداد که با تبلیغ رسانه های دولتی همراه بود و از تلویزیون زنده پخش شد، مجوز صادر شده بود؟ با توجه به لزوم درخواست تجمع یک هفته قبل، این درخواست چه زمانی و توسط چه کسی به وزارت کشور تسلیم شده بود؟

۱۱- نامه فرماندار فیروز‌آباد فارس به استانداری برای هزینه اعزام مستقبلین از آقای احمدی‌نژاد در سفر استانی ایشان در بهار ۸۸ به شیراز را چگونه توجیه می‌کنید؟ این هم سندش که همان روزها الف زده است: http://alef.ir/1388/content/view/49268/

پاسخ استانداری و وزارت کشور به این نامه چه بوده است؟ در فاصله ۲۰ روز مانده به تبلیغات رسمی انتخاباتی، آیا هزینه مستقبلین از نامزد انتخابات آتی و رئیس جمهور وقت از بیت المال پرداخت شده است؟ با تشکر از سایت الف که سوال من را منتشر می کند و برای پاسخش پیگیری می کند و نشان میدهد این سوال – جوابها، صوری و نمایشی نبوده.

۱۲- چرا آرای محسن رضائی از صبح تا بعدازظهر از۶۳۰ هزارتا به ۵۸۰ هزارتا کاهش پیدا کرد؟

اینم لینک سندش:http://www.rezaee.ir/fa/pages/?cid=8521

این سوالات در کنار سولات متعدد دیگری که از سوی کمیته صیانت از آرای ستاد مهندس موسوی و مهدی کروبی مطرح شد هیچ گاه پاسخ قانع کننده و در برخی موارد حتی پاسخی صرفا در حد ادعا هم نداشت.

۱۳۸۸ بهمن ۶, سه‌شنبه

کروبی:حرف من همان حرف ملت است که رای ما کجاست؟

کلمه:به گفته یکی از شاهدان در کنگره حزب مردم سالاری شرکت کرده بود، بعد از سخنان تند و شدیدالحن مجید انصاری که اعلام می کند: هویت نظام جمهوری اسلامی از میان رفته و شاخص ها نشان دهنده منسوخ شدن است .ابوترابی نایب رپیس مجلس پشت تریبون قرار می گیرد و می گوید که :شماها آدم های خوبی هستید و به نظام و امام اعتقاد دارید اما برگردید به دامان رهبری و نظام . او از کروبی انتقاد می کند که چرا حکمیت کمیته شورای نگهبان را نپذیرفته است .

به گزارش نوروز بعد ازسخنان او مهدی کروبی بدون وقت قبلی پشت تریبون قرار می گیرد و می گوید: آقای ابوترابی آدم خوبی است و نیت خیر دارد اما حکمیت را نپذیرفتم چون می خواستند ماست مالی کنند.

کروبی در ادامه به تقلب در انتخابات اشاره می کند و می گوید که موارد زیادی وجود دارد که آدم هایی شهادت داده اند در صندوقی ناظر بوده اند و ما در آن مثلاً ۹۰ تا ۱۰۰ تا رأی داشتیم اما بعداً اعلام کردند صفر یا ۱ .

وی همچنین به دیدارش با خانواده شهید بهشتی اشاره کرد و گفت :این بنده های خدا به آیت ا… مظاهری هم مراجعه کرده اند اما گفته من هم می ترسم من را بگیرند.

کروبی همچنین به ابوترابی می گوید: برادر من اصلاً مسئله انتخابات نیست .مسئله این است که در این کشور در کهریزک ۴ نفر جوان کشته شدند. در زمان شاه ما زندان بودیم و مبارزه می کردیم اگر جریک را که براندازی اش قطعی بود می گرفتند و شکنجه هم که می کردند بعد می بردند بهداری درمانش می کردند، اما الان آنقدر شکنجه می کنند که طرف زیر شکنجه می میرد. اینها مسئله اصلی است.

کروبی همچنین در ادامه این برنامه به موارد دیگری از وقایع بعد از انتخابات اشاره کرد و گفت برادر من شما آدم های خوبی هستید شما چشمتان را باز کنید و ببینید چه اتفاقی دارد می افتد و با مردم چه می کنند؟

کروبی همچنین ادامه داد: ما از مردم نخواسته ایم بیایند خیابان و اعتراض کنند این تصمیم خودشان هست و باید این واقعیت را درک کرد که این تصمیم تصمیم مردم هست نه من مهدی کروبی.

سایت جرس هم گزارش داده است:مجتبی واحدی، مشاور مهدی کروبی درباره سخنان دبیرکل اعتماد ملی توضیحاتی ارائه داد.

وی گفت: من با آقای کروبی صحبت کردم و ایشان گفتند که آقای ابوترابی فرد حرف هایی زدند که با واقعیت منطبق نبود و من بدون دعوت پشت تریبون رفتم و توضیح دادم که آقای ابوترابی فرد در جریان مسائل نیست و همه کارهایی که بعد از انتخابات انجام گرفته ، برای ماست مالی کردن قضیه تقلب در انتخابات بوده است.

به گفته واحدی، دبیرکل اعتماد ملی ، سپس نمونه هایی از تقلب و دخل و تصرف در انتخابات را بیان کرده و به نقل قولی از آیت الله العظمی منتظری پرداخته که به نقل از یکی از افراد امین خود گفته بود در یک صندوق که رای کروبی ۹۲ بود تنها یک رای اعلام کردند.

براساس گفته واحدی، مهدی کروبی توضیح داده است: پس از اتمام کنگره در حال خروج بودم که تعدادی از خبرنگاران ، سوالاتی از من پرسیدند و من در پاسخ به انها گفتم که پس از تنفیذ، دولت فعلی دولت مستقر کشور است و وظیفه دارد کارهای مردم را انجام دهد و پاسخگو باشد.

کروبی در توضیح این سخنان خود گفت : در همان مصاحبه بر این نکته تاکید کردم که تقلب های گسترده درانتخابات صورت گرفته و من برهمه مواضع انتخاباتی خود و اعتراضات خود ایستادگی کرده و می کنم و بیدی هم نیستم که با تهدیدها و فحاشی ها و هتاکی ها عقب نشینی کنم اما مردم مسائل روزمره ای دارند که دولت مستقر باید آنها را حل کند و دولت فعلی پس از تنفیذ، دولت مستقر کشور است و باید پاسخگوی مشکلات مردم باشد.

دبیرکل حزب اعتماد ملی، تصریح کرد: همین امروز در مصاحبه با یک روزنامه انگلیسی، گفتم مطمئن باشید دولت احمدی نژاد چهار سال نخواهد ماند.

به گفته مجتبی واحدی، سخن آخر کروبی این بود: حرف من همان حرف ملت است که رای ما کجاست؟

یک قدم مانده به ورشکستگی

از ابتدای هفته جاری، پیامکی در میان مردم دست به دست می شود که از ورشکستگی بانک های ملی و ملت خبر می دهد، ریشه اصلی این پیامک انتشار خبری به نقل از یک مدیر ارشد بانک مرکزی در برخی از سایت های اینترنتی است که از برگزاری جلسه ای در نهاد ریاست جمهوری در روز چهارشنبه خبرداده که قرار است در آن جلسه نسبت به تعیین تکلیف ورشکستگی دو بانک ملی و ملت چاره جویی شود و اگر دولت حاضر نباشد به سرعت برای حل مشکل این دو بانک اقدامی کند، این دو بانک بزرگ ایرانی اعلام ورشکستگی کنند.

در این خبر همچنین به نقل از این مدیر ارشد بانک مرکزی که نامی از او برده نشده است، از خارج کردن سرمایه سرمایه وابستگان به مقام های دولتی از این بانک ها نیز خبر داده شده است.

به گزارش ندای سبز آزادی،انتشار این خبر و پراکنده شدن پیامکی بر مبنای آن در میان مردم از یک سو و اعمال محدودیت نقل و انتقال نقدی روزانه وجوه تا سقف ۱۵ میلیون تومان از سوی دیگر این باور را در میان مردم دامن زده است که بانک ها، با مشکلاتی همچون نداشتن نقدینگی لازم و از بین رفتن سپرده ها و وجوه مردم روبرو هستند که موجب هجوم مردم به شعب بانک ها برای گرفتن پول های خود شده است.

تا آنجا که حتی برخی منابع خبری از بروز درگیریهایی در شعبی از بانک های تهران همچون بانک ملی شعبه تیراژه، شعبه خالد اسلامبولی، بانک ملت شعبه بازار برزگ تهران، بانک مسکن شعبه نازی آباد خبر داده اند. گزارش های دیگری نیز از کشیده شدن موج هجوم مردم برای گرفتن پول های خود از بانک ها در برخی شهرستان ها خبر می دهند.

برخی منابع خبری نیز از حضور پرتعداد مشتریان بانکی در شعب بانک های اصفهان خبر می دهند که خواستار برداشت وجه نقد از حساب های بانکی خود هستند.

گذشته از اینکه خبر ورشکستگی بانک ها چقدر درست باشد، واکنش مردم به آنچه اتفاق افتاده نشان میدهد که اعتماد عمومی از عملکرد اقتصادی دولت تا چه اندازه کاهش یافته که مردم ورشکستگی بانک های دولتی را چندان دور از واقعیت تلقی نمی کنند.

البته در این میان نشانه های دیگری نیز وجود دارد که منابع رسمی و دولتی آن را اعلام و تایدد کرده اند. خبر افزایش مطالبات معوق بانک ها و رسیدن این عدد به رقم بی سابقه ۴۸ هزار میلیارد تومان، تحریم بین المللی شبکه بانکی ایران و بلوکه کردن بخشی از دارایی های بانکی ایران در برخی کشورها، توقف فعالیت شعب بانک های ایرانی در خارح از کشور و فشار دولت در چند سال اخیر بر بانک ها برای زیرباررفتن تسهیلات تکلیفی و اصرار دولت بر بانک ها برای انجام عملیات غیراقتصادی ، همگی مستندات وشواهدی بر ای درک این واقعیت است که شبکه بانکی کشور دچار بحرانی فزاینده است و دیر یا زود هزینه این سوء مدیریت را باید بپردازد.

ضمن آنکه به تازگی محمود بهمنی، رییس کل بانک مرکزی ایران در گفت وگو با ایلنا تصریح کرده است که بانکهای ایرانی سود ده نیستند.

او در خصوص میزان سود خالص بانک‌ها گفته است: «بانک‌ها در شرایط فعلی سود نمی‌کنند. مگر می‌شود بانک‌ها با وجود ۴۸ هزار میلیارد تومان مطالبات معوق، در پایان سال سود داشته باشند.»

به گفته وی اخیرا بحث‌هایی در برخی رسانه‌ها مبنی بر سودآوری بانک‌ها مطرح شده که این گفته‌ها به هیچ‌وجه درست نیست.

او زمانی بانک های کشور را فاقد سود می خواند که بانک ملت برای فروش بقیه سهام خود به مردم در بورس مدعی است که به ۸۰ درصد سود پیش بینی شده خود دست یافته است.

البته این واقعیت را باید پذیرفت که باز کردن کیسه منابع بانکی در چند سال گذشته و تصمیمی گیر دولت به جای بانک مرکزی و شورای پول و اعتبار برای بانک‌ها، این موسسات اقتصادی را به نقطه بحران نزدیک کرده است، بحرانی که با حضور مردم در شعب بانک ها برای بیرون کشیدن پول ها و سپرده های خود از سستم بانکی مضاعف نیز خواهد شد.

رایزن ایران در ژاپن از سمت خود استعفا داد

رایزن سفارت ایران در ژاپن با انتشار نامه‌ای از استعفای خود خبر داد.

ابولفضل اسلامی رایزن پیشین سفارت ایران در ژاپن با انتشار نامه‌ای اعلام کرد که «از خشونت‌های صورت گرفته علیه مردم بیزار شده» و به همین دلیل استعفا می‌دهد. به گزارش رادیو کوچه، پیش از این نیز چندین تن از دیپلمات‌های وزارت امور خارجه ایران در اروپا نیز استعفای خود را اعلام کرده بودند، اما این برای نخستین بار است که در منطقه آسیای شرقی چنین رویدادی رخ می‌دهد .
این رایزن پیشین جمهوری اسلامی هم‌چنین در نامه‌ای از کارمندان وزارت امور خارجه رژیم خواسته که با مردم همگام باشند .

استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی؛شعار اصلاح‌طلبان در ۲۲ بهمن

کلمه:مجید انصاری گفت: شعار مهرورزی، شعار دولت نهم بود ولی متاسفانه طی چند دهه‌ گذشته در قبل و بعد از انقلاب، کینه و نفرتی که امروز براساس سیاست‌ها و تبلیغات نادرست در جامعه به وجود آمده بی‌سابقه است. امروز به راحتی آب خوردن در برخی سایت‌ها، صداوسیما و حتی در تریبون نماز جمعه آبروی افراد برده می‌شود و همه ما می‌بینیم مومنانی در تریبون‌های رسمی به عنوان برانداز، خائن و عنصر بیگانه خطاب می‌شوند.

امام همواره برای برداشتن لکنت زبان از مردم تلاش کرد

به گزارش ایسنا این عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام که صبح دوشنبه در هشتمین کنگره‌ سراسری حزب مردم‌سالاری سخن می‌گفت، افزود:« وقتی امام خمینی(ره) به حکومت رسیدند همواره در کنار مردم، برای دفاع از حقوق آن‌ها، بیان حق و برداشتن لکنت از زبان مردم تلاش کردند.»

وی با اشاره به این‌که «نظام ما برخلاف بسیاری از نظام‌های دیگر ایدئولوژیک است و بنیان‌گذار آن هم یک مرجع تقلید بزرگ، فیلسوف کم‌نظیر، اسلام‌شناس و مفسر قرآن است»، تصریح کرد:« امام (ره) از ابتدا بر اسلام تکیه داشتند و برهمین اساس انقلاب کردند.این نظام یک مجموعه‌ به هم پیوسته است و نمی‌توان قسمتی از آن را پررنگ و قسمتی را کمرنگ کرد.»

دبیر اجرایی مجمع روحانیون مبارز در ادامه با اشاره به این‌که پیامبر اسلام هدف اصلی بعثت خود را تکمیل مکارم اخلاقی عنوان کردند، گفت:« امروز در حوزه‌های ما ده‌ها قاعده‌ فقهی تاسیس شده است، ولی هنوز در کنار آن‌ها قاعده‌ای به نام عدل و عدالت تاسیس نشده است، هم‌چنین هنوز قاعده‌ای به نام کرامت انسانی در سلسله احکام ما تاسیس نشده است؛ درحالی که حکم شرعی اگر درجهت نفی کرامت انسانی باشد، غیرشرعی است، ولو این‌که از متن ظاهری یک روایت یا آیه استخراج شود.»

شهید بهشتی “کرامت انسانی” را اصل حاکم بر نظام اسلامی می دانست

انصاری در ادامه با اشاره به گنجاندن اصل کرامت انسانی در قانون اساسی کشورمان یادآور شد:« وقتی خبرگان قانون اساسی در تدوین این قانون، پنج اصل توحید، نبوت، معاد، عدل و امامت و رهبری را گنجاندند، اصل ششمی را به عنوان اصل حاکم بر این نظام مستقر کردند و آن کرامت انسانی است که برای این امر باید از آن بزرگوارانی که در تدوین این قانون نقش داشتند و در راس آن‌ها از شهید مظلوم بهشتی تقدیر کرد و برای آزادی فرزند در بند ایشان دعا کنیم. پرسشی که امروز پیش ماست این است که آیا حرکت کلی نظام جمهوری اسلامی به سمت تامین کرامت انسانی بوده است یا خیر؟»

این عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام در ادامه گفت:« امام (ره)، نظام را در فرد یا در شوکت نیروهای نظامی و انتظامی یا قدرت قوه‌ قضاییه و دادگاه‌ها نمی‌بیند. روح نظام اسلامی، محتوای اسلامی بودن آن است و البته شکل و ظرف هم مهم است، ولی ظرف فقط برای نگهداری و عرضه‌ محتواست، ولی اگر محتوا نادرست یا خالی باشد، مثل یک گردوی پوچ می‌شود یا به تعبیر امام علی (ع) مثل یک پوستین وارونه که هیچ ارزشی ندارد.»

انصاری با بیان این‌که «قانون اساسی هم عصاره‌ محتوای نظام ماست و هم شرط ضمن عقد بیعت مردم با امام در سال ۵۷ بود»، افزود:« امام (ره) بیعت صدر اسلام را یک انتخاب آگاهانه می‌دانستند و انتخابات را نیز جلوه‌ای از بیعت مردم در صدر اسلام عنوان می‌کردند.»

امام در مصاحبه با لوموند گفت: اگر مردم نخواهند حجت تمام است و ما برمی گردیم

وی یادآور شد:« اگر در ابتدای انقلاب رفراندوم نمی‌شد، باز هم مردم نظام و قانون اساسی را می‌پذیرفتند، ولی امام (ره) توجه داشت مردم صاحب حق هستند و نمی‌تواند چیزی را یکطرفه مطرح و بر مردم تحمیل کند؛ چنان‌چه در همان زمان در مصاحبه با لوموند فرمودند اگر مردم نخواهند، حجت بر من تمام است و ما برمی‌گردیم.»

عضو شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز تصریح کرد:« قانون اساسی یک مجموعه به هم پیوسته است. یعنی نمی‌شود اصولی از آن را پذیرفت و اصولی دیگر را نپذیرفت.»

انصاری ادامه داد:« مهم‌ترین رکن در این قانون اساسی، جمهوریت و اسلامیت در کنار هم است و در واقع جمهوریت در دل اسلامیت است و به معنای دیگر نظامی که مبتنی بر خواست مردم نیست، اسلامی هم نیست؛ چرا که اسلام نخواسته است چیزی را بر مردم تحمیل کند.»

امروز باید پرسید نظام ما چقدر به شاخص های خود نزدیک شده است؟

وی در ادامه با طرح این پرسش که «امروز با ورود به دهه‌ چهارم انقلاب چقدر نظام ما به شاخص‌های اساسی خود نزدیک و چقدر از آنها دور شده است؟» اظهار کرد:« باید ببینیم که وضعیت نظام ما در شاخص‌های ارزشی مانند صداقت، امانت، آزادی و آزادگی، اخلاق، معنویت، عدالت، محبت، امنیت، برخورداری و غنا، رفع فقر و رفع ترس و خوف نسبت به دهه‌ی اول، دوم و سوم جلوتر رفته یا پس‌رفت کرده است. این بحث به معنی محکوم کردن این حزب یا آن حزب نیست بلکه امروز بحث کشور فراتر از اصلاح‌طلب و اصولگراست. اصولگرایان و اصلاح‌طلبان واقعی باید برای حفظ محتوای واقعی نظام به صحنه بیایند. متاسفم که این مطلب را عرض کنم که امروز این شاخص‌ها چندان دلگرم کننده نیست.»

شاخص صداقت، امانت و بی‌طرفی در پایین‌ترین سطح خود قرار دارد

این عضومجمع تشخیص مصلحت نظام گفت:« امروز بر عرصه‌ مطبوعات، رسانه‌ها و گفت‌وگو در کشور ما به‌خصوص در آن بخش که رسانه‌ها بیشتر به حاکمیت برمی‌گردند، شاخص صداقت، امانت و بی‌طرفی در پایین‌ترین سطح خود قرار دارد.»

به راحتی آب خوردن مومنانی در تریبون‌های رسمی برانداز، خائن و عنصر بیگانه خطاب می‌شوند

وی اضافه کرد:« شعار مهرورزی، شعار دولت نهم بود ولی متاسفانه طی چند دهه‌ گذشته در قبل و بعد از انقلاب، کینه و نفرتی که امروز براساس سیاست‌ها و تبلیغات نادرست در جامعه به وجود آمده بی‌سابقه است. امروز به راحتی آب خوردن در برخی سایت‌ها، صداوسیما و حتی در تریبون نماز جمعه آبروی افراد برده می‌شود و همه ما می‌بینیم مومنانی در تریبون‌های رسمی به عنوان برانداز، خائن و عنصر بیگانه خطاب می‌شوند.»

انصاری با اشاره به این جمله‌ امام خمینی که «نگذارید انقلاب پس از من به دست نااهلان بیفتد» اظهار کرد: « ببینید محرمان و معتمدان امام (ره) چه کسانی بودند؟ من نمی‌خواهم بگویم که امروز انقلاب به دست نااهلان افتاده،ولی ببینید که امروز آن اهل‌های دوران امام (ره) کجا هستند؟ آیا خانواده‌ شهید مطهری در این کشور محترم است؟ آیا دودمان شهید بهشتی در این کشور محترم است؟ آیا خانواده‌های شهید همت و شهید باکری محترم هستند؟ آیا آیت‌الله هاشمی رفسنجانی که شناسنامه انقلاب اسلامی و یار همیشگی امام (ره) بوده‌اند محترم است؟ آیا این سقوط اخلاقی نیست که عده‌ای طلبه در قم سازمان داده شوند که اگر مرجع تقلیدی خلاف شاخص‌های مورد تایید آنها حرفی زد یا فتوایی داد به بیت او حمله کنند؟ حال می‌خواهد آن فرد حضرت آقای جوادی آملی باشد یا آقای صانعی یا منتظری و دیگران. آیا این سقوط اخلاقی نیست که روزنامه‌ای به خود حق می‌دهد به محض آن‌که آیت‌الله اردبیلی فتوایی صادر کرد، هرچه می‌خواهد در این رابطه بگوید و بنویسد؟»

آیا ادبیات گوساله و بزغاله حتی نسبت به دشمنان هم ادبیات قرآنی است؟

دبیر اجرایی مجمع روحانیون مبارز در ادامه با اشاره به حوادث پس از روز عاشورا اظهار کرد:« من شخصا آن حرکات را ندیدم ولی فرض می‌گیریم که آن حرکت انجام شد که البته باید محکوم شود. ولی آیا این درست است که شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی تریبون در اختیار افراد تند قرار دهد و پلاکاردهایی از پول بیت‌المال علیه شخصیت‌های نظام و با آن شعارها و ناسزاها در دست گرفته شود؟ آیا ادبیات گوساله و بزغاله حتی نسبت به دشمنان هم ادبیات قرآنی است؟»

انصاری ادامه داد:« خدا شاهد است که دل ما خون است که در برخی راهپیمایی‌ها شعارهای ساختارشکنانه داده شده است، ولی باید بدانیم که وقتی گروهی سامان پیدا می‌کنند که شبانه در شهر راه بیفتند و بر در و دیوار شعارهایی علیه شخصیت‌های بزرگ نظام بنویسند، طبیعی است که عده‌ای هم تحریک و ناراحت می‌شوند و آن نام‌ها را پاک کنند و چیز دیگری جای آن بنویسند.»

براندازی یعنی این که ما کرامت، فضایل اخلاقی و حقوق مردم را نادیده بگیریم

این عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام در ادامه گفت:« چرا برخی که بیش از دیگران باید حرمت نگه دارند بیشتر تیشه به ریشه می‌زنند؟ و اصرار دارند که مدام یک گروه را بمباران کنند و وقتی هم که آخ گفتند، بگویند برانداز هستند؟ من این‌جا عرض می‌کنم که براندازی عبارت از این است که ما کرامت، فضایل اخلاقی و حقوق مردم را نادیده بگیریم.»

دبیر اجرایی مجمع روحانیون مبارز با تاکید بر لزوم اجرای تمام و کمال قانون اساسی در کشور تصریح کرد:« امروز راهی جز اجرای تمام‌عیار قانون اساسی نداریم.»

انصاری هم‌چنین براهمیت نقش مجلس شورای اسلامی تاکید کرد و گفت:« درمیان قوای سه‌گانه کشور، مسوولیت مجلس در پاسداشت نظام و حقوق مردم بی‌بدیل است و من به عنوان یک شهروند از مجلس گلایه دارم. متاسفانه در پاره‌ای از موارد مماشات بیش از حد است. تمام شاخص‌های رشد و توسعه برخلاف چشم‌انداز است و برنامه‌ چهارم توسعه رو به سقوط است. حق مردم این نبود که پس از تدوین برنامه چهارم و آن درآمد بادآورده نفتی، این‌طور با مشکلات اقتصادی دست و پنجه نرم کنند.»

وی با انتقاد از واردات بی‌رویه‌ کالاهای مختلف به کشور اظهار کرد:« این افتخاری برای کشور نیست که دروازه‌های آن به روی کالاهای بیگانه باز شده است و حتی سنگ قبر هم از چین وارد می‌شود. امروز در سبد آجیل شب عید مردم ایران پسته‌ آمریکایی و خارجی هم وارد شده است.»

این عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام اضافه کرد: « آیا این کرامت انسانی است که سرمایه‌های اجتماعی به تاراج برود و نتیجه‌ تربیت مدیران در این نظام، دور ریخته شود؟ به کار نگرفتن اصلاح‌طلبان و به کار نگرفتن افرادی نظیر ناطق نوری و ولایتی، پیشکش؛ در خود همین مدیران دولت نهم هم این مشکل بارز است. در کجای دنیا طی چهار سال و نیم، چهار وزیر کشور، سه وزیر اقتصاد، چند رییس کل بانک مرکزی عوض می‌شود؟ آقای محسنی اژه‌ای که اصلاح‌طلب نبود. آقای صفارهرندی که از کیهان بود و آقای لنکرانی هم که از اصلاح‌طلبان نبوده است!»

انصاری افزود:« به نظر من آقای پورمحمدی قوی‌ترین وزیر دولت نهم بود. ولی ایشان هم برکنار شدند.آیا این همین روحیه شور، تعامل و مردم‌سالاری است؟»

نمایندگان از حق کسانی که انتخابات را گرم کردند و مزد خود را در سلول‌ها ‌گرفتند دفاع کنند

این نماینده پیشین مجلس شورای اسلامی در ادامه خطاب به نمایندگان مجلس گفت:« من از نمایندگان مجلس خواهش می‌کنم که از حقوق مردم دفاع کنید. خواهش می‌کنم که از حق کسانی که تنور انتخابات را گرم کردند و امروز مزد خود را در سلول‌ها می‌گیرند دفاع کنید. خدا می‌داند که اگر مشکلی برای توقف کار یک روزنامه وجود داشته باشد، آن مربوط به ستون آن روزنامه‌ای است که هر روز حرف‌هایی را می‌نویسد که حتی لات‌های مشروب‌خور زمان شاه هم نمی‌گفتند. چرا باید روزنامه‌هایی این‌چنین در حاشیه‌ی امن باشند ولی برخی روزنامه‌ها مثل مردم‌سالاری و آفتاب یزد یا برخی دیگر از روزنامه‌ها مدام در معرض تذکر و تعطیلی قرار بگیرند؟»

آیا ما باید در راهپیمایی که در آن به ما فحش می‌دهند شرکت می‌کردیم؟

دبیر اجرایی مجمع روحانیون مبارز در ادامه سخنان خود از عدم صدور مجوز برای برپایی راهپیمایی در اعتراض به هتک حرمت به عکس امام خمینی (ره) از سوی وزارت کشور به شدت انتقاد کرد و گفت:« مجمع روحانیون مبارز طی سه نامه از وزارت کشور درخواست مجوز کرد و هر بار بهانه‌هایی آوردند و در نهایت هم گفتند چرا خود را خسته می‌کنید؟ شما هم بیایید در راهپیمایی که شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی دعوت کرده است شرکت کنید، یعنی همان راهپیمایی که برگزار شد و در آن به ما فحش و ناسزا دادند. آیا ما باید در راهپیمایی که در آن به ما فحش می‌دهند شرکت می‌کردیم؟»

مسوولان حداقل حرمت ۲۲ بهمن را حفظ کنند و آن را مصادره به مطلوب نکنند

انصاری با بیان این‌که از مسوولان برگزاری مراسم ۲۲ بهمن می‌خواهیم که حداقل حرمت ۲۲ بهمن را حفظ کنید و آن را مصادره به مطلوب نکنید، گفت:« من در همین جا اعلام می‌کنم که شعارهای اصلاح‌طلبان در ۲۲ بهمن شعارهای ۳۰ ساله‌ انقلاب نظیر استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی است؛ همان‌طور که در روز قدس هم چنین بود. چرا بیانیه‌ مجمع روحانیون مبارز که پس از روز قدس صادر شد را منعکس نکردند و صدا و سیما حتی اشاره‌ای هم به آن نکرد؟»

وی هم‌چنین از جلوگیری از برگزاری مراسم مختلف عزاداری از سوی آقای محتشمی‌پور و برخی مراسم دیگر انتقاد کرد و گفت:« هر سال آقای خاتمی در خانه‌ هنرمندان به مناسبت روز عاشورا سخنرانی می‌کردند و امسال قرار شد به خاطر برخی محدودیت‌ها در جوار بیت امام (ره) و در حسینیه جماران برگزار کنند و من خودم در آن‌جا حضور داشتم و شهادت می‌دهم که مردم عزاداری سیدالشهدا می‌کردند ولی با چه مجوزی نیرو آوردند و با میل‌گرد و چوب و چماق به جان مردم افتادند و مردم را کتک زدند؟ شیشه‌های حسینیه جماران را شکستند و به بیت امام (ره) اهانت کردند؟

دبیر اجرایی مجمع روحانیون مبارز اضافه کرد:« مراسم ما را که به هم می‌زنید، بیانیه‌های ما را در صدا و سیما منعکس نمی‌کنید، روزنامه‌ها هم که تکلیفشان مشخص است و سایت مجمع روحانیون را هم که فیلتر کرده‌اید. پس می‌گویید چطور با مردم حرف بزنیم؟ ما معتقدیم که VOA و BBC خیرخواه ما نیستند و طبیعی است که به دنبال منافع خود باشند و هر کشوری به دنبال منافع خود است، ولی باید دید که چه کسی ۶ میلیون شنونده و بیننده را برای این شبکه‌ها درست کرده است؟ و این آماری است که خود آقایان اعلام کردند. چرا باید کار به جایی برسد که نوبت‌دهی دیش ماهواره در قم ۱۲ روزه بشود؟ و کار به جایی برسد که سخن مردم ایران در رسانه‌های بیگانه شنیده شود؟ آیا مجلس نباید راجع به صداوسیما و یا عدم کفایت برخی افراد که دارایی‌های مردم را به تاراج بردند و به حراج گذاشته‌اند تحقیق و تفحص کند؟»


--
اندکی صبر سحر نزدیک است
http://rahaamini.blogspot.com/

نامه دختر مظفر به پدر دربندش: چگونه بگویم که در ملک اسلام ،ظالمانه او را در بند کرده‌اند

کلمه:دختر محمدجواد مظفر، مدیر انتشارات کویر، نایب رییس انجمن دفاع از حقوق زندانیان و از فعالان عرصه فرهنگ، که از ۸ دی ماه در بازداشت به سر می برد، در نامه ای به پدرش نسبت به وضعیت و سلامت او اظهار نگرانی کرده است.

متن نامه دختر مظفر بدین شرح است:

«لا یُحبَُ‌اللهُ الجََهرَ بالسّوء من‌القول اِلّا مَن ظُلِم»

آنگاه که خبر بیماری پدر را در آن سلول تنگ و سرد و تاریک شنیدم طاقتم طاق شد، به مظلومیتش اندیشیدم و بر بی‌گناهی‌اش گریستم. فرزندم از من می‌پرسد: چه شده است؟ باباجون را کجا برده‌اند؟ و من ناتوان از پاسخ که به دخترکم چه بگویم؟ بگویم پدربزرگ شیرین و خوش‌سخنت را کجا برده‌اند؟ به کدامین گناه؟ نمی‌دانم به او که خردخرد با اسلام آشنا می‌شود و عدل را می‌جوید چگونه بگویم که در ملک اسلام ظالمانه او را در بند کرده‌اند.

من از بیگانگــان هرگــز ننــالم

که با من هرچه کرد آن آشنا کرد

آشنایانی که مدعی اشدّاء علی‌الکفّار رحماء بینهم هستند، حال مردی رحیم را که مهمترین خصلتش شرح صدرش است، ناعادلانه به بند کشیده‌اند. سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی… با خود می‌اندیشم یگانه گوهری است این مرد! همو که در میانة عاشورا هم از کار نیک غافل نیست و «عمل صالح» را پند عاشورا می داند و کتابش را خیرات می‌کند!

خدایا به که پناه برم از این همه نامردمی‌ها بر پدری که در همه حال توصیه‌اش پایبندی به اصول دین و رعایت اخلاق بوده، او که حریم فرهنگ کشور را پاس می‌دارد و چرا ننالم که:

چو پرده‌دار به شمشیر می‌زند همه را

دگر کسی مقیم حریم حرم نخواهد ماند

چرا نگریم که مدافع حق‌الناس در جلوة‌حق شهروندی اینک از ضروری‌ترین حق شهروندی محروم است. با این همه خدا را شاکرم که چنان ما را تربیت کرده که با این همه بی‌مهری باز صبورم و مردم‌دوست که: «والکاظمین الغیظ والعافین عن‌الناس» و «البته چشم به گشایش دارم و امید به آینده که سرو قامتش را دیگربار ببینم و در سایه‌سار مهربانی‌اش بیاسایم و با او درد دل بگویم که مادرم در این میانة بلا چه صبور است و استوار،‌ چه نستوه بود و همراه اما من می‌دانم که از درون چه رنجیده است و شکسته. نمی‌دانم بر حسین چه گذشت و زینب چه دید و رقیه و سکینه چه کشیدند، اما خدایا تو شاهد باش که پدرم مظلوم است همچون سرورش حسین و مادرم نستوه است چون زینب. خدایا اجرشان را بر حسین بنه که صدیقند و سلیمند و صبور.

آن سفرکرده که صد قافله دل همره اوست

هرکجا هست خدایا به سلامت دارش

منبع:تا آزادی زندانیان سبز

گزارش تصویری از دیدار سیدیاسر خمینی و عبدالله نوری با صفایی فراهانی

کلمه:حجت الاسلام سید یاسر خمینی نوه امام (ره) و عبدالله نوری با محسن صفایی فراهانی دیدار کردند.

دعایی: امام(ره) می فرمود فحش ندهید و دروغ نگوئید

کلمه: حجت‌الاسلام والمسلمین”سیدمحمود دعایی”مدیرمسئول روزنامه اطلاعات روز دوشنبه در مراسم تجدید میثاق اصحاب فرهنگ و رسانه با آرمانهای امام با بیان خاطره ای از امام پرداخت و گفت: امام می فرمود دو چیز را هیچ وقت فراموش نکنید” یکی دروغ نگویید و دیگری به هم دیگر فحش ندهید.

حجت‌الاسلام والمسلمین” سیدمحمود دعایی” در دوران مبارزه و قبل از پیروزی انقلاب، همراه امام خمینی(ره) بوده و به همین دلیل، خاطرات مهمی از آن دوران دارد.

وی پس از پیروزی انقلاب، شش دوره نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی بود و از سال های نخستین پیروزی انقلاب تاکنون اداره روزنامه اطلاعات را برعهده داشته است.

وی روز دوشنبه در مراسم تجلیل اصحاب رسانه با آرمانهای امام خمینی (ره) با بیان خاطره ای گفت : امام همیشه سفارش می کرد در کارهایتان فقط خدا را در نظر بگیرید و به آن عمل کنید.

دعایی تاکید کرد: امروز آمدیم در کنار امام به این شخصیت بزرگ ادای احترام کنیم و با ایشان تجدید پیمان ببندیم و بگویم ما اصحاب هنر ورسانه تا آخرین لحظه عمر با شما هستیم .

دعایی تصریح کرد: امام شخصیت بزرگی بود ،امام یک روشنفکر بود و همیشه به هنر و هنرمند ارج می گذاشت .

مدیر مسوول روزنامه اطلاعات ادامه داد:اگر بخواهیم یک جامعه هنری سالم وخوب داشته باشیم باید آزموده های امام راحل را سرمشق کارهایمان قرار دهیم.

علی شیمیایی سرانجام اعدام شد

کلمه: عراق روز دوشنبه سرانجام حکم اعدام علی احمد المجید معروف به علی شیمیایی، پسر عمو و دستیار صدام حسین، دیکتاتور پیشین عراق، را به اجرا گذاشت. علی شیمیایی از سال ۲۰۰۷ چهار بار به جرم جنایت علیه بشریت به اعدام محکوم شده بود.

خبرگزاری‌های بین‌المللی خبر اعدام این عضو ارشد حکومت عراق در زمان صدام حسین را به نقل از علی الدباغ سخنگوی دولت عراق منتشر کردند.

علی احمد المجید به دلیل استفاده از گاز شیمیایی بر علیه کردهای حلبچه به علی شیمیایی معروف شد.

علی شیمیایی نخستین بار در ماه ژوئن سال ۲۰۰۷، تیر ماه ۸۶، به اتهام دست داشتن در اقدام نظامی علیه کردهای عراق در سال ۸۸ در دادگاه موسوم به انفال به اعدام محکوم شد. اما پس از آن در جریان ادامه محاکمه‌اش سه بار دیگر حدفاصل دسامبر ۲۰۰۸ تا ژانویه ۲۰۱۰ به اتهام دست داشتن در کشتار شیعیان در سال‌های ۹۱ و ۹۹ میلادی و نیز استفاده گاز شیمیایی علیه کردها در سال ۸۸ که مرگ نزدیک به ۵ هزار کرد را در پی داشت، پذیرای حکم اعدام شد.

حکم اعدام این عضو ارشد حکومت دیکتاتور سابق عراق پیشتر در فوریه سال ۲۰۰۸ توسط شورای ریاست جمهوری عراق تأیید شده، اما به دلیل مباحثات قانونی تا کنون به اجرا در نیامده بود.

علی شیمیایی در سال ۷۹ میلادی زمانی که صدام حسین در عراق قدرت را به دست گرفت، نقش عمده در تصفیه حزب بعث داشت و همچون شماری دیگری از مقامات ارشد حکومت پیشین عراق، به دلیل بستگی‌های قومی و فامیلی با صدام در حلقه نزدیک یاران وی قرار داشت.

در ماه اوت سال ۱۹۹۰ میلادی و پس از اشغال کویت توسط عراق، علی شیمیایی از سوی صدام به عنوان حاکم نظامی عراق منصوب شد و اما سه ماه از ترس اینکه شهرت وی به برخوردهای وحشیانه سبب انسجام بیشتر متحدان کویت شود از این مقام برکنار شد.

با این حال پس از آنکه ائتلاف به رهبری آمریکا در سال ۹۱میلادی، نیروهای عراقی را از مناطق اشغالی بیرون راندند، صدام وی را با هدف سرکوب شورشیان شیعه در جنوب این کشور به عنوان وزیر کشور منصوب کرد.

۱۳۸۸ بهمن ۵, دوشنبه

اطلاعیه بیت آیت الله العظمی منتظری درباره برگزاری مراسم چهلم

کلمه: بیت ایت الله العظمی منتظری اطلاعیه ای درباره چهلمین روز درگذشت این مرجع تقلید و چگونگی برگزاری مراسم منتشر کرد.

به گزارش کلمه متن اطلاعیه به شرح زیر است:

(من المؤمنین رجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه

فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا)‏

‏چهل روز از رحلت جانگداز عبد صالح خداوند، اسطوره مجاهدت و مقاومت ، بزرگمرد عرصه فقاهت ،‏ ‏حضرت آیت الله العظمی منتظری (رضوان الله تعالی علیه) می‎گذرد.

‏ ‏چهل روز پیش ، آن فقیه بزرگوار، مشتاق و سبکبار، ندای (فادخلی فی عبادی وادخلی جنتی) حق را لبیک‏ ‏گفت و امتی را ناباورانه ، عزادار و داغدار خویش نمود; و اینک در چهلمین روز فراغش به سوگ‏ ‏می‎نشینیم .

‏ ‏به سوگ می‎نشینیم به یاد آن قلب همیشه تپنده تاریخ ، که در برابر تمامی جور و ستمی که بر او می‎رفت‏ ‏اسوه صبوری و پایمردی و استواری بود، اما تحمل و توان مشاهده کوچکترین ظلمی را در حق هیچ‏ ‏انسانی نداشت ، هر انسان با هر مسلک و عقیده و مرام ; او کرامت انسانی را بسیار ارج می‎نهاد. به پیروی‏ ‏از مولای خود حضرت علی (ع)، پست و مقام را تا زمانی ارزشمند می‎دانست که بتواند حق مظلومی را‏ ‏بستاند و پناه بی پناهی باشد یا باطلی را از جامعه بزداید.

‏ ‏چهل روز است که روح پر فتوح آن عزیز به معراج رفته و در جوار رحمت الهی مأوا گرفته است .

‏ ‏ضمن عرض تقدیر و تشکر از حضرات مراجع عظام و علمای اعلام ، دانشگاهیان و روشنفکران و کلیه‏ ‏اقشار ملت بزرگوار که با ارسال پیام و بزرگداشت آن مرجع عالیقدر، مقام والای علم و حریت را ارج‏ ‏نهادند، مراسم اربعین آن فقید سعید را با توجه به تضییقاتی که متأسفانه وجود دارد، بدین گونه به اطلاع‏ ‏می‎رسانیم :

‏ ‏زمان : جمعه ‏۱۳۸۸/۱۱/۹‏ مطابق با سیزدهم صفرالمظفر، ساعت ۳ الی ۵ بعدازظهر

‏ ‏مکان : قم ، بلوار شهید محمد منتظری ، دفتر و بیت فقیه عالیقدر

بیت آیت الله العظمی منتظری (رضوان الله تعالی علیه)

۱۳۸۸ دی ۲۹, سه‌شنبه

گرانی وجود ندارد

چه کسی میگوید که گرانی اینجاست؟
دوره ارزانیست…
چه شرافت ارزان،
تن عریان ارزان،
عشق ارزان
و دروغ از همه چیز ارزان تر….!
آبرو قیمت یک تکه ی نان…
و چه تخفیف بزرگی خورده ست،
قیمت هر انسان

یک دلیل ساده برای اثبات عدم صلاحیت رهبر

خامنه ای در چهارم شهریورماه در سخنرانی عمومی خود اظهار داشت که: «در حوادث پس از انتخابات تخلفات و جنایاتی صورت گرفته است كه بطور قطع با آنها برخورد خواهد شد. در حادثه كوی دانشگاه تخلفات بزرگی انجام شده كه پرونده ویژه ای برای آن تشكیل شده تا مجرمان بدون توجه به وابستگی سازمانی، به مجازات برسند.»
گرچه رهبری پس از گذشت 3 ماه از تهاجم وحشیانه و خونین به کوی دانشگاه تازه متوجه شد که این عمل یک «جنایت» بوده و وعده برخورد قاطع با مسببین آنرا داد و حتی در حرکتی نمایشی اعلام نمود که شخصاً "دبیر شورای عالی امنیت ملی" را مأمور پیگیری پرونده جنایت کوی دانشگاه تهران کرده است، اینک پس از گذشت 4 ماه از دستورات قاطعانه وی برای برخورد با عاملین این فاجعه، هیچ اتفاقی نیفتاده است و در نتیجه دو سئوال زیر پیش می آید:
- آیا رهبر واقعاً و صادقانه قصد مجازات جنایتکاران فاجعه کوی دانشگاه را داشته، ولی نتوانسته است در این مورد اقدام مؤثری نماید؟ در این صورت چنین رهبر «ناتوانی» لیاقت و شایستگی تصدی را از دست داده است.
- یا اینکه اظهار محکومیت فاجعه کوی دانشگاه و وعده رسیدگی به پرونده آن، نمایشی و برای فریب افکار عمومی بوده است؟ اگر چنین باشد که رهبری خودبخود بدلیل «عوام فریبی» و «دروغگوئی» از مقامش ساقط است.

بنا به اظهارات آذرماه حجت الاسلام کلانتری ، نماینده رهبری در دانشگاه تهران، مستندات تهاجم شبانه به کوی دانشگاه تهران در دو جلد به همراه آرشیوی از عکس ها و صدمات وارده و اظهارات شهود تهیه شده که در اختیار دفتر مقام معظم قرار داده شده است.
جنایت کوی دانشگاه بدستور مستقیم خود خامنه ای و توسط نیروهای سپاه و نیروی انتظامی صورت گرفته و همانند پرونده کهریزک هم نیست که رهبر بتواند بسادگی پای خود را از ماجرا بیرون کشیده و مهره بی ارزشی چون مرتضوی را قربانی کند بلکه ناچار است یکی از سرداران سپاه یا نیروی انتظامی را قربانی کند که با توجه به همبستگی سرداران مربوطه، چنین اقدامی با واکنش تند سرداران مواجه خواهد شد. رهبری بهتر است در قضیه کوی دانشگاه از راه حل احمدی نژاد پیروی نماید. احمدی نژاد با همه بی عقلی اش، بلافاصله پس از اظهارات نسنجیده رهبری در فاجعه خواندن جنایت کوی دانشگاه و اینکه مرتکبین آن باید بسختی تنبیه شوند، سراسیمه به نماز جمعه رفته و تلاش نمود تا دسته گل به آب داده رهبری را بنحوی ماستمالی نماید. وی مدعی شد که نه نیروهای سپاه و بسیج و نیروی انتظامی و نه پرسنل وزارت اطلاعات هیچکدام کوچکترین نقشی در حمله به کوی دانشگاه نداشته اند و این جنایت توسط نیروهای نفوذی دشمن صورت گرفته است.
گرچه اینگونه توجیهات بیش از حد «احمقانه» بنظر می رسد، ولی به هر حال شاید بتواند مقام رهبری را از این بن بستی که گرفتار شده نجات دهد و ایشان نیز همچون رئیس جمهور منتصب، تقصیر را بر گردن نیروهای غیبی دشمن بیاندازند.

۱۳۸۸ دی ۲۸, دوشنبه

نشریه توقیف شده «همت» منتشر و مسوولان را دو دسته کرد

کلمه:تنها به فاصله کمتر از یک هفته از توقیف شماره جدید هفته نامه« همت»، یک نشریه دیگر با همان شکل و شمایل و محتوا امروز( دوشنبه) روی کیوسک های مطبوعاتی آمده است.

نشریه جدید که به نظر می رسد با دور زدن قانون، و با عنوان ویژه نامه موج اندیشه منتشر شده است، در روی جلد خود تصویر رهبر انقلاب را چاپ کرده به همراه تصویر چهره های برخی از مسئولان کشوری و لشکری و چهره های سیاسی و همچنین تصویری از راهپیمایی مردم در روز ۹ دی.

به گزارش فردا این ویژه نامه که بدون کوچکترین تغییر نسبت به هفته نامه همت منتشر شده،« امت امام خامنه ای» را به عنوان تیتر روی جلد خود نیز انتخاب کرده و بدین ترتیب رسما مسئولان و چهره های سیاسی و مذهبی کشور را به دو دسته تفکیک کرده که در یک سوی آن، رهبر انقلاب در صدر قرار دارد و در سوی دیگر هاشمی رفسنجانی.

از نکات جالب توجه این نشریه« همت ۲» اینکه برخی شخصیت ها که هفته گذشته در لیست یاران هاشمی بودند، حالا به سوی دیگر ماجرا آمده اند. آیت الله جوادی آملی و واعظ طبسی هستند.

همچنین برادران لاریجانی نیز به دو دسته تقسیم شده. علی رئیس مجلس در صف یاران هاشمی است و محمد جواد و صادق در صف دوم.

از نکات در خور توجه دیگر اینکه عمدتا چهره های منتقد دولت اعم از اصول گرا یا اصلاح طلب بر اساس این تقسیم بندی در حلقه یاران هاشمی قرار گرفته اند. با این حال چهره های نزدیک به رئیس جمهور همچون رحیم مشایی، سعید مرتضوی، محمد رضا رحیمی و مرحوم کردان نه در لیست اول قرار دارند و نه در لیست دوم.

از میان فرماندهان سپاه هم محسن رضایی متعلق به لیست هاشمی است و سردار جعفری در لیست دوم قرار گرفته و نکته جالب توجه اینکه سردار رحیم صفوی نیز در هیچ کدام از لیست ها دیده نمی شود.

از میان ورزشکاران هم حسین رضازاده، حمید سوریان و محمد مایلی کهن نامشان در لیست دوم آمده است.

موج اندیشه که همت ۲ را به عنوان ویژه نامه خود و به یاد شهید همت منتشر کرده، مجله هفتگی است که به صاحب امتیازی موسسه حفظ و بسط ارزش ها دور جدید انتشار خود را از آذر ماه شروع کرده و پوشش دهنده مواضع دولت است. موسسه مذکور همان موسسه ای است که نشریه توقیف شده همت هم به صاحب امتیازی آن منتشر شده بود.

از آنجا که به نظر می رسد تیم همت ۲ با هفته نامه همت یکی است و بخصوص رسما دو دستگی میان مسئولان ارشد نظام که همان ادعای رسانه ها و محافل ضد انقلاب است، را القا می کند، برخورد هر چه سریعتر مسئولان مربوطه با این تیم ضروری به نظر می رسد.

گفتنی است سایت خبری جهان اعلام کرده بود رهبر معظم انقلاب ضمن ابراز رضایت از توقیف نشریه همت که به عده ای از مسئولان کشور اهانت کرده بود خواستار جلوگیری از تکرار چنین اتفاقاتی شده بودند.

به گزارش «کلمه» در حالی نشریه جدید امروز بر روی دکه روزنامه فروشی ها قرار گرفت که چاپ دوم نشریه توقیف! شده همت نیز شنبه منتشر شده بود.و علی رغم توقیف بر روی دکه های روزنامه فروشی توزیع گردیده و جمع آوری نشد.

نشریه توقیف شده همت

نشریه جدید همت

۱۳۸۸ دی ۲۷, یکشنبه

واکنش علی مطهری به اظهارات رحیم‌مشایی:شما به انکار ضروریات دین ادامه بده


کلمه:علی مطهری، نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی، به اظهارات روز گذشته اسفندیار رحیم‌مشایی، رئیس دفتر احمدی نژاد واکنش نشان داد.

در پاسخ دکتر علی مطهری که برای «تابناک» ارسال شده، آمده است:

سخنان آقای مشایی درباره اظهار نظر اینجانب مبنی بر لزوم عذرخواهی آقای احمدی‌نژاد از مردم به خاطر رفتار انتخاباتی خود، که گفته اند از طریق معاونت حقوقی ریاست جمهوری شکایت خواهیم کرد، حاکی از آن است که ایشان تحمل قبول حق و اجرای عدالت را ندارند.

امام علی علیه السلام می‌فرماید: حق، وسیع‌ترین میدان‌هاست در مقام توصیف کردن و تنگ‌ترین میدان‌هاست در مقام انصاف دادن، یعنی ممکن است کسی درباره حق ساعتها سخنرانی کند، اما در مقام عمل و آنجا که باید حق را بگوید و قضاوت منصفانه داشته باشد ناتوان باشد. عدالت نیز همین طور است، زیرا عدالت عبارت است از اینکه «حق هر ذیحقی را به او بدهیم» و ارتباط وثیقی با حق دارد. بنابراین عدالت نیز در مقام توصیف کردن و سخنرانی میدان وسیعی دارد اما در مقام عمل، کمتر افرادی سربلند بیرون می‌آیند.

آقای مشایی هم گرچه دم از حق و عدالت می‌زند، اما در مقام قبول حق و اجرای عدالت درباره دوست و مرید خود ناتوان است و تحمل آن را ندارد، لذا انکار بدیهی می‌کند. این یک امر بدیهی است که آقای احمدی نژاد با مناظره‌های انتخاباتی خود خصوصاً مناظره با آقای موسوی، زمینه این فتنه را فراهم کرد و عدالت حکم می‌کند که علاوه بر عذر خواهی سران معترضان از مردم، ایشان نیز از مردم عذر خواهی نماید گرچه تقصیر این افراد یکسان نیست، و چنانچه از عذرخواهی سر باز زدند و بنا بر محاکمه شد، همه آنها به طور همزمان توسط قوه قضائیه به عنوان مدعی العموم محاکمه شوند و البته اعمال مجازات احتمالی آقای احمدی نژاد به بعد از دوره ریاست جمهوری ایشان موکول خواهد شد.

بنابراین اظهارات اینجانب، بر خلاف تصور آقای مشایی، سرپوش گذاشتن بر روی جرم سران معترضان نیست. و البته همان طوری که آقای مشائی گفته اند مردم بیشتر از همه می‌فهمند و قضاوت آنها تعیین کننده است. همچنین ایشان گفته اند «این نوع اظهارات دور از انتظار است» ولی باید بدانند که حق جویی و درخواست اجرای عدالت ـ که این بحران تنها از این طریق حل خواهد شد ـ دور از انتظار نیست بلکه امری است منطبق بر فطرت انسانها.

اتفاقاً مطرح شدن آقای احمدی‌نژاد به عنوان زمینه ساز این بحران، لازم و ضروری است زیرا ایشان مانند راننده‌ای است که باعث تصادف دو خودروی دیگر شده و از صحنه گریخته است و باید او را به صحنه بازگرداند.

توهین هایی که در طول این چند ماه توسط افراد ضد اسلام به رهبر انقلاب شد، بخش عمده آن ناشی از اقدامات آقای احمدی‌نژاد بود. لذا عملکرد ایشان باید رسیدگی شود. آقای مشایی هم بهتر است به انکار ضروری دین یعنی عصمت انبیاء ادامه دهند و درباره نقص مدیریت انبیا سخن بگویند. اگر برخی انبیا موفق به اجرای کامل عدالت نشدند به خاطر وجود افرادی مانند آقای مشایی بوده که عدالت پذیر نبودند و مصلحت دوست و رفیق را بر مصلحت جامعه ترجیح می‌دادند و زیر بار عدالت نمی‌رفتند، بلکه ولایت‌پذیر نبودند و با علم به اینکه رهبری از تصدی پست حساس حکومتی توسط ایشان ناراضی است، پست ریاست دفتر رئیس دولت را غصب می‌کردند.

بهتر است آقای مشائی به تلاشهای خود برای دوستی با مردم اسرائیل و بازگشت ایران به ایران باستان و ایران قبل از اسلام ادامه دهند و وارد معقولات نشوند.

رئیس کمیته ویژه مجلس:جواب مرتضوی را در دادگاه می شنویم

کلمه:رئیس کمیته ویژه بررسی وضعیت بازداشت شدگان حوادث پس از انتخابات از تقدیم نامه ۵۵ نماینده مجلس برای پیگیری مجموعه گزارشهای این کمیته به رئیس قوه قضائیه خبر داد.

پرویز سروری عضوارشد فراکسیون اصولگرایان حوادث پس از انتخابات با بیان این مطلب اظهار داشت: این نامه که به امضای ۵۵ نماینده مجلس رسیده است جهت پیگیری موضوعات بررسی شده در این کمیته و کلیه موضوعاتی که به دولت و قوه قضائیه باز می گردد ، طی امروز یا فردا به حجت الاسلام آملی لاریجانی رئیس قوه قضائیه تقدیم خواهد شد.

وی همچنین در خصوص انتقادات مرتضوی دادستان سابق عمومی و انقلاب تهران نسبت به گزارش کمیته ویژه در خصوص زندان کهریزک، به مهر گفت: گزارش کمیته ویژه در این خصوص مستند بوده و بررسیها بر اساس اسنادی صورت گرفته که این اسناد موجود و غیرقابل انکار است.

سروری با بیان اینکه مطالبی که ما در این گزارش عنوان کردیم تحلیل نیست و بر اساس اسناد موجود صورت گرفته است، تصریح کرد: باید دادگاهی در این راستا تشکیل و این موضوعات مورد بررسی قرار گیرد و آقای مرتضوی نیز در این دادگاه مستندات خود را ارائه کند.

رئیس کمیته ویژه همچنین تاکید کرد: بنده ورود اینگونه جدلهای سیاسی را در کارهای کارشناسی درست نمی دانم .

گفتنی است پیش از این سعید مرتضوی اصلی ترین متهم کهریزک، تمام بندهای گزارش کمیته ویژه مجلس را تکذیب کرده بود.

مطهری: باید کاندیداهای معترض هم به صداوسیما دعوت شوند

کلمه: نماینده‌ تهران در مجلس شورای اسلامی گفت:« معتقدم برگزاری گفت‌وگو و مناظره در فضای سیاسی جامعه باعث آرامش معترضان قانونی و به حاشیه راندن افراد فرصت‌طلب و ضداسلامی خواهد شد که در گروه معترضان قانونی نفوذ کرده و درصدد به دست‌گیری رهبری این جنبش هستند و هم‌چنین باعث افزایش آْگاهی همه مردم می‌شود.»

به گزارش ایسنا علی مطهری با بیان این مطلب اظهار کرد:« به نظر من این کار صداوسیما در جهت حل بحران موجود و به نوعی عمل به راهکارهای طرح وحدت و آشتی ملی است که هم من و هم برخی شخصیت‌های سیاسی بر آن تاکید داشتند، این اقدام همچنین باعث آگاهی بیشتر مردم خصوصا قشر متدین و ولایت‌مدار از حقایق می‌شود.»

وی با بیان اینکه توفیق این مناظره‌ها به رعایت شرایط درست مناظره بستگی دارد، افزود:« افراد در این گفت‌وگوها باید به دنبال برهان و استدلال باشند، از هیجان بپرهیزند، به دنبال تصفیه‌حساب‌های شخصی نباشند و به یکدیگر توهین نکنند تا ان‌شاءالله این گفت‌وگوها بتواند نتیجه مثبتی داشته باشد.»

عضو کمیسیون فرهنگی مجلس ادامه داد:« من معتقدم حتی اگر امکان آن باشد، باید کاندیداهای معترض هم به صداوسیما دعوت شوند و حرف‌هایشان را بزنند تا در نهایت به وحدت و آشتی ملی در جامعه دست یابیم و ان‌شاءالله در ۲۲ بهمن شاهد باشیم که همه شخصیت‌ها و گروه‌ها در راهپیمایی شرکت می‌کنند و به این بحران خاتمه داده می‌شود.»

مطهری تصریح کرد: « حتما جامعه به وسیله طرح این بحث‌ها آرامش پیدا می‌کند، اما اینکه به همه نقطه‌نظرات عمل و بحران سریعا حل شود، اینطور نیست و نباید انتظار داشته باشیم با این مناظره‌ها بحران، یک روزه حل شود، اما به هر حال طرح این مباحث اثر خود را بر جامعه می‌گذارد، چرا که فشار افکار عمومی واقعیتی است که در حل معضلات اجتماعی تاثیر منحصر به فردی دارد.»

نماینده مردم تهران در خانه ملت، اضافه کرد:« مسلما هرچه آگاهی مردم بالاتر باشد و آنها واقعیات را بیشتر بدانند قطعا با مشکل نیز بهتر مواجه می‌شوند. ما نباید فکر کنیم که با ایجاد شرایط مصنوعی بهتر می‌توانیم این بحران را مدیریت کنیم.»

این عضو کمیسیون فرهنگی مجلس خاطرنشان کرد:« به اعتقاد من برگزاری مناظره‌ها در صداوسیما در مجموع خوب و مثبت است، مجری نیز اگر چه شخصا منتسب به یک بینش سیاسی است، اما سعی می‌کند عدالت را رعایت کند، اما اینکه چه افرادی برای مناظره دعوت شوند، بهتر است کسانی باشند که حرفی برای گفتن داشته باشند و دنبال عوام‌فریبی، استفاده از عواطف مذهبی مردم و ایجاد هیجان کاذب نباشند بلکه از برهان و استدلال استفاده کنند و تعصب گروهی نداشته باشند.»

آمریکا و اسرائیل اینجا نیست

درود
ابتدا نکته ای رو متذکر بشم ،جنبش سبز به حدی گسترده شده که دیگر از دست مهندس موسوی هم خارج شده…
واقعیت این هست که قبل از انتخابات جنبش کاملا در دست و برنامه ی مهندس موسوی بود و همه امید داشتند با آمدن مهندس اگر اندک آبرویی و اندک کارایی نظام اسلامی داشته باشد به کار آید و وضع ایران بعد از ۳۰ سال بهبود پیدا کند….
جوانان ما که بیشتر جمعیت ایران رو تشکیل میدهند نه امام را دیدند و نه آن دوران یادشان است…و شنیدن کی بود مانند دیدن…. از طرفی نسل انقلاب هم خیلی هاشونن رسما یا عقب نشسته اند یا به کلی از نظام برگشته اند و یا مهاجرت کرده اند و فعالیت های ضد انقلابی کرده تعدادشان هم کم نیست و انکار این موضوع چیزی جز دروغ نیست…
بعد از انتخابات هیچ کس نمیتوانست تصور کند که اسلام با مردمان مسلمان و معتقد خودش که روزشان را با بسم الله شروع میکنند این رفتار را میکند…فکرش را هم نمیکردند که اسلام انقدر خشن و بی رحم باشد که حتی به پیروان خودش هم رحم نکند…!!! و این سوال مطرح میشه که آیا اسلامی که انقدر برای به دست آوردن حکومتش خون داده شد و انقدر صبح تا شب از خوبی هاش گفته شد و … واقعا چیزی جز قتل و تجاوز و افترا و شکنجه و زندان نیست؟ و آیا اشخاصی که خود را برادران و خواهران بسیجی و سپاهی مینامند و خود را پاسدار اسلام مینامند آیا به راستی دارند اسلام را پیاده میکنند؟پس در نتیجه وقتی دین به این اندازه بد نام شد نظام دینی که وضعش معلوم میشه و آینده اش نابودی به بدترین وضع خواهد بود…
حالا اینجا بیاییم کمی تفکر کنیم و ببینیم چه کسانی دارند دین را به خطر میندازند،چه کسانی باعث این میشوند که مردم و به خصوص جوانان روز به روز مسیر خود را از اسلام جدا کند و دور بشند از دین؟ مگر نه این که ولایت فقیه است؟و…..
واقعیت اینه که اگر تا قبل از انتخابات امیدی به حکومت اسلامی بود که با اصلاحاتی و به روی کار آمدن انسانهای نسبتا سالم و متعهدی میشود با جهان همراه شد و وضع وخیم کشور را بهبود بخشید بعد از انتخابات این امید کمتر شد و مردم اعتراض کردند و باز هم بعد از سرکوب وحشیانه ی مردم توسط یاران اسلام!!!این امید به کلی نابود شد و مطمئنا دیگر امیدی به وجود نخواهد آمد…پس بهترین کار در حال حاضر مبارزه تا جایی است که کشور به جایی برسد که مردم سالهای درازیست دنبال آن هستند و مهندس شاید با طرفداری از نظام توتالیتور کنونی روز به روز نفوذش بین معترضین کمتر شود.و این اندک حرف شنوی جوانان از یاران نظامی و آقای خمینی هم به کلی ازبین میرود هرچند آقای مهندس را میشناسم و میدانم که به موقع رفتار شایسته ای انجام خواهند داد!!!
شاید یکی از بهترین شعارهایی که میشود در حال حاضر سرداد شعار زیر باشد:
“آمریکا و اسرائیل اینجا نیست…..این مرد ایرانه که راضی نیست…”
شاید این شعار گوش ناشنوای مستبدان را بشکافد و بشنوند که مردم ایران در طول تاریخ طعم دخالت های آمریکا و اسرائیل و روسیه و انگلیس و … را چشیده اند و نسل به نسل شنیده اند و میدانند که نباید از یک سوراخ دوبار گزیده شد و در اینجاست که شعار سر میدهند که جمهوری ایرانی!!!چون صدها سال و شاید هزاران سال!است که طعم ایرانی بودن و کشوری مستقل و حکومتی کاملا ایرانی را نچشیده اند و به دنبال این هستند که ایرانی کاملا ایرانی را لمس کنند و حس کنند تا شاید با ایرانی برخواسته از مردمان ایران بتواند طعم آزادی و آسایش و در نهایت زندگی را بچشند…
به امید آن روز…
پاینده باشید

انقلابی های دیروز ، متهمان امروز

مهدی محسنی: در ایام انتخابات، میر حسین موسوی حلقه ای از مشاوران مختلف را گرد خود جمع کرده بود که از نظر سابقه سیاسی ، اقتصادی و انقلابی مجموعه ای منحصر به فرد محسوب می شدند. موسوی پیش ازین از مشاورانش به عنوان نقطه قوت عملکردش و به عنوان سالم ترین و بی حاشیه ترین افراد نام برده بود.

در پی تحولات پس از انتخابات و شروع موج گسترده سرکوب، خشونت و بازداشت، اسم تعداد زیادی از مشاورین موسوی نیز در بین اسامی افراد دربند به چشم می خورد.

دستگیری مشاوران ؛ تحدید میر حسین موسوی

از مشاوران و نزدیکان میر حسین موسوی می توان به قربان بهزادیان نژاد، محمد باقریان، سیدعلیرضا حسینی بهشتی، سید محمد رضا حسینی بهشتی، محمد رضا تاجیک ، علیرضا بهشتی شیرازی، حسن عابدی جعفری، محمدرضا واعظ مهدوی‌، اردشیر امیر ارجمند، علی عرب مازار یزدی، فرشاد مومنی و حمزه غالبی اشاره نمود.

نگاهی به سوابق و عملکرد مشاوران و سابقه خانوادگی آنان می تواند معیار سنجش برخی اتهاماتی باشد که توسط جریانات حاکم به موسوی و همراهانش وارد می گردد. همچنین باید به این نکته اشاره نمود که اکثریت این افراد یا در بازداشت به سر می برند و یا چندین بار احضار ، دستگیر و تهدید شده اند تا فعالیت خود را ادامه ندهند.

به نظر می رسد عمده این اقدامات برای آن صورت می گیرد تا در فعالیت های میر حسین موسوی اخلال صورت گیرد.

با این وجود بازداشت افرادی همچون سید علیرضا حسینی بهشتی ، محمد باقریان ، قربان بهزادیان نژاد، علیرضا بهشتی شیرازی و محمدرضا تاجیک که افرادی با سوابق روشن انقلابی محسوب می گردند حتی با نارضایتی بسیاری از جریانات حامی حکومت روبرو شده است.

بسیاری از خانواده های شهدا ، مراجع عظام تقلید و حتی بیت و یاران نزدیک آیت الله خمینی (ره) ضمن انتقاد از این شرایط از این افراد و خانواده هایشان حمایت خود را اعلام کردند. به عنوان نمونه پس از آزادی فرزند آیت الله بهشتی ، سید علیرضا حسینی بهشتی در شهریور ماه گذشته، همسر حاج احمد آقای خمینی و سید حسن آقای خمینی نوه امام ، به دیدار آقای بهشتی رفتند و از وی دلجویی نمودند.

فرزند شهید آیت الله بهشتی در زندان

دکتر سید علیرضا حسینی بهشتی متولد ۱۳۴۱ در قم عضو هیأت علمی گروه علوم سیاسی دانشکده علوم انسانی دانشگاه تربیت مدرس در تهران، و عضو و دبیر کل جمعیت توحید و تعاون است. او مدیر مسئول روزنامهٔ کلمهٔ سبز و مشاور ارشد میرحسین موسوی در انتخابات دهم ریاست جمهوری بود. وی فرزند شهید آیت الله سید محمد حسینی بهشتی از روحانیون نزدیک به آیت الله خمینی(ره) ، نخستین رئیس قوه قضائیه جمهوری اسلامی و بنیانگذار حزب جمهوری اسلامی که در انفجار دفتر این حزب در سال ۱۳۶۰ به همراه بسیاری دیگر از اعضای حزب جان باخت است.

آقای بهشتی مقالات و تالیفات مختلفی دارد و در زمینه گفتگوی میان مذاهب اسلامی فعال هستند. از تالیفات ایشان می توان به ابعاد نظری مسئله تساهل، پساتجددگرایی و جامعه امروز ایران، مبانی معرفت شناختی نظریه عدالت اجتماعی، مبانی نظری سیاست در جوامع چند فرهنگی، لیبرالیزم اثر جان گری (ترجمه) و جستارهایی در شناخت اندیشه سیاسی معاصر غرب نام برد.

سید علیرضا حسینی بهشتی اولین بار در ۱۸ شهریور ۱۳۸۸ به دنبال بسته شدن دفتر کمیته پیگیری وضعیت زندانیان و آسیب‌دیدگان حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ ایران بازداشت شد و پس از ۵ روز با قرار وثیقه آزاد شد . پس از حوادث عاشورای خونین در ایران نیز برای دومین بار در روز هفتم دی ماه ۱۳۸۸ توسط نیروهای امنیتی در سر کلاس درسش در دانشگاه تربیت مدرس بازداشت شد.

محمد باقریان ؛ از شورای عالی انقلاب تا زندان

مهندس محمد باقریان متولد ۱۳۲۶ در تهران ، یکی از مشاوران توانمند میرحسین موسوی محسوب می گردد. به واقع از او می توان به عنوان یکی از تئوریسین های حلقه مشاوران موسوی نام برد.

آقای باقریان دانش آموخته فوق لیسانس مهندسی مکانیک دانشگاه شیراز است. از سوابق اجرائی وی می توان به معاون نخست وزیر موسوی، معاون و مشاور ارشد رئیس جمهور محمد خاتمی، عضو سابق شورای عالی انقلاب فرهنگی، سرپرست بنیاد جانبازان انقلاب اسلامی، رئیس سازمان امور اداری و استخدامی کشور، رئیس سازمان برنامه و بودجه، رئیس هیأت عامل سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران، مدیرعامل و رئیس هیأت مدیره شرکت هواپیمائی جمهوری اسلامی ایران، مشاور وزیر صنایع، مشاور وزیر نیرو، عضو شورای مرکز تحقیات استرتژیک ریاست جمهوری و … از سال ۱۳۵۴ تاکنون نام برد. محمد باقریان نیز از تاریخ هفتم دی ماه در بازداشت به سر می برد.

بهزادیان نژاد ؛ رئیس ستاد میر حسین موسوی

دکتر قربان بهزادیان نژاد رئیس ستاد انتخاباتی میر حسین موسوی است. وی کارشناسی خود را در رشته علوم آزمایشگاهی، کارشناسی ارشد باکتری شناسی و دکترای میکروبیولوژی پزشکی کسب کرده و عضو هیأت علمی دانشگاه تربیت مدرس است. وی ریاست موسسه تحقیقات و توسعه انسانی را بر عهده دارد.

آقای بهزادیان نژاد یکی از میانه رو ترین افراد و بیشتر چهره ای علمی و تحقیقاتی است. آقای بهزادیان نزاد که از دوستان نزدیک میر حسین موسوی محسوب می گردد از هفتم دی ماه امسال در بازداشت به سر می برد. پیش از این برادر زاده وی نیز بازداشت شده بود.

دکتر تاجیک ؛ از مشاور رئیس جمهور تا مشاور نخست وزیر

دکتر محمدرضا تاجیک، متولد ۱۳۳۷ در تهران مدرک لیسانس علوم سیاسى خود را از دانشگاه تهران در سال ۱۳۶۹ اخذ کرد، مدرک فوق لیسانس روابط بین الملل از دانشگاه تهران ۱۳۷۱ و همچنین دوره فوق لیسانس علوم سیاسى (دانشگاه آزاد، ۷۱-۶۹). آقای تاجیک مدرک فوق لیسانس و دکترای تحلیل گفتمان در سیاست از دانشگاه اسکس انگلستان، ۱۳۷۲ تا ۱۳۷۴ کسب نمود. وی دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتى است.

محمدرضا تاجیک از سال ۱۳۷۶ فصلنامه گفتمان را منتشر می کند. تاجیک مى گوید: “بیشترین تلاش من این است که بتوانم در این فضاى گفتمانى، بالاخره شکل گیرى گفتمان هاى سیاسى، تلاطمات گفتمان هاى سیاسى، رادیکالیزه شدن و محافظه کارشدن گفتمان هاى سیاسى و تکثر اجتماعى و تکثر هویت هاى اجتماعى و سیاسى را از این منظر توضیح بدهم.” محمدرضا تاجیک همچون دیگر مشاوران میر حسین موسوی از تاریخ هفتم دی ماه در بازداشت به سر می برد.

روزنامه “جوان” وابسته به سپاه پاسداران در توجیه بازداشت “محمدرضا تاجیک” مشاور ارشد “میرحسین موسوی” بخش هایی از یک جزوه راهبردی به نام “چیست یاران طریقت بعد از این تدبیرما” را منتشر کرده و با نام بردن از تاجیک به عنوان تدوین کننده این جزوه مدعی شده است که مبنای فعالیت های موسوی پس از انتخابات ریاست جمهوری برگرفته از توصیه های مندرج در این جزوه بوده است.

علیرضا بهشتی شیرازی ؛ دبیر دولت نخست وزیر امام

سید علیرضا بهشتی شیرازی سردبیر روزنامه کلمه سبز و از مشاوران نزدیک میر حسین موسوی است. آقای بهشتی شیرازی دبیر هیات دولت مهندس میر حسین موسوی بوده است.

آقای بهشتی در نامه ای خطاب به سید احمد خاتمی، خطیب نماز جمعه تهران و هوادار سر سخت دولت احمدی نزاد می نویسد: ” حجت الاسلام والمسلمین سید احمد خاتمی در نماز جمعه این هفته تهران به سخنان مقام معظم رهبری اشاره کرد و گفت اگر عملی انجام دادید که بیگانگان از شما خشنود شدند بدانید کار شما خطا بوده است؛ این یک معیار است، یک معیار ساده. با این وجود او به فاصله ده دقیقه بعد از این کلمات تاییدات کارکنان عالیرتبه وزارت خارجه آمریکا را سندی بر پیروزمندانه بودن عملکرد فرستادگان ایران در مذاکرات ژنو معرفی کرد. از نظر امام جمعه موقت تهران شهادت آقای بولتون و یا اظهار نظر شبکه خبری سی‌ان‌ان کمترین لطمه‌ای به معیار ساده‌ای که وضع کرده است نمی‌زند – الفضل ما شهد به الاعداء، برتری آن است که دشمنان بدان گواهی دهند – اما اظهار نظر کسانی دیگر در مورد قتل ندا آقا سلطان نهضت سبز را متهم به وابستگی می‌کند. آیا این یک تقلب در معیار نیست؟ ندا آقا سلطان جز صرف‌نظر کردن از حقوق خود چه کار باید می‌کرد تا متهم به ارتباط با بیگانه نشود. او در کدام جلسه با خارجی‌ها صحبت کرد و کدام دادوستد را با آنان انجام داد؟ بلکه این معیار باید در مورد کسانی اعمال شود که در یک چرخش ۱۸۰ درجه‌ای با آمریکایی‌ها پشت میز مذاکره نشستند. بر اساس معیار ساده شما درست‌تر این است که نسبت به تقدیر آمریکایی‌ها از پیروزی ایران در مذاکرات ژنو با سوءظن برخورد کنیم و بگوییم عاقلان دانند.”

آقای بهشتی شیرازی روز هفتم دی ماه ۸۸ توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده اند. برخی به اشتباه وی را مسوول سایت کلمه می دانستند اما آقای بهشتی شیرازی سردبیر روزنامه کلمه سبز بود که فردای روز انتخابات ۲۲ خرداد توقیف شد.

حسن عابدی جعفری ؛ از وزرات بازرگانی تا زندان اوین

دکتر حسن عابدی جعفری وزیر بازرگانی در دولت دوم میرحسین موسوی بود. دکتر عابدی جعفری مدرک دکتری خود را از دانشگاه ایالتی تگزاس در زمینه مدیریت دریافت کرده است. وی در زمان حضور امام خمینی در پاریس، آمریکا را به مقصد فرانسه ترک نموده و امام خمینی را در پاریس همراهی نموده است.

عابدی جعفری که در محافل سیاسی به عابد جعفری معروف است جرء موسسین سپاه پاسداران بوده و از اعضای مرکزی آن در سال های ابتدایی شکل گیری این نهاد به شمار می ‌رفته است. در کابینه شهید رجایی معاونت وزارت بازرگانی را پذیرفت و در حادثه هفت تیر از ناحیه پا و گوش مجروح شد.

وی در زمان دولت میر حسین موسوی تصدی وزارت بازرگانی را به عنوان مهمترین وزارت خانه کشور در آن زمان بر عهده گرفته و با مخالفت های زیادی از طرف بازار مواجه شد. به دلیل حمایت شدید وی از اصناف تولیدی در زمان جنگ وی را می‌توان از پایه گذاران تولید پس از انقلاب در کشور به شمار آورد.

عابدی جعفری پس از جنگ به تدریس در دانشگاه مشغول بوده و در سال های ۱۳۷۸ تا ۱۳۸۲ به حکم سید حسن خمینی ریاست پژوهشکده امام خمینی را بر عهده گرفت. در سال های اخیر دکتر عابدی جعفری پژوهشکده‌های مدیریت اسلامی و مبارزه با فساد اداری را در دانشگاه تهران راه اندازی نموده و از صاحبنظران عمده این دو حوزه در داخل کشور محسوب می‌گردد.

فعالیت های علمی وی در طول این سال ها در سازمان حج، دبیر خانه انقلاب فرهنگی، دبیر خانه مجمع تشخیص مصلحت نظام و ارگان های دیگر کشور باعث نزدیکی او با مسائل جاری کشور می‌باشد. بدلیل نزدیکی رابطه وی و تخصص وی در زمینه مدیریت دکتر عابدی جعفری به سمت مسوول منابع انسانی ستاد انتخاباتی مهندس میر حسین موسوی در انتخابات ریاست جمهوری دهم منصوب گردید.

دکتر حسن عابدی جعفری در حال حاضر عضو هیات علمی دانشکده مدیریت دانشگاه تهران است. کتاب‌های رهبری کاریزماتیک و تصمیم‌گیری حکیمانه از تالیفات اوست. عابد جعفری رئیس کمیته اقتصادی ستاد میرحسین موسوی به همراه آقای عرب مازار در هشتم دی ماه ۱۳۸۸ بازداشت و روز ۲۴ دی ماه پس از ۱۶ روز آزاد شد. این استاد دانشکده مدیریت دانشگاه تهران، پس از آزادی در میان استقبال اساتید و دانشجویان در دانشگاه حضور یافت.

فرشاد مومنی ؛ عضو حزب جمهوری اسلامی و مشاور نخست وزیر امام

دکتر فرشاد مؤمنی عضو هیأت علمی گروه اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی، عضو مؤسسه دین و اقتصاد و صاحب نظر اقتصادی است. وی که به نوعی به اقتصاد نهادگرا معتقد است، به عنوان مشاور ارشد اقتصادی موسوی قبل از انتخابات دهم ریاست جمهوری انتخاب گردید. فرشاد مومنی از اعضای حزب جمهوری اسلامی بود و در آن زمان مسئولیت کمیته دانش‌آموزی حزب را برعهده داشت.

در دوران نخست وزیری میرحسین موسوی نیز به عنوان دستیار در کنار میرمصطفی عالی ‌نسب، مشاور ارشد اقتصادی موسوی، کار می‌کرد. وی پیش و پس از انقلاب رابطهٔ نزدیکی با آیت الله شهید بهشتی داشت و هم اکنون نیز عضو مؤسسه تنظیم و نشر آثار شهید بهشتی می ‌باشد. از آثار مکتوب وی می توان به علم اقتصاد و بحران در اقتصاد ایران، کالبدشناسی یک برنامه توسعه، اقتصاد ایران در دوران تعدیل ساختاری و ترجمه نظریه نهادگرایی در علم سیاست، نوشته گای پیترز نام برد. وی روز هشتم دی ماه به همراه دکتر عرب مازار بازداشت شده است.

اردشیر امیر ارجمند ، مشاور حقوقی میر حسین موسوی

دکتر اردشیر امیر ارجمند دانش آموخته دکترا حقوق از دانشگاه سوربن فرانسه، دانشیار حقوق عمومی دانشگاه شهید بهشتی، موسس و رئیس سابق کرسی صلح، دموکراسی و حقوق بشر سازمان ملل متحد در ایران (که چند ماه قبل توسط دولت احمدی نژاد بطور غیر قانونی عزل شد) و مشاور حقوقی میرحسین موسوی است که یک روز پس از عاشورا خونین در هفتم دی ماه بازداشت شد.

حمزه غالبی ، رئیس ستاد جوانان ستاد موسوی

حمزه غالبی متولد ۱۳۶۱ در اشکذر یزد می باشد. وی دانشجوی کارشناسی ارشدعلوم سیاسی دانشکدهٔ علوم انسانی دانشگاه تربیت مدرس است. همچنین آقای غالبی عضو شورای مرکزی و دبیر اجرایی جمعیت توحید و تعاون است. غالبی جوانترین مشاور میر حسین موسوی محسوب می گردد. وی به عنوان رئیس شاخه جوانان ستاد میرحسین موسوی در تاریخ ۳۰ خرداد ۱۳۸۸، بازداشت و پس از گذشت ۷۰ روز بازداشت که ۶۴ روز آن در زندان انفرادی سپری شد، در روز دوشنبه ۹ شهریور ۱۳۸۸ از زندان آزاد شد.

منبع :سایت جرس

۱۳۸۸ دی ۲۶, شنبه

دیکتاتور غیر استاندارد

دیکتاتور غیر استاندارد

خامنه ای نیز همانند تمام دیگر ارکان این نظام، استثنایی و بی قاعده است. انقلابی که ناقص و بیاری سزارین پا به عرصه گذاشت، هرگز و در هیچ زمینه ای نتوانسته است بر عقب ماندگی خود غلبه نموده و بحالت طبیعی برسد. سردمداران نظام در حوادثی پرسرعت و بدون اینکه آمادگی داشته باشند، بر صندلی قدرت نشستند و ناچاراً دنیا را بر اساس دانسته های محدود و متحجرانه خود دیده و تفسیر نمودند. دلیل اینکه این حکومت هنوز پس از سی سال، هنوز هم نتوانسته است در هیچ پست مدیریتی، حتی یک مدیر متخصص و با تجربه داشته باشد و دائماً در حال اداره کشور با روش تجربه و خطا است، از خمیرمایه اولیه این نظام نشأت می گیرد.
حتی دیکتاتور ما هم یک دیکتاتور استاندارد نیست. دیکتاتورهای دنیا بشدت از امور اجرائی گریزانند و شأن خود را فقط در حد تصمیمات کلیدی و بزرگ می بینند. دیکتاتورها فرمان صادر می کنند و زیردستان وظیفه دارند تا به هر طریق ممکن خواسته ارباب را برآورده نمایند. دیکتاتورها در روز وقت اضافه زیاد دارند و آنرا صرف تفریح و خوش گذرانی، شکار، ورزش و سرگرمی و از همه مهمتر سفر می کنند.
دیکتاتور غیر استاندارد ما برعکس، هر روز تلاش دارد تا امور اجرائی بیشتری را در دست خود بگیرد و بر همه چیز نظارت کند، رهبری از هدایت تیم تولید سلولهای بنیادین گرفته تا شبیه سازی گوساله، و از ارائه رهنمودهای فنی به دانشمندان هسته ای گرفته تا ترکیب هیأت اعزامی به سازمان ملل را بر عهده دارد. اداره روحانیت، خط دهی به ائمه جمعه، امور امنیتی و اطلاعاتی، در دست داشتن افسار نظامیان، سیاست خارجی، انتصاب استانداران، هدایت نمایندگان مجلس، تنظیم مجلس خبرگان، تقسیم عواید فروش نفت، واگذاری پروژه های بزرگ، برنامه سازی صداوسیما، و صدها کار اجرائی دیگر همه و همه بر عهده رهبر است. هشت ماهی هم هست که طراحی کودتای انتخاباتی و نحوه سرکوب مردم و کهریزک و اعترافات و دستگیریها هم به سایر امور اضافه شده است.
در کشورهای پیشرفته، مدت تصدی عالیترین مقامها، محدود و چندساله بوده و پس از اینکه شخص مسئول، بخش اعظم سلولهای حاکستری مغزش را در اداره کشورش مصرف نمود، وی را با احترام کنار گذاشته و فرد جدیدی را بر مسئولیت می گمارند. ولی در کشور ما تازه بعد از اینکه سلولهای خاکستری فرد باتمام رسید، لیاقت و شایستگی رهبری پیدا می کند.
در همه دنیا این اطرافیان هستند که واقعیتها را تحریف شده در اختیار دیکتاتور قرار می دهند، ولی در این مملکت، رهبر است که وظیفه دارد تحریفات را مشخص نموده و آنرا برای تکرار طوطی وار به زیردستان ابلاغ نماید. جمعیت کمتر از یکصد هزار نفری راهپیمائی ساندیسی را پاچه خواران رهبری به 2.5 و سپس 3.5 و سرانجام 4 میلیون نفر جعل می کنند و رهبر ناگهان در 19 دی آنرا به دهها میلیون نفر ارتقاء داده و بلافاصله همه رده ها، همان را نشخوار می کنند.
این رهبر است که سناریونویسی برای عاشورا می کند و دستور می دهد که تعدادی "بهائی" و "منافق" را با نوازش کابل برای اعترافات تلویزیونی آماده کنند تا القاء نمایند که همه معترضین عاشورا یا از "مرکز بهائیت" دستور داشته اند یا از سوی "منافقین". و باز هم این رهبر است که دستور می دهد بازداشتیها را به کهریزک برده و درسی فراموش نشدنی به آنها بدهند، ولی پس از افشای آن، رهبر می فرماید که داستان را به این شکل تغییر دهند که مقام رئوف رهبری بمحض شنیدن اسم کهریزک، دستور تعطیلی آنرا داده ولی موجودی بنام مرتضوی، تمرد از دستور کرده و بازداشتیها را همچنان در جهنم کهریزک نگاه داشته است.
رهبر دستور می دهد که با حمله به کوی دانشگاه، از دانشجویان زهرچشم بگیرند ولی پس از آن ناگهان خونخواه دانشجویان مظلوم شده و در سخنرانی عمومی خود اعلام می کند که با عاملین فاجعه کهریزک بدون ملاحظه برخورد خواهد کرد، که البته بدلیل مشغله ایشان در ماههای اخیر، هنوز فرصت سرودن داستان مربوطه را پیدا نکرده اند و تصمیم نگرفته اند که عاملین حمله به کوی دانشگاه چه کسانی و تحت فرماندهی چه ارگان و نهادی بوده اند.
و باز هم این شخص رهبر هستند که با مشاوره چینی ها، فرستادگان ویژه خود را، شاید دکتر ولایتی را، به یکی از پایتختهای اروپایی می فرستد تا بگوید مسئله هسته ای در مقابل جنبش سبز! شما تهدید به حمله نظامی بکنید و توجه افکار عمومی را از موضوع اعتراضات در ایران دور کنید تا ما هم همه خواسته های شما در پرونده هسته ای را بپذیریم.
رهبر این روزها پرکارترین فرد کشور است. ولی آیا اجازه طرح یک سئوال خصوصی هست؟ رهبر همه کاره و همه فن حریف چه طرحی برای 22 بهمن دارند؟ اگر قرار بود نقشه ها و طرحهای ایشان شنونده ای هم داشته باشد که اعتراضات مردم باید همان 30 خرداد محو و نابود می شد. این مردم متأسفانه بر خلاف حکومتیان، کمترین اعتباری برای ایده های بکر و هوشمندانه ایشان قائل نیستند. ضمن اینکه جنبش سبز با تمام توان در تلاش افشای هر چه بیشتر چهره واقعی یزیدی حکومت و جنایات حیرت برانگیز روز عاشورا هستند. لحظه ای نیست که تصاویر این جنایات، سوار بر امواج بلوتوث و اینترنت و سی دی، از این خانه به آن خانه و از این سینه به آن سینه منتقل نگردد. تنفر از وحشیگری حاکمان هر روز نهادینه تر می شود.
بدانید که موج بی نظیری از مردم در 22 بهمن به خیابانها خواهند آمد و مرگ بر دیکتاتور را فریاد خواهند زد. وقتتان را خیلی برای معامله با غربیها بر سر جنبش سبز تلف نکنید، آنها نیستند که قدرت توقف مردم ایران را داشته باشند. مردم ایران نگاهشان فقط به جوانانشان است و بس. همت مردم بر این است که شما را از اینهمه مشغله مختلف نجات داده و مرخص نمایند.

ترور استاد مسعود علی محمدی پایان ماجرا نیست

ترور استاد مسعود علی محمدی پایان ماجرا نیست


برای یافتن حقایق پشت پرده ترور استاد سبز دانشگاه تهران، ساده ترین راه، بررسی و مقایسه رخدادهای چند ماهه اخیر است. روایتی از برجسته ترین "واقعه" ها و "علت" های آنها، مظلومیت شهدای جنبش سبز و توجیهات خارق العاده حکومت را در مقابل یکدیگر قرار می دهد.

واقعه – شهادت 8 نفر از جوانان ایرانی در روز 25 خرداد، شهیدان داودصدری، کیانوش آسا، مسعود خسروی، بهزاد مهاجر، اشكان سهرابی، ناصر امیر نژاد، مهدی كرمی، احمد نعیم آبادی
علت - سردار عراقی: در روز 25 خرداد تنها در حوزه مقاومت 117 درگیری مسلحانه داشتیم. در آن روز به پایگاه ما حمله‌ ور شدند بیش از 3 ساعت برادران ما در آنجا زیر هجوم سنگ و نارنجك‌ های دست‌ساز متجاوزین بودند و ما مدام از آنها می خواستیم از درگیری پرهیز كنند اما كار به جای رسید كه پایگاه داشت سقوط می ‌كرد. متاسفانه مادر و دختری بیگناه هم به شهادت رسیدند كه گزارش كارشناسی نشان می ‌دهد، زاویه شلیك‌ ها از سوی بچه‌ های ما نبوده است. (اینجا)
اسناد موجود نشان می‌دهد ۵ هزار نفر در سه و نیم ساعت به یک حوزه بسیج (پایگاه ۱۱۷) حمله کردند، به طوری که در چند ساعت حجم انبوهی از سنگ و شیشه به ضخامت ۷۰ سانت کف حیاط این حوزه را پوشاند. استعداد نیروی انسانی حاضر در پایگاه ۱۱۷ کم بود، اما صدها قبضه سلاح در این مقر وجود داشت. من به نیروهای آن جا دستور دادم درها را از داخل ببندند و به پشت بام بروند. فرمانده حوزه ما، آن جا برای متفرق کردن مردم ۳۰۰ گلوله مشقی شلیک کرد ‌اما متأسفانه دو نفر کشته شد. در حالی که اگر درایت و صبوری فرمانده ما نبود احتمال گسترش فاجعه می‌رفت. (اینجا)


واقعه – شهادت شهید ندا آقا سلطان و دهها شهید دیگر در روز 30 خرداد
علت - سردار عراقی در مورد کشته شدن ندا آقا سلطان گفت: این حادثه در یکی از خیابان‌های فرعی اتفاق افتاد و هیچ کدام از نیروهای بسیج یا انتظامی در متن حادثه حضور نداشتند، البته نوع فیلمبرداری قتل ایشان نشان می‌دهد که حادثه کاملا برنامه‌ریزی شده بود. (اینجا)
در روز 30 خرداد گروهی از قبل از سنگ هایی را داخل زنبیل ها و در سطل های زباله شهرداری پنهان کرده بودند و خود را برای اغتشاشات آماده کرده بودند. به شکلی که حتی از پشت بام ها، آب جوش، اسید، آجر و حتی از برخی از ساختمان ها تیر به سمت بسیجیان شلیک می شد. با توجه به گستردگی بالای اغتشاشات که در تاریخ نظام بی سابقه بوده است، سپاه تهران بزرگ 600 نفر مجروح که از ناحیه سر، پا و دست مورد ضرب و شتم قرار گرفتند، داشت و 8 شهید نیز به انقلاب اسلامی تقدیم شدند. (اینجا)


واقعه – شهادت تعدادی از اسیران جنبش سبز زیر شکنجه در کهریزک از جمله شهیدان امیر جوادی فر، محسن روح الامینی و محمد کامرانی
علت – بر اساس گزارش کمیته ویژه مجلس(اینجا): جان باختگان، توان مقاومت در برابر صدمات جسمی بازداشتگاه کهریزک را نداشته اند. (ترجمه: بیشرمانه خود شهیدان را متهم می کنند که باندازه کافی توان مقاومت در برابر شکنجه ها را نداشته اند.)

واقعه - شهید سید علی موسوی در اثر شلیک مستقیم گلوله به قلبش توسط تیم ترور در روز عاشورا بشهادت رسید.
علت – نیروی انتظامی: موضوع کشته ‌شدن خواهرزاده میرحسین موسوی در روز عاشورا همچون پروژه مشکوک قتل ندا آقاسلطان، دستمایه هجمه‌های تبلیغاتی رسانه‌های ضد ایرانی علیه کشورمان قرار گرفته است. خواهر‌زاده موسوی در محیطی خارج از اغتشاشات و با فاصله زیاد از درگیریها و در جریان یک برنامه کاملاً مشکوک به قتل رسیده است. چند نفر که سوار بر یک خودروی شاسی بلند بوده اند، همانند پروژه قتل ندا آقاسلطان، پس از شناسایی علی موسوی در اطراف منزلش که در یک منطقه خلوت بوده، او را هدف گلوله خود قرار داده‌اند. گلوله شلیک شده از یک سلاح مخصوص ترور خارج شده است. (اینجا)

واقعه – شهادت امیر ارشد تاجمیر، فرزند شهین مهین فر گوینده و مجری رادیو و تلویزیون، روز عاشورا در میدان ولیعصر توسط خودروی نیروی انتظامی
علت - احمدی‌مقدم فرمانده نیروی انتظامی در پاسخ به سئوالی در رابطه با تصاویری در سایت‌های اینترنتی و زیر گرفته شدن برخی افراد از سوی خودروهای غیرشخصی گفت: هیچ تصویری وجود ندارد و شما هم دروغ نگویید و حق ندارید دیگر سئوال‌های دروغ بپرسید. (اینجا)
خودرویی که اغتشاش‌گران را زیر کرد، مالک خودرو شناسایی شد و معلوم شد که این خودرو سرقت شده بوده است و سارق اقدام به این کار کرده است که تحقیقات برای شناسایی این فرد در حال انجام است. (اینجا)

واقعه – شهادت 38 نفر از هموطنانمان بدست یزیدیان در روز عاشورا
علت - اطلاعیه نیروی انتظامی مدعی کشته شدن فقط 7 نفر در جریان درگیری های روز عاشورا شد.۲ نفر با هویت معلوم در روز یاد شده در تقاطع خیابان‌های انقلاب و حافظ در جریان حمله و تهاجم با اشیای سخت به مأموران نیروی انتظامی زخمی شدند و پس از انتقال به بیمارستان جان باختند. یک نفر با هویت نامعلوم به علت سقوط از پل و ۲ نفر با هویت معلوم بر اثر برخورد خودرویی با آنان در تجمع اغتشاش‌گران جان باختند. یک نفر با هویت نامعلوم در جریان اغتشاشات با ضربات کارد کشته شده است. (اینجا)

واقعه – شهادت استاد سبز دانشگاه تهران شهید مسعود علی محمدی توسط انفجار بمب کنترل از راه دور
علت – رئیس دولت کودتا: «آدم ربایی و ترور» پرده‌ هایی از یك توطئه مشترك تلقی می شود. از یك سو ماموران جاسوسی و اطلاعاتی دولت آمریكا در كشورهای ثالث اقدام به ربودن چند شهروند ایرانی و انتقال آنها به آمریكا می كنند و از سوی دیگر عوامل سرسپرده و خائن او در داخل ایران دست به ترور یكی از شهروندان و صاحب‌ فكر و اندیشه می زنند. (اینجا)
خبرگزاری سپاه: گروهك موسوم به انجمن پادشاهی ایران ترور مسعود علیمحمدی استاد فیزیك دانشگاه تهران را بر عهده گرفت. اعضای انجمن پادشاهی ایران در جریان فتنه‌ های پس از انتخابات 22 خرداد نیز با ورود به كشور در تخریب اموال عمومی و اغتشاش نقش داشتند. اعضای این انجمن ضمن حضور در اغتشاشات، وظیفه آموزش شیوه ساخت كوكتل‌ مولوتف و آتش زدن اماكن عمومی را به اغتشاشگران بر عهده داشتند كه در جریان دادگاه افشا شد. (اینجا)

ترور شهید مسعود علی محمدی قطعاً آخرین جنایت این حکومت نبوده و انفجارها و شلیک ها همچنان ادامه خواهند داشت. نام و نشان شهید و محل شهادت و نحوه آن متفاوت خواهد بود ولی توجیهات حکومت همچنان بر همین منوال خواهد بود.
حکومتی که بخواهد بر پایه جنایت و رذالت دوام داشته باشد، آیا زیبنده است که از واژگان "جمهوری" و "اسلامی" استفاده نماید؟
آیا موج میلیونی مردم در 22 بهمن را هم می خواهید با بمب و گلوله متوقف کنید؟

۱۳۸۸ دی ۲۴, پنجشنبه

Professor’s funeral تشییع استاد

به نام خدا

سلام؛ این یک متن علمی یا منطقی یا عقلانی نیست. صرفا یک روایت است.

پنج شنبه بیست و چهار دی سال هشتاد و هشت، جنازه دکتر علیمحمدی که همه او را شهید می خوانند، از جلوی منزلش به حرکت درآمد. تشییع کنندگان دو گروه بودند..

یک گروه جلو می رفتند، اعتماد به نفس، بلندگو، وانت، موتور و بعضا بیسیم داشتند، شعار مرگ بر این و آن می دادند، نوحه می­گذاشتند و به واسطه یاد امام و شهدا دلهایشان می رفت کرب­وبلا. طبعا جنازه را آنها بردند و سوار ماشین کردند و به همین ترتیب جلو رفتند و از کوچه مهر سوم وارد خیابان فاطمیه(سهیل) شدند..

کلاً امنیت کوچه ها و خیابان های اطراف با حضور تعداد بسیار زیادی (به نسبت یک تشییع جنازه) نیروهای انتظامی، سپاهی و بسیجی تامین می شد. موتورهای هزار و بیسیم و سپر و .... هم داشتند.

گروه دوم عمدتا دانشجوهای دانشگاه تهران و شاگردان خود آقای علیمحمدی بودند، که سعی می کردند فاصله شان را با گروه اول حفظ کنند و کمی جلوی منزل دکتر ایستادند تا گروه اول برسد سر کوچه، بعد راه بیفتند. البته دوستان نیروی انتظامی از ایشان مصرانه می خواستند تا حرکت کنند. این گروه فقط می خواستند تا در تشییع استادشان با گروه اول قاطی نشوند. از این گروه فقط صدای لااله الی الله و صلوات شنیده می شد. فقط.

داخل خیابان سهیل، کمی جلوتر وانت شعارگو ایستاد. گویا اصرار داشتند که جمعیت به هم متصل شود. گروه اول بعد شعار مرگ بر آمریکا و اسرائیل، معتقد بودند که این (دکتر علیمحمدی) گل پرپر آنهاست و هدیه به رهبر آنهاست. این شعار دانشجویان را به شدت منقلب می کرد و می­دیدم که لبشان را گاز می­گرفتند و بعضا گریه می­کردند.

دو طرف خیابان به صورت ردیف های مرتبی سربازهای سپاهی ایستاده بودند، برادران بسیجی متعددی هم در حال تهیه عکس و فیلم از جمعیت بودند. حتی بعضی برادرها با موبایل به میان جمعیت می­آمدند و دوربین موبایل­شان را از فاصله چند سانتی­متری صورت آدم­ها عبور می­دادند و اصرار داشتند که حتما از کسانی که بلندتر لااله الی الله می گویند فیلم بگیرند. این کار آنها جمعیت را کمی نگران می­کرد اما دانشجویان به هم قوت قلب می­دادند. گفتنی است در این جمع تعدادی از اساتید دانشگاه ها هم حضور داشتند و در آرام نگاه داشتند جمعیت نقش داشتند. اتحاد زیبایی بود.

دو چیز کاملا توجه را جلب می­کرد: یکی دانشجویانی که واقعا از نبود استادشان ناراحت بودند و من می دیدم که چطوروقتی همدیگر را می دیدند در آغوش هم اشک می ریختند و به هم تسلیت می گفتند. دوم به نظر می آمد بسیجی ها برای ناآرام کردن جمع همه تلاششان را می کردند. حتی در ست هنگامی که جمعیت در حال عبور بود یک ماشین بزرگ (اندازه یک مینی بوس) ناگهان تصمیم گرفت از جای خود دربیاید و دور بزند و برای این کار خیلی هم عجله داشت. بعد از آن هم گروهی بسیجی موتورسوار درست پشت جمعیت ایستاده بودند و گاز می دادند. صدایشان کلافه کننده بود. بعد هم از کنار، جمعیت را شکافتند و عبور کردند. در حال عبور گاز می­دادند و به هم تذکر می دادند که نباید بین ما فاصله بیفتد. سعه­ی صدر جمعیت واقعا غیرمنتظره بود! یادتان می­آید در فیلم "پیامبر" یک گروه بدون سلاح با لباس سفید به سمت مکه می رفتند و گروه دیگر از مقابل با اسب آمدند و جلوی اینها شیهه می­کشیدند حتی اسبشان با بلال برخورد کرد، اما سفیدپوشان بهانه دستشان ندادند؟ همان لحظه یاد این فیلم افتادم. دست خودم نبود.

وانت شعارگو کماکان ایستاده بود. دانشجویان تصمیم گرفتند به آرامی از کنار گروه اول ،که برای مخالفین ولایت فقیه مرگ می­خواستند، عبور کنند. دراین لحظه دیدم پنجاه متر آنطرف تر درگیری­ای اتفاق افتاد و بعدا متوجه شدم که سه دانشجو دستگیر شدند.

هیچوقت اینقدر روشن به چشمم ندیده بودم، یک گروه کاملا آزاد است، محق است، امکانات دارد، رو دارد، تحریک می­کند، شعار می دهد، هر کس را بخواهد با تهمت منافق و جاسوس محکوم می کند و هر کس را بخواهد به خود می­چسباند و با نامش کاسبی می­کند و کسی کاری به کارش ندارد، تازه خود را لشکر مخلص خدا می­خواند و می­خوانندش. گروه دیگر حتی اگر عقب بایستد، فقط لااله الی الله بگوید، صدایش در نیاید، حتی جلوی اشکش را بگیرد، فقط به خاطر اینکه می خواهد راه خودش را برود و هویت مستقلش را حفظ کند منافق است و مزدور و جاسوس و اغتشاش­گر. طبیعی است که نان گروه اول در درگیری است و سکوت و خودداری گروه دوم، بیش از شعارهای تند می­آزاردش.

دانشجویان پیاده به سمت امام زاده علی اکبر چیذر حرکت کردند. در بین راه جایی ایستادند، نگران سه نفر دستگیر شده بودند، چند نفری میگفتند برگردیم وگرنه دیگر اثری از آنها نخواهیم دید اما یکی از استادهایشان گوش زد کرد که احساسی تصمیم نگیرید، از دکتر رهبر خواهیم خواست که دنبال آزادیشان باشد. باز هم اشک چشمان بچه ها را پر کرد و به راه خود ادامه دادند.

نمی­دانم قضیه این اشک را درک می کنید یا نه. آنها واقعا آمده بودند تشییع جنازه. حتی هیچ نماد سبزی هم همراه نداشتند. آنقدر که من می فهمیدم، آن اشک ها تاثیر حس کردن ظلم و بی عدالتی و قصب بود. شاید ... باور کنید خیلی مشخص بود. خصوصا اینکه دانشجویان تصمیم قطعی داشتند که به هیچ عنوان حتی پاسخ لفظی کسی را ندهند.

در طول مسیر پیاده­روی، بیشتر نیروی انتظامی حضور داشت. داشتم با خودم فکر می­کردم که اینها هم مثل ما شهروندند و ایرانی، احتمالا شغلشان ایجاب می­کند که اینقدر اخم کنند و با مردم ترشرو باشند. گفتم بگذار امتحان کنم: شروع کردم به سلام کردن و خسته نباشید گفتن. چنان لبخندهایی دیدم که گویا جواب سلام داداششان را می­دهند. زیبا بود.

هرچه به امام­زاده نزدیک می­شدیم، تعداد نیروهای امنیتی و ضد شورش بیشتر می­شد. من کمی جلوتر از گروه دانشجویان به میدان ندا که کنار امام زاده بود رسیدم. گروهی ایستاده بودند و منافقان و آمریکا و اذناب را لعن و نفرین می کردند. آنها هم معتقد بودند که دکتر علیمحمدی گل پرپر آنهاست و ... این گروه سنشان از بسیجی ها بیشتر بود و به نظر می رسید محلی باشند و احتمالا مسجدی. آقایانی با ظاهر حزب الهی و خانم های چادری و بعضا با پوشیه.

جنازه از شمال میدان رسید و این گروه ماشین را در بر گرفتند. همین موقع جمع دانشجویان که فرهاد رهبر و چند نفر از اساتید جلوی آنها بودند از طرف دیگر رسیدند. نیروی انتظامی با احترام جلوی آنها را گرفت تا صبر کنند جنازه از جلوی ایشان عبور کند و بعد پشت جنازه تا امام زاده بروند. آنها صبر کردند.

همین موقع گروهی از بسیجی ها آمدند و جلوی جمعیت ایستادند و شروع به شعار مرگ بر منافق کردند. تا آن موقع هیچ صدایی از گروه دانشجویان در نیامده بود. گروهی از کوره دررفتند خواستند مقابله کنند که دیگران، از جمله استادان و خود فرهاد رهبر، آرام نگهشان داشتند. باز هم خودداری و ارامش دانشجویان عجیب بود.

جنازه هر دو گروه جمعیت را شکافت و جلو رفت. تنها گروه خاصی که سراغ جنازه رفته بودند، زیر آن را گرفته بودند و دانشجویان که احتمالا از مسجدیها و بسیجی های محله چیذر به علیمحمدی نزدیک­تر بودند، نه تنها اجازه و فرصت گرفتن زیر تابوت را پیدا نکردند، بلکه فرصت لااله الی الله گفتن هم به دست نیاوردند. تشییع کنندگان از کیسه خلیفه می بخشیدند و استاد را به رهبر تقدیم می کردند. دیدن این صحنه برای دانشجویان، به شدت متاثر کننده بود. به پیشانی میزدند و گریه می کردند. حس من این بود که گروهی که علیمحمدی در زمان حیاتش (حداقل ماه­های پایانی) یک موی تنش هم با آنها همراه نبوده، قصد مصادره جنازه اش را به نام خود دارند. (مانند بسیاری دیگر از ارزشها، مانند اسلام که مال یک گروه خاص است و دیگران هر کاری کنند منافقانه است)

جنازه را بردند، اما راه همچنان برای جلو رفتن دانشجوها بسته بود. یک نفر که نمی شناختمش، آمد میان دانشجوها و استادها، از فرهاد رهبر خواست تا با بسیجی ها همراه شود و حرکت کند، تا دانشجوها هم بعدا پشت سرش بیایند. یکی از اساتید با او وارد بحث شد، درگیری لفظی پیش آمد، آن دو را از هم جدا کردند. فرهاد رهبر کمی دست پاچه و گیج شده بود. استادها از او خواستند این کار را نکند، یکی از دانشجوها هم داشت به یکی از استادها می­گفت به دکتر بگید که اگر بره دیگه رفته. به هر حال رهبر در جمع دانشجوها ماند.

مسئولین با ادب (جدا رفتارشان خوب بود) نیروی انتظامی، از بسیجی ها و دانشجوها می خواستند، حرکت کنند، بسیجیها میخواستند دو گروه مخلوط باقی بمانند. دانشجوها سعی داشتند خود را از بسیجی ها جدا کنند. در اینجا بود که یک وانت شعارگو از پشت دانشجوها سر و کله اش پیدا شد و صدایش تمام میدان را پر کرد و انسجام دانشجوها کاملا از بین رفت و جمهشان از هم پاشید. همه به سمت امام زاده رفتند.

موقع نماز میت بود. با کمک بلندگوهایی که روی وانت ها بود، نماز شروع شد. حس من این بود که یک نماز پر از تزویر در حال برگزاری است. با خودم فکر می کردم، علیمحمدی که تا روز آخر عمر، آنچه را که حق یافته بود، فریاد زده بود. پس شهید است، نه به خاطر اینکه چه کسی او را کشته، به خاطر حق­گرایی­اش. پس به نماز من و مانند من نیازی ندارد. حالا این چه نمازی است که من میان این جماعت قاصب ایستادم. همان لحظه بلندگو قطع شد و تقریبا تا پایان نماز قطع بود. ملت دو سه تا تکبیر جاماندند!

روی دیوارهای امام زاده پر بود از بسیجی و غیره، البته نبروی انتظامی به کس دیگری اجازه بالا رفتن نمی داد و زورش هم به بسیجی ها نمی رسید.

بعد از نماز، جنازه را به سمت داخل صحن امام زاده بردند. داخل امام زاده جایی برای دانشجوها نبود و از قبل کاملا پر شده بود. اساتید و دانشجوها با فرهاد رهبر مشورتی کردند و تصمیم به بازگشت گرفتند (تا اتفاق خاصی نیفتاده) و با تلخی فراوان باز هم در سکوت به سمت اتوبوس های دانشگاه برگشتند. در اینجا گروهی از خواهران و برادران، حسب انجام تکلیف شرعی، دنبالشان راه افتادند و با شعار تقلیدی "این ماه ماه خونه، منافق سرنگونه" آنها را بدرقه کردند. چند دانشجو را دیدم که با صورتهای پر از تعجب، از شدت فشار و ناراحتی در حالی که گریه می کردند، توی سر خود می زدند. اما باز هم کسی حرفی نزد. شاید هم می ترسیدند. البته حق داشتند. چون قبلا تشییع اینطوری نیامده بودند.

به هر حال دانشجوها با تلخی سوار اتوبوس شدند و لابد بعد هم برگشتند. (امیدوارم)

در راه برگشت، خدا را شکر کردم. هر کدام از این اتفاق ها و روزها بستری است برای روشن شدن اینکه چه کسی، چه کاره است. روز تشییع آقای منتظری، روز عاشورا و حتی روز نه دی و امروز. این روشن و شفاف شدن قطعا در جهت ظهور حق است. حالا اینکه ظهور حق چه صورتی به خود بگیرد خدا می داند. گاهی حق در بند است، گاهی سربریده است، گاهی هم فاتح. در همه این حالتها حق ظهور کرده و همه شناختندش.

خدا را شکر. امیدوارم همه چیز را، همانطور که هست، به ما نشان بدهد.

۱۳۸۸ دی ۲۲, سه‌شنبه

شعارهای اقتصادی احمدی نژاد

دلیل خنده به احمدی نژاد

کلمه:روزنامه اعتماد در ضمیمه امروز خود اقدام به انتشار شعارهای اقتصادی محمود احمدی نژاد کرده است.

این شعارها به شرح زیر است:

* نفت باید بر سر سفره های مردم باشد.

* مردم نوسان تغییر قیمت نفت را در زندگی خود باید ببینند. نفت می شود ۸ دلار زندگی همان است که بود. می شود ۵۰ دلار باز همان است. این شدنی است.

* در جامعه نمونه نباید خبری از فقر و فساد و تبعیض باشد.

* من دست مافیای قدرت و قبیله را از نفت کوتاه خواهم کرد و جانم را به پای آن خواهم گذاشت.

* باید نیازهای جامعه را تامین کنیم، عدالت را برپا و فقر را ریشه کن کنیم.

* همه برنامه های من بر پایه توسعه سرمایه گذاری مولد پایدار است.

* سرمایه گذار باید امنیت داشته باشد. امنیت من پایه یی است نه انتظامی و نظامی.

* الان می پرسند چرا رفتی در کاخ ها نشستی. می گویند آبروی نظام است. از کجای اسلام این را استخراج کرده اید. از کجای خواست مردم این را استخراج کردید.

* سازمان چای باید در شمال باشد. تاسیسات نفتی در جنوب. مس در کرمان باشد. اما اینجا است.

* در کارخانجاتی که دست دولت است، ما مشکل بهره وری داریم.

* در سه ماه اول تشکیل دولت فضای عمومی کشور عوض خواهد شد. فضای کار و تلاش برای اعتماد از دست رفته بازیابی خواهد شد.

* در یک سال پس از تشکیل دولت حتی سیاست های اقتصادی خود را نشان خواهد داد.

* کاهش هزینه مسکن وظیفه دولت است. ما برنامه یی برای آن داریم.

* در بحث دانشجویان اتفاق مهمی خواهد افتاد… هزینه تحصیل به شدت کاهش پیدا می کند.

* دولتی که در ارائه خدمات خط کشی کند، دولت مردمی نیست.

* دولت کارآمد و عدالت گستر

* مبارزه با فساد اداری

* پیشگیری از بروز شکاف بین دولت و مردم

* گفتمان خدمت به جای قدرت

* کاهش نرخ تورم از طریق کاهش هزینه های دولت و کاهش نرخ سود بانکی

* اولویت دادن به تولید داخلی

روحانی حقگوی!

روحانی حقگوی!
ملت ایران از اینکه هنوز حق گویانی در لباس روحانیت هستند تا با اهالی نظام ظلم بنام دین از مظالمی که بر ملت شریف ایران رفته سخن گویند بی گمان استقبال میکند. حق گویی شما هم ستودنیست و هم موجب دلگرمی ملت مظلوم ایران و همواره در یاد و قلب این ملت شریف خواهد ماند. سپاسگزاریم که پس از سی سال بر مظلومیت ملتمان در زیر یوغ استثمار حکومتی مذهبی گواهی دادید.
اما این همه “حق” نبود و باقیش شاید به منفعت اصلاح طلبان هم نباشد! پس اینرا از طرف کسی که بدنبال هیچ منفعتی درین دنیا نیست با گوش جان بشنوید بلکه بدانید چرا آن میشود که میشود و باید بشود. بلکه هم جهتتان را بیش از این با حق و حقانیت و مسیر تکاملی بشریت همراه کردید. انتخاب البته با هر انسانیست. به امید وجدانهای بیدارتر میگویم. به امید اینکه خردمندی راستین: مبنی بر شرافت انسانی روزی بنیان هر شرافت ایدئولوژیک باشد:
حقیقت تاریخ اینست که دین و باورهای مردمان همواره در طول تاریخ بشر دستمایه تحمیل قدرت و استثمار شده است. حقیقت اینست که حکومتها دین و خدا و پیامبران را همواره برای سودی که نسیبشان میشود خواستند و نه برای کرامت انسانها!
حقیقت تاریخ و سی سال گذشته هم اینست که این اسلام ناب حکومتی که آقایان میفرمایند قابل تطبیق با اسلام ناب محمدی (ص) نبوده و نیست. در کجای تاریخ این ممکن شده است؟ کدام خلیفه ای قادر به چنین مطابقتی بوده که شما چنین ادعایی دارید؟ آقایان البته از مرز ادعای معصومیت هم عبور کرده و اینک ادعای خدایی دارند! توجه فرمایید که ادعای “خدایگونه بودن” ندارند: چون بس روشن است که انسان خدایگونه بدنبال تحمیل قدرت نیست!! هیچیک از معصومانی که دم از آنان زدید و نانشان را خوردید هم بدنبال چنین تحمیلی نبودند! صد البته هیچیک از آزادگان تاریخ هرگز با شلاق و زندان و شکنجه بدنبال دینپروری نبوده اند! این رسوم رسم بت پرستان و حاکمان ظالم و فراعنه و ابو سفیانها و رومیان بوده! همانها که پیام آوران تاریخ را به صلابه و صلیب کشیدند! شلاق و صلابه و بند و شکنجه در هر کجا رخنه کند رد پای حاکمان سلطه گرست و اهرمن! بوی خدا نمیدهد! بوی نفوذ اهرمن به کلام حق و بوی جنون تحمیل میدهد!
راستی اینست که “حق” قابل تحمیل و انحصار نیست! هرآنکه حق را یافته هم اهل تحمیل و انحصار و منفعت و استثمار و استبداد و شلاق و شکنجه و آزار نیست! حقیقت و راستی اینست. وجدانی بیدار اما کافی بود تا کلام حق و باطل را تشخیص دهیم. اما دریغ که با طناب باورها تا انتهای ظلمات اهرمنی رفتیم و نفهمیدیم هم!
انسان چون فرشتگانی می آید تا خدایگونه شود. اما ادعای خداوندگاری داشتن بدین معنا که جان و مال نوامیس همه مسلمانان ایران یا جهان و اصلا کل بشر در دستان یک شخص یا گروه قدرت پرست باشد: بوی شرک و اهرمنی میدهد، نه بوی خدا!

تحمیل قدرت و استثمار و شلاق و زندان و شکنجه همواره رسم قدرتهای اهرمنی بوده. همانها که بویی از حقانیت و نکویی و راستیها نبرده اند و وجدانشان چنان در خواب است که با اعتراضات میلیونی ملتها هم هرگز در تاریخ و هم امروز بیدار نشدند و نخواهند شد! و چنین گمرهان اهرمن پیشه هرگز با ندای حق خواهی و فریاد شما هم بیدار نخواهند شد! اینرا می باید که تا کنون دریافته باشید!

ملت ایران و بخصوص نسل جوانش امروز این را دریافته اند. نور حق بر وجدانهای بیدارشان تابیده و به یمن ظلم حکومت مقدس مآبان منفعت طلب و پس از سی سال مظلومیت و پایمال شدن همه حقوق انسانی و هم کرامت انسانی اینک این حقایق را بخوبی دریافته!
از اینکه صدای در گلو خفه شده ملتی شرافتمند شده اید بی گمان ملت از شما بس سپاسگزارند و اجرتان با خداوند است و بیگمان این ایستادگی شما روی خط وجدان و شرافت جاودانه در یاد ایرانیان خواهد ماند عزیز. اما خوبست بدانید که حقایق کلی تری هم هست که ملت اینک پیشتر از شما و کل نظام ظالم بدانها ادراک و اشراف یافته اند.

ایرانیان: هرگونه ظلم و شلاق و شکنجه و آزار انسان را اهرمنی میدانند!
با همه معیارهای ایرانی این حکومت نه تنها خدایی نیست که اهرمنی شده است.
بت پرستی رسم ملت ما نیست! اهرمن صفتی وصف ملت ما نیست! هر چند شما به یمن وجدانی بیدار از صفوف ظلم به در آمدید و یا بخاطر نیت پاک خداوند و هستی برخی را از همراهی با نظامی اهرمنی و ناپاک بازداشته است و موجب خیرشان گشته اما حقیقت اینست که ملت ایران اینک بیدار شده و ماهیت اهرمنی نظام ظلم را دریافته است.
حقیقت اینست که ملت ایران هرگز سر “همراهی” و آشتی با اهرمنان نداشته و ندارند و نخواهند داشت.
حقیقت اینست که اینک دریافتیم هرآنچه بر سرمان آمده قصور خود ملت بوده در همراهی با اهرمنیها و کژیها در قرون و اعصاری که بنام دین و خدا بر ملت ایران ظلم روا میداشتند و اینک نسل جوان دریافته که دگر حتی به قدر ذره ای همراهی با کژیها و کاستیها به مصلحت انسان ایرانی نیست! اینک اینزمان ایرانیان مایلند درهای این جهنم جنون را برای همیشه تاریخ به یاری حق ببندند و پلمب کنند تا مبادا به قدر روزنه ای برای بازگشت بت پرستیها و دین فروشیها و نان به نرخ باور خوردنها و بنام خدا حکومت و استثمار کردنها باقی بماند! مصلحت ایران را دریافته اند اینک! مصلحت دین را هم اگر میدانستید در همین می یافتید.

این رای نهایی نسل جوان ایران است.
اگر با زبان بی زبانی بیان میدارند اما وجدانی بیدار کافیست تا دریابیم که پس از هزار و چهارصد سال میخواهند به تمام معنی ابتدا “ایرانی” باشند! عزم نسل جوان ایرانیان بر این است که پس از این دگر شرافت انسان ایرانی را در پای هیچ باور و تحمیلی قربانی نکند! مشکل شما روحانیون با این مسئله چیست؟ با علم برینکه در مملکتی بنام “ایران” به جهان آمده اند این فرشتگان شریف و از آب و خاک و گوهر فرهنگ و هنر ایران پروردند آیا این جرم بزرگیست که بخواهند ایرانی باشند؟ که اگر باورمندند: ایرانی باورمند باشند؟ اینکه از هرآنچه اهرمنی و کژی و پلیدی در فرهنگ راستین ایرانی بازداری شده تبری جویند آیا این را میباید بر آنان خرده گرفت و یا مایه مباهات دانست؟ هر بیدار وجدانی خواهد گفت: این مایه مباهاتست که نسلی آمده و میخواهد یکی از غنیترین و شریفترین فرهنگهای بشری را با جان و دل حفظ و حراست کند! این ستودنیست که این نسل اهرمن را حتی در لبان مقدس مآبی و در حکومتی بظاهر دینی هم تشخیص میدهد و از آن تبری میجویند! کاش شما هم به این تشخیص میرسیدید و با نسل جوان همراه میشدید که در آینده ایران جایی برای مقدس مآبان منفعت طلب باور فروش مزور نخواهد بود.

در چشمان این نسل حقایق امروز و آینده تاریخ را بخوان!
بدان که دگر جایی برای اینچنین بت پرستیها در ایران نمانده است! و چه خوب و مبارک که این اولین ملت باورمند به وحدانیت هستی چنین جانانه برین باورش پای میفشرد! شرافت این نسل ستودنیست. وجدانی بیدار کافیست تا بدانید دگر هیچگاه در ایران و هم جهان پس از این اهرمن قادر نخواهد بود با چماق دین و باورها و ایسمها بر بشریت سلطه جوید!

این همان پیام همه پیام آوران و آزادگان تاریخ بشر بود چون با چشم جان نگری:
بشریت امروز از همه مظاهر اهرمن تبری میجوید. از نسل جوان ایران هم جز این انتظار نداشته باشید. ای شما بیدار وجدانهای زمانه: به صفوف تبری از بت پرستی و نفاق و تظاهر و سلطه بنام دین بپیوندید. چون آینده بشر از آن رستگارانست و بس.

زمان: زمان شرافت یافتن انسان است!
کژی و کاستی و اهرمنی و سلطه و استثمار و ظلم را در آینده بشر راهی و جایی نیست و نخواهد بود.
هر آن تحمیل محکومست!چرا که تحمیل را جز سلطه هدفی نیست. تحمیل باورها محکومترینهای این زمانه است.
تحمیل کژی و کاستی و اهرمنیست. سد راه تکامل انسان و بشریت است. و بشر بیش از این در چنگ سلطه اهرمن نخواهد ماند!
* * *
بشر پرواز خواهد کرد. اهرمن میماند و زندانش! و مشتی دزد و باورفروش و رمالان.
زمان صف آراییست یاران! شما در کدامین صف ایستادی؟!
فاش گویید! اهرمن از راستیها بیزارست! دراکولاها در ظلمت میلولند و با اولین تابش نور حقیقت و راستی از هم می پاشند و محو خواهند شد!! (راستی در فرهنگ ایرانی همان حقیقت است. بهترست دوستان دگر در تعاریف مغلطه نفرمایند که تامین امنیت اهرمنیان به هیچ ترفندی دگر ممکن نخواهد بود!)

این زمان اهرمن در هیچ کجای عالم امنیت نخواهد داشت.
تنها راه بیداری وجدانهاست و شرافت یافتن انسان!
به صفوف انسان شریف ایرانی بپیوندید: این تنها راه نجات همگان است.
راه شرافت یافتن انسان اینک هموار شده و تا شرافت بشریت پیش خواهیم رفت.
در صفوف کژیها و اهرمنیها نمان! به صوف راستیها و شرافتمندان بپیوند.

زمان زمان عذاب اهرمن است.
نمی بینی چگونه لاشه متعفن نظام اهرمنی دین فروشی و تحمیل و چماق و شکنجه با اولین تابش نور حق قبض روح شده؟
نمی بینی که اهرمن در برزخ است؟! نکیر و منکرش شمایید ملت ایران!
هر چند اهرمن در برزخ هم گوشش سنگین است! اما شما از پرسشها دریغ مدار.
بلکه مومیائیان از تابوت برخیزند و بجای زانو زدن بر اهرمنان با وجدانی بیدار شده بر شرافت انسان شهادت دهند!
بر شرافت انسان که تجلی نور حق در اشرف مخلوقاتست تعظیم کن ای اهرمن درون من!
نه بر ظلم حاکمان! نه بر اسارت و بردگی انسان! نه بر خدا فروشان حکومتی! نه بر تسخیر قلوب با ورد و دعا!
نه بر بت پرستی اهرمن پرستان! نه بر منفعت طلبان.
والسلام و به امید هدایت رهپویان حق.
* * * *
سر فرود آوریم بر درگاه وجدان و شرافت
که اینزمان زمان تجلی نور حق در انسانهاست
و شهادت میدهیم: بر وحدانیت جهان هستی
بر حقانیت شرافت انسان
بر پیام حق که جز نیکی و عشق و رهایی نبود!
بر آزادگی انسان و خواری هر آنچه اهرمنیست!

شهادت میدهیم که انسان ولی خدا بر زمین است
که انسان رستگار خواهد شد و خدایگونه میشود
و بشر پرواز خواهد کرد:
تا ماورای زمان و استبداد
تا یگانگی انسان و هستی
تا جاودانگی عشق و رهایی
با نور حق و شرافت و بالهای خرد و ادراک

شهادت میدهیم که:
بهشت جاودانه همواره ممکن است و پیش روی رستگاران!
شهادت میدهیم که: درگاه بهشت جاودانه را درین زمان بگشاییم!
یا حق!